ولایت درآموزه های امام باقر علیه السلام

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

ya sahebاصل ولایت درقرآن و روایات اهل بیت (ع) ازمحوری ترین اصول اسلامی پس ازتوحید است. وآنچنان که درقرآن تاکید فراوانی برآن شده است نشان می دهد زندگی همه انسان ها دردنیا حول محور دو ولایت می چرخد: یا ولایت خدا. (الله ولی الذین آمنوا) ویاولایت شیطان وطاغوت (والذین کفرو اولیائهم الطاغوت) وانسان ها ازاین دو ولایت نمی توانند خارج باشند.

ولایت درآموزه های امام باقر(ع)

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
وبه یاد ولی خداامام حجت بن الحسن العسکری (ع)

اصل ولایت درقرآن و روایات اهل بیت (ع) ازمحوری ترین اصول اسلامی پس ازتوحید است. وآنچنان که درقرآن تاکید فراوانی برآن شده است نشان می دهد زندگی همه انسان ها دردنیا حول محور دو ولایت می چرخد: یا ولایت خدا. (الله ولی الذین آمنوا) ویاولایت شیطان وطاغوت (والذین کفرو اولیائهم الطاغوت) وانسان ها ازاین دو ولایت نمی توانند خارج باشند.
هیچ انسانی مخصوصا درزندگی اجتماعی خویش بدون پذیرش اصل ولایت و یاحکومت و یا قانونی نمی تواند به زندگی جمعی خود ادامه بدهد.
بنابراین آنچه که درمعارف اسلامی اهمیت دارد پذیرش ولایت خداست چه درنظام تکوین وچه درنظام تشریع، تابتوان تحت ولایت خدا از ولایت هرشیطان و طاغوتی رهاشد. وولایت اولیائی راپذیرفت که به اذن خداحجت او و ولی ازجانب او هستند.
درسفارشات پیامبر(ص) واهل بیت (ع) ازهمان صدراسلام نسبت به این اصل بیشترین تاکیدشده است. و واقعه غدیر اوج اصرار براین پیمان بزرگ بود.
امام محمد باقر(ع)درموقعیت های گوناگون فراوان به این مسئله اساسی پرداخته اند که دراین مقاله کوتاه به گوشه ای ازمعارف بلند حضرت خواهیم پرداخت.
 
1-ولایت اساسی ترین پایه دین است:
امام (ع) درسخنان کوتاهی میفرمایند: (اسلام برپنج پایه استواراست. اقامه نماز، پرداخت زکات، روزه ماه رمضان، حج خانه خدا، و ولایت ما اهلبیت(ع). ودرعبارتی دیگرمی فرمایند: (هیچ چیزی مانند ولایت موردتوجه نبوده است)
(امالی شیخ صدوق ص353)

2- ولایت محور وحدت جامعه:
برخلاف آنچه که عده ای تصورمی کنند. مطرح کردن بحث ولایت دردنیای امروز نه تنها موجب اختلاف وتفرقه درجامعه اسلامی نمی شود. بلکه یکی ازمهم ترین محورهای اتحاد ویکپارچگی جامعه است. حضرت می فرمایند: (خداوند بزرگ می دانست که به زودی پس از پیامبر(ص) مردم متفرق، وباهم دچار اختلاف می شوند. آن ها را ازتفرقه نهی فرمود به همان گونه که گذشتگان را نهی کرده بود. پس آنهارا فرمان داد که براساس ولایت آل محمد (ص) اجتماع کنند ومتفرق نشوند.)
(بحارالانوار65 /223)
واین همان هشداری است که حضرت صدیقه کبری(س) فریاد بر آوردند (امامت ما باعث جلوگیری از افتراق است )
موضوع بسیارروشن ودرعین حال عمیق است. هیچ جمعی نمی توانند درمورد ولایت و رهبری باهم اختلاف داشته باشند و به وحدت واقعی برسند.

3- ولایت یکی ازبالاترین نعمت های الهی است:
قرآن درآیه 8 سوره تکاثر می فرماید (درآن روز-قیامت- ازنعمت ها سئوال می شوید) امام(ع) فرمودند: (مقصود ازاین نعمت. نعمت ولایت علی(ع) است.)
(بحارالانوار24/54)
ودرآیه 20 سوره لقمان می خوانیم: (خداوند نعمت های ظاهری وباطنی خودرا برای شما کامل کرد) امام (ع) می فرمایند: (مقصودازنعمت ظاهری پیامبر(ص) است وآنچه که ازمعرفت وتوحید مطرح کرده است. ومقصود ازنعمت باطنی ولایت ما اهل بیت (ع) وپیمان مودت ماست.)
(المناقب4/180)
ودرموردآیه 83 سوره نحل (نعمت های خدارا می شناسند سپس منکر می شوند) می فرماید: (یعنی ولایت علی (ع)را می شناسند و می دانند که رسول خدا فرمان ولایت را داده است. اما پس ازرحلت پیامبر(ص) این ولایت را منکرشدند.)
(بحارالانوار35/424)

