جامعه رشید

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 
roshd
... اما در فرهنگ قرآن و دین، رشد معانی مختلفی دارد. از جمله: (هدایت، نجات، صلاح،  کمال و استقامت در طریق حق)..... و رشید به کسی گفته می شود که تدبیر او در بستری استوار به غایت کمال مطلوب برسد. بررسی مفهوم رشد در سیاق آیات و روایات نشان می دهد که رشد تنها در توسعه و نمو جسمی و مادی به کار نرفته است، بلکه به رشد و کمال در حوزه فکری و معنوی انسان اشاره می کند...
 
 
به نام خداوند بخشا ینده بخشا یشگر
وبه یاد ولی خدا امام مهدی (ع)
 
جامعه رشید
 
    رشد، رشید، رشاد و.....تعبیراتی از این قبیل، به چه معناست؟ معنای آن درحوزه فردی، در حوزه اجتماعی، درحوزه های سیاسی واقتصادی و...... چیست؟ آیا جامعه ما جامعه رشید است؟ 
      (آنچه که در این مقاله مورد بحث قرار گرفته بحث رشد و توسعه سیاسی و یا اقتصادی نیست، بلکه یک بحث اخلاقی و تربینی است)
   
  معنا و مفهوم رشد:
      رشد در فرهنگ فارسی، یعنی به راه راست شدن، ازگمراهی به را ه آ مدن، پایداری و ایستادگی در راه درست، نمو و ترقی و بالندگی،... و رشید هم به معنای دارای رشد، هادی و دلیر است. (فرهنگ فا رسی عمید صفحه 652)
     رشد گاهی به معنای رشد طبیعی است و با نمو جسمی و عصبی کودک سرو کار دارد، وگاهی رشد محیطی است که فرد در نتیجه یادگیری از محیط خود به دست می آورد. مانند رشد عقلی، هیجانی یا عاطفی، اخلاقی، اجتماعی، دینی، هنری و.......
     مفهوم رشد در فرهنگ قرآن و دین:
     اما در فرهنگ قرآن و دین، رشد معانی مختلفی دارد. از جمله: (هدایت، نجات، صلاح،  کمال و استقامت در طریق حق)..... و رشید به کسی گفته می شود که تدبیر او در بستری استوار به غایت کمال مطلوب برسد.
     بررسی مفهوم رشد در سیاق آیات و روایات نشان می دهد که رشد تنها در توسعه و نمو جسمی و مادی به کار نرفته است، بلکه به رشد و کمال در حوزه فکری و معنوی انسان اشاره می کند: به عنوان نمونه:
     در آیات 38 سو ره غافر و 7 سوره حجرات، ایمان به خدا واطاعت از رسولان و فرمان های دینی، ومبارزه با کفر و گناه را نشانه رشد می داند.
     و یا در آیه 14 سوره جن (کسی که تسلیم فرمان خدا باشد راه رشد را پیموده است)
     و در داستان انحرافات و فساد قوم لوط، از بیان حضرت لوط (ع) به قومش می فرماید: (تقوای الهی را پیشه کنید و مرا با رفتار زشتتان در برابر مهمانان خوار نکنید، آیا در بین شما مرد رشیدی یافت نمی شود؟)(آیه 78 هود) کنایه از این که انسان های رشید انسان های فاسد و منحرف نیستند.
      ورسول خدا(ص)می فرمایند:
      (از آثار علم و دانش رشد است، واز آثار رشد عفت و پاکدامنی)(بحار الانوار1/117 )
      ودر تورات آمده است (از رشد، استقامت و راستی، هدایت، نیکی و تقوی و عبادت، هدف داری، میانه روی، قناعت و کرامت منشعب می شود)(علل الشرایع 1/111)
      امام باقر(ع) می فرمایند:(کسی که از خدا و رسولش اطاعت کند رشد یافته و آن کس که مخالفت ورزد گمراه شده است)(کافی3/423)
      و رسول خدا درسخنی دیگر می فرمایند:
       (مشورت با انسان عاقل خیرخواه نشانه رشد و برکت و توفیق از خدا است) (بحار72/102)
       وعلی (ع) فرمودند:
       (هیچ رشدی مانند تفکر نیست، علم و دانش، رشد برای کسی است که به آن عمل کند. یاد خدا رشد و نور است)(وعبرت گرفتن ازوقایع عامل رشد است)(غررالحکم)
       و نمونه های انسان های رشید:
       قرآن در داستان برخورد حضرت موسی (ع) باخضر (ع). ازقول موسی (ع) بیان می کند که: (موسی (ع) پرسید آیا به دنبال تو بیایم که آن چه از طریق رشد آموخنه ای به من بیاموزی؟)(66کهف)
      وآیه 51 انبیاء می فرماید (حضرت ابراهیم (ع) را از قبل به حد رشد رساندیم. و راه رشد را به او دادیم)
      ودر مورد امام علی بن ابی طالب (ع) در دعای نمازی به مناسبت عید غدیر آمده است:
      ( شهادت می دهم که علی (ع) امام هدایت گر مرشد -رشد دهنده- ورشید است)
هم مرشد است و هم رشید....(تهذیب الاحکام 3/145)   
     درزیارت جامعه کبیره خطاب به ائمه اطهار (ع) می گوئیم: (فرمان شما عامل رشد است)
ودر دعای عبرات در وصف امام زمان (ع) آمده است: (او دلالت کننده و راهنمای به راه رشد است)(مفاتیح الجنان)
     آری این معصومین (ع) نمونه های اکمل رشد هستند. وکسانی که به دنبال آنها باشند رشید خواهند بود.
     پس، انسان و به تبع آن جامعه رشید عبارت است از: 
     1- جامعه ای با ظرفیت وجودی بالای عقلی و فطری 
     2- دارای شعور وبلوغ اقتصادی و اجتماعی.
     3- هدف دار بر اساس هدف واقعی زندگی مادی ومعنوی 
      4- جامعه ای اخلاقی براساس تربیت عقلانی و فطری 
     5- خردمند و داتش پژوه و جویای کمالات علمی 
     6 - دارای استقامت و راستی و تقوی و عبودیت حق 
     7 - جامعه ای معتدل، قانع، صبور، طالب رضای حق و با کرامت  
     8- عفیف و پاکدامن و دور از فسا دهای اخلاقی و اجتماعی 
     9 - پر از عشق و محبت و صفا نسبت به خدا، معصومین (ع) و رهبران الهی ومردم 
    10 - تحت ولایت و رهبری انسان های رشید و اسوه های رشد، در تمام ابعاد زندگی.
 
    ضد رشد:
         درقرآ ن کریم رشد در مقابل سه واژه: (غی، ضرر، شر) آ مده است.
         در آیه 31 سوره جن رشد درمقابل ضرر و نقصان به کار رفته، و درآیه 10 همین سوره در مقابل شر آ مده است. 
        اما تقابل اصلی میان (رشد) و (غی ) برقرار است: در آیه 256 بقره می خوانیم:
        (اکراهی در دین نیست را ه رشد از گمراهی مشخص شده است)  
غی به معنای رفتن به سوی هلاکت، و چون گمراهی نیز نوعی هلاکت است، آن را ضلالت و جهل ناشی از اعتقاد فاسد می نامند. غی انحراف از حقیقت است، و انسان را از هدف باز می دارد. (فصلنامه پژوهشی در مسائل تعلیم وتربیت اسلامی شماره 16 صفحه 22)
       درآیه 146 سوره اعراف از راه رشد و راه غی سخن به میان آمده و این که مشرکان راه غی را انتخاب کرده اند.
       ودرآیه 175 اعراف داستان بلعم باعورا عابدی که درزمان حضرت موسی (ع) مستجاب الدعوه بود. اما در اثر حسادت و از دست دادن نعمت های الهی که خدا به عنوان آیات به او ارزانی داشته بود و تبعیت شیطان، از (غاوین) منحرفان و گمراهان شد.    
      و همچنین درآیه 59 سوره مریم سرنوشت کسانی را می خوانیم که نماز را ضایع کردند واز شهوات پیروی نمودند. و درنهایت گمراه و منحرف شدند 
 