4- ولایت نورالهی است:
خداوند درآیه 257 سوره بقره می فرمایند: (وآن هاکه کافرشدند اولیائشان طاغوتند. آن ها را از نور به تاریکی و ظلمت خارج می کنند) امام (ع)درشرح آیه می فرماید: (آن هاکه کافرشدند -به ولایت علی بن ابیطالب (ع)- اولیاء آن ها طاغوتند -که مقصود دشمنان علی و پیروان آن¬هاست.- که مردم را ازفضای نورالهی خارج می کنند- و نور ولایت علی بن ابیطالب (ع) است که دشمنان مردم را به سوی ظلمتکه ولایت دشمنان اهل بیت (ع) است سوق می دهند)-
ویادرآیه 32 سوره توبه می فرماید (اراده کرده¬اند که نور خدا را با دهان هایشان خاموش کنند اما خدا نورش راتمام وکامل خواهدکرد) که دراینجا مقصود نور ولایت اهل بیت(ع) است.
(بحارالانوار35/396)

5- مقصود ازصراط مستقیم و راه خدا (سبیل الله) ولایت است:
قرآن درآیه 9 سوره اسراء می فرماید: (همانا این قرآن به راه استوار تر(اقوم ) هدایت می کند). حضرت فرمودند: مقصود از (اقوم -استوارتر) ولایت اهل بیت(ع) است.
(بحارالانوار67/339)
ودرآیه 48 سوره اسراء می خوانیم: (کافران گمراه شدند، وتوان راهیابی به راه الهی -سبیل الله- را ندارند) امام (ع) درشرح آیه می فرمایند: (آن ها که گمراه شدند و از ولایت علی (ع) خارج گردیدند، توان راهیابی به سوی راه الهی ندارند، وعلی (ع) همان-سبیل الله-است)
(بحارالانوار35 /363)
و همچنین درآیه 153 انعام (وصراطی مستقیما) امام (ع) از بریدعجلی می پرسند:
(آیا معنای (راه من مستقیم است) رامی دانی؟ بریدمیگوید خیر. حضرت می فرمایند: مقصود ولایت علی (ع) و فرزندان معصوم اوست. و در ادامه می پرسند: معنای این قسمت ازآیه که (تبعیت ازراه دیگر نکنید) رامیدانی؟ برید می گوید نه....حضرت فرمودند: مقصود ولایت مخالفان علی(ع) است. و آیا میدانی مفهوم این بخش از آیه که می فرماید (نکند از راه خدا متفرق شوید) پاسخ می دهد خیر. حضرت می فرمایند: مقصود راه علی(ع) وولایت اوست)
(بحارالانوار64/31)

6- ولایت امانت الهی است:
امام(ع)درتوضیح وتفسیرآیه58 سوره نساء (خداوند شما را فرمان داده است که امانت ها را به اهلش بازگردانید) فرمودند: (مقصود ازامانات در این آیه، امرولایت است که باید به اهلش واگذارشود )
(بحارالانوار22/283)
و همچنین درمورد آیه 72 احزاب (ماامانت رابه آسمان ها وزمین وکوه ها عرضه کردیم...) فرمودند:
(این امانتی که به آسمان ها وزمین وکوه ها عرضه شد وآن هانپذیرفتند، همان ولایت است.)
(بحارالانوار64/42)
نمونه این روایات نشان می دهد که مقصود ازاین ولایت، هردو ولایت تکوینی وتشریعی است.
 
7-مقصوداز خیرات، حسنات وحیات طیبه دربعضی ازتعبیرات قرآن، ولایت است:
حضرت درشرح آیه 148 بقره (فاستبقوالخیرات) (درانجام کارهای نیک ازیکدیگرسبقت بگیرید) فرمودند: (منظورازخیرات که باید درآن سبقت گرفت ،ولایت است )
(بحارالانوار81/43)
ودرتوضیح آیه 23شوری (کسی که حسنه و نیکی را کسب کند برنیکی اش می افزائیم) فرمودند: (حسنه ونیکی ولایت ودوستی امیرمومنان است، وسیئه وبدی دشمنی وکینه ورزی نسبت به آن حضرت است، وبه مراه این سیئه هیچ عملی قابل قبول نخواهد بود)
(بحارالانوار36 /102)
ودرمورد آیه 24 انفال (ای ایمان آورندگان خدا ورسولش رااجابت کنید آنگاه که شما را می خوانند، تاحیات وزندگی به شما ببخشند) فرمودند: (مقصود ازاین زندگی که به آن دعوت شده اید ولایت علی (ع)واهل بیت (ع)است.
(بحارالانوار36/123)
 