      سفاهت یعنی چه؟
      یکی از واژه هائی که در تضاد و تقابل با رشد به کار رفته: (سفیه، درمقابل رشید. و سفاهت در مقابل رشد و رشاد) است.
      سفه: سبک عقلی، نادانی، و کم عقلی.... وسفیه: نادان، مسرف، تبهکار، و کسی که بحد بلوغ و رشد عقلی و معیشتی نرسیده که بتواند زندگی مادی و اقتصادی ومعنوی خود و دیگران را سامان دهی کند.
     قرآن در آیه 5 سوره نساء می فرماید:                                                                        
     (اختیار اموال مردم را که مبنای حیات و زندگی آن ها است به دست سفیها ن نسپارید.) وبه دنبال آ ن در آ یه 6 به سرپرستان یتیمان می فرماید: 
       (بچه های یتیم را بیازمائید تا زمانی که به حد بلوغ برسند، اگر در آن ها حالت رشد را یافتید، اموالشان را به آن ها برگردانید)
      از این دوآ یه بر می آید که ممکن است کسی به حد بلوغ جسمی و جنسی برسد اما هنوز رشید نباشد. این انسان دربینش قرآن (سفیه) نامیده می شود و نباید اختیار اموال جامعه را به او سپرد. 
 
    اما از نظر قرآن و روایات سفیه کیست؟
       درآیه 130 سوره بقره می خوانیم: (چه کسی از دین ابراهیم روی بر می گرداند؟ جز کسی که سفیه است؟) با توجه به این که در آیه 51 انبیاء حضرت ابراهیم را رشید نامیده است،  مخالفت باآئین او دلیل برسفاهت است.
      و درآ یه 140 سوره انعام می فرماید: (زیان کردند آن ها که فرزندانشان را سفیهانه بدون آگاهی کشتند و آن چه را که خداوند به آن ها روزی کرده بود برخود حرام کردند)
و این مطلب هم حاکی از آن است که آن ها که بدون هیچ دلیل منطقی فرزندان خود را از بین می برند و یا کورتاژ می کنند سفیه اند.
     امام صادق (ع) فرمودند: (کدام سفیه سفیه تر از شراب خوار است؟)(کافی 5/300)
    و (سفیه ترین سفیهان کسی است که با ناسزا گفتن به دیگران "تحقیرمردم" به وجد می آید)(مستدرک 12/12)
    و علی (ع) می فرمایند: (فساد اخلاق معاشرت با سفیهان است) و (نزدیکی سفیهان  عامل فسا د مخلوقات است)(بحار1/160 )
     امام صادق (ع) می فرماید: (با سفیهان احتجاج علمی نکنید. زیرا این خود نمائی عامل دشمنی دانشمندان و بدگوئی و تحقیر سفیهان بر علیه شما خواهد شد)(کافی5/86)
    رسول خدا (ص) در روز غدیر در مورد دشمنان امامان (ع) فرمودند: (آگاه باشید که دشمنان امامان سفیه و منحرف وبرادران شیطانند)(کتاب العددالقویه 177)
     وامام صادق (ع) در گفتاری دیگر فرمودند:(راه سفاهت و نادانی را پیش نگیرید، چون امامان شما سفیه نیستند)(کافی 2/322)
 
      بنابراین سفیهان کسانی هستندکه:
     1-به رشد و بلوغ فکری و عقلی نرسیده اند گرچه عمری از آن ها گذشته باشد؟
     2- به خاطر عدم این رشد توان اداره خود وخانواده وجامعه را در راه هدف ندارند. واصولا هدف راتشخیص نمی دهند. وبرنامه ای ندارند.
     3- آن هاکه با رانت خواری و رشوه و اسراف وتبذیر اموال جامعه را غارت و نابود می کنند. 
     4- غافل از یاد خدا، و پیرو فریب های شیطانی و تمایلات نفسانی و عدم هدایت به سوی حق
       5- غرق در فساد اخلاق و سرمست از غرور و نخوت وت کبر و تحقیر مردم 
      6- ناسپاس نعمت های الهی، مخالف باامامان وپیشوایان وانسان های رشید 
 