8- شیعیان براساس پیمانی که درعوالم قبلی براصل ولایت تکوینی وتشریعی بسته اند، ایستاده اند:
امام پنجم (ع) درتوضیح مفصلی ازعوالم گذشته عالم وآغازخلقت، ازعهد وپیمان انبیاء و اولیاء وبسیاری ازانسان ها درپذیرش ولایت تکوینی وتشریعی اهل بیت(ع) سخن به میان آورده اند... که به جهت رعایت اختصار از شرح آن صرف نظر می شود. (اصل روایت درعلل الشرایع جلد2 صفحه 606 آمده است)
ودرروایت دیگری می فرمایند:
(شیعیان علی(ع) درمسیر ولایت ما بذل وبخشش دارند و در راه مودت ما به یکدیگر محبت می ورزند، درراه زنده کردن امر ولایت ما به دیدارهم می روند (وآثارپذیرش این ولایت آنست که هرگاه خشمگین شوند ستم نمی کنند، وهرگاه راضی وخشنود باشند اسراف کارنیستند، برکت وخیر برای همسایگان خود وموجب آرامش همراهان خویشند)
(تحف العقول صفحه 410)

9- عدم پذیرش ولایت موجب هلاکت وبدبختی خواهدشد:
امام (ع)درشرح آیه 195 بقره (بادست خویش خودرا به هلاکت نیفکنید) فرمودند:
(مقصود اینست که ازراه ولایت ما عدول نکنید و منحرف نشوید که دردنیا وآخرت به هلاکت می افتید)
(بحارالانوار39/263)
و درعبارت دیگری می فرمایند: (اگرکسی تمام عمرش را بین رکن ومقام کعبه خداراعبادت کند وسپس بمیرد، درحالی که تحت ولایت مااهل بیت(ع) درنیامده باشد، خداوند او را بررو در آتش خواهد افکند.)
(تاویل الایات 309)
و امام (ع) در روایتی دیگر از اجداد خویش وآن ها از پیامبر(ص) نقل کرده اند که:
(چه شده است گروهی را که هرگاه سخن ازآل ابراهیم وآل عمران به میان می آید، خوشحال می شوند، اما موقعی که یاد آل محمد (ص) مطرح می شود، قلب هاشان درهم می شود وناراحت می گردند؟، به خدائی که جان محمد به دست اوست، اگر هرکدام از آن ها عمل هفتاد پیامبر را برای روز قیامت بیاورند خداوند از آنها نمی پذیرد، مگراینکه برعهد ولایت من و علی وفادار باشد.)
تاویل الایات ص113)
( البته این نکته قابل ذکر است که چون ولایت اهل بیت (ع) به اذن خدا و تحت ولایت اوست، عدم پذیرش آن یعنی ازحیطه ولایت خدا خارج شدن، ودرمحیط ولایت شیطان وطاغوت قرارگرفتن... وبااین ترتیب خداوند هیچ تعهدی نسبت به این افراد و اعمال وعبادات آن ها ندارد...)
 
10-شرط پذیرش ولایت چیست؟
همه این مشخصات وخصوصیاتی که در مورد ولایت مطرح شد نباید موجب غرور و عجب شیعه شود، زیرا ولایت وپذیرش آن شرایط حساس و سختی دارد،که باید بسیار در آن دقت کرد.
امام (ع)خطاب به بعضی ازشیعیانشان می فرمودند:
(مادرمورد چیزی نمی توانیم شمارابی نیازکنیم مگربه ورع وتقوای شما، وکسی به ولایت ما نائل نمی شود مگر با پرهیزگاری وکوشش وتلاش، و ولایت مارانمی توان درک نمود مگر به عمل صالح، بدترین عذاب ها در روز قیامت برای کسی است که دائما عدل راتوصیف کند، وخود دست به ستم بزند)
(اعلام الدین 127)

وخطاب به یکی ازاصحاب خود بنام جابربن یزیدجعفی فرمودند.
(... به خداقسم نمی توان به خداوند نزدیک شد، جز با اطاعت ازاو، با ما برات آزادی از آتش نیست، وازجانب خدا برای هیچکس دلیل وحجتی نداریم. هرکه خدارا اطاعت کند تحت ولایت ماست، وهرکه باخدا مخالفت کند دشمن ماست، وکسی به ولایت ما نائل نمی شود مگر درسایه پرهیزگاری وعمل صالح)
(امالی شیخ صدوق ص626)
 
(الحمدلله الذ ی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین واولاده المعصومین علیهم السلام)