   ودر پایان:
    جای یک سوال باقی است؟ وآن این است که مردم و جامعه ما در چه جایگاهی قرار دارند؟                                                  ا
        
  
( اللهم ارنا نوره وطلعته الرشیده)
 

نور و نار

بسم الله نورالسماوات والارض

السلام علی نورالله الذی یهتدی به المهتدون

ناریان مر ناریا ن را جاذب اند                         نوریا ن مر نوریا ن را طالب اند

           برای نور تعریف های مختلفی آورده اند. بعضی از این تعریف ها فقط برنور حسی دلالت دارد. مانند این که گفته اند: نور پرتوهائی است که به صورت امواج و یا ذرات فوتون پراکنده می شود و به دید ن کمک می کند. و تعریف های دیگر... اما با توجه به مصادیقی که درمتون دینی برای نور ذکر شد ه است، نمی توان با این تعریف ها همه آن ها را تفسیر کرد.

          تعریف مشهور دیگری که برای نور آورده اند این است که: نور آن است که به ذات خود ظاهر باشد وغیر را هم ظاهر سازد (ابن منظور جلد 14 صغحه 321). این تعریف درعین حالی که نور حسی را شامل می شود، ولی به آن محدود نمی گردد، وهرچه ظاهر بالذات ومظهر للغیر باشد را در بر می گیرد. بنا براین می تواند تمام مصادیق نور را تعریف کند.

         نورحسی، ظاهر را می بیند نه باطن را، متناهی را می بیند نه نا متناهی را، غیرخود را مشاهده می کند نه خود را و...

        ولی نور باطنی، ظاهر وباطن، دور و نزدیک، محسوس و غیر محسوس، خود وغیر خود... همه را می بیند. و سراسر هستی قلمرو رویت اواست...

        مصادیق نور در قرآن و سنت:  

        نور در قرآن واحادیث کاربردهای فراوانی دارد. گرچه این مصادیق نوع واحدی نیستند، ولی وجود ویژگی خاصی در آن ها (ظاهر بالذات و مظهر للغیر ) سبب شده که همه را نور بنامند. از جمله:

       1- خداوند متعال: درآیه 35 سوره نور می خوانیم: (الله نورالسموات والارض ) خداوند نور آسمان ها وزمین است. اوخالق همه انوار هستی است. (یانور النور، یانور فوق کل نور و.....)

       2-پیامبر(ص) وائمه(ع): درآیه 8 سوره صف می خوانیم (دشمنان اراده کرده اند که نور خدا را با دهان هایشان خاموش کنند. اما خداوند نورش راتمام خواهد کرد گرچه کافران را خوش نیاید) ویا در آیه 8 سوره تغابن می فرماید: (به خدا ورسولش و نوری که با او فرو فرستادیم ایمان بیاورید) در هردو آیه مقصود از نور، پیامبر و اهل بیت(ع) هستند. (کافی جلد1 صفحه 195روایت امام باقر(ع).

        در زیارت جامعه کبیره می خوانیم که: شما اهل بیت(ع) نور نیکوکاران هستید...وخداوند شمارا به صورت نورانی آفرید.

       امام سجاد (ع) می فرماید: (ما نور برای کسانی هستیم که ازما پیروی می کنند. و روشنائی برای افرادی هستیم که به ما اقتد ا کرده اند) (بحار الانوار 23/ 313)

       ورسول خدا(ص) فرمودند: (اولین چیزی را که خداوند آفرید نور من بود. واز آن نور، نور علی(ع)  بوجود آمد.)  (بحار الانوار 54/170) وحضرت صدیقه کبری(س) در خطابه فدک اشاره فرموده اند: (خداوند با نور حضرت محمد(ص) تاریکی های دنیا را نورانی کرد)(بحار الانوار   29 /222)

         3- قرآن: درسوره نساء آیه 174 آمده است: (ای مردم برای شما برهانی از پروردگارتان آمده است. وبرای شما نور آشکاری را نازل کردیم) ویا حضرت زهرا(س) می فرمایند: قرآن نور گسترده. وروشنائی روشنگری است. (بحار الانوار 29 /222)

        4-ایمان: درآیه 16 سوره مائده می خوانیم: (خداوند به وسیله قرآن کسانی راکه تابع رضای او هستند به راه های سلامت هدایت می کند. وآن هارا از تاریکی ها به نور با اذن خویش خارج می کند...) مقصود ازتاریکی وظلمت، کفر. وهدف از نور، ایمان است.

        امام باقر(ع) می فرمایند: (هرگاه بدعت ها آشکارشد برعالم لازم است که علمش را آشکارکند و اگر چنین نکند نور ایمان از اوجدا خواهد شد)(بحارالانوار48/252)

        5-هدایت: قرآن درمورد هدایت می فرماید: (آیاکسی که خداوند سینه اش را برای اسلام گشاده کرده براساس نوری ازجانب پروردگارش نیست؟ پس وای برآن هاکه دل هایشان در برابر یاد خدا سخت شده است. آن ها در گمراهی آشکاری هستند.)(22زمر) مقصود از نور، هدایت از جانب پروردگار است.

       6-ولایت: امام صادق (ع)در ارتباط باآیه 275 سوره بقره (خداوند ولی کسانی است که ایمان آورده اند، آن هارا از تاریکی به نور خارج می کند) می فرمایند: یعنی ازتاریکی های گناهان به نور توبه و آمرزش، در سایه نور ولایت هر پیشوای عادلی، ازجانب خداوند)(کافی 1/375)

       و در زیارت آل یاسین ازخدا می خواهیم که (مودت ومحبت مرا پر از نور ولایت محمد(ص) وآل اوکن)

       7-شیعیان اهل بیت(ع) ودوستان خداوند: رسول خدا(ص) درمیان جمعی از اصحابش فرمودند: (روز قیامت گروهی خواهند آمد که لباس هائی از نور برتن آن هاست. صورت هایشان نورانی، وبا آثارسجده شناخته می شوند. صف به صف گام برمی دارند، تادر محضر عدل الهی قرار گیرند. پیامبران وفرشتگان و شهیدان و صالحان برآن ها غبطه می خورند.  عمربن خطاب از حضرت پرسید: ای رسول خدا این ها چه کسانی هستند؟ حضرت فرمودند: این ها شیعیان ما و علی (ع) امام آن ها است.)(بحار الانوار 7/180)

      وامام موسی کاظم(ع) در مورد دوستان خدا می فرمایند: (آن هاکه در راه خدا دوستی ومحبت دارند. روز قیامت برمنبرهائی ازنور خواهند بود که نور صورت هایشان ونور بدن آن ها و نور منبرهایشان همه چیز را روشن می کند تا شناخته شوند که این ها دوست داران در راه خدا هستند).

       8-صلوات برپیامبر(ص): حضرت رسول(ص) فرمودند: (برمن فراوان درود وصلوات بفرستید، زیرا صلوات برمن نوری است درقبر و نوری برصراط و نوری دربهشت)(بحارالانوار71/64)

       9- مسجد: همان طور که ذکر ویاد خدا نوراست. مسجد هم که جای گاه یادخداست. محل جلوه انوار الهی است. پیامبر خدا فرمودند: (مسجدها انوار الهی هستند)(مستدرک 3/447)

       10- اندیشه، عبرت: امام موسی کاظم (ع) به هشام بن حکم  فرمودند: (نور تفکر باطولانی شدن آرزوها تاریک می شود... ونورعبرت باشهوت های نفسانی خاموش می گردد.)(نقل به معنا از کتاب کافی 1/17 )

        ودر زیارت آل یاسین از خدا می خواهیم که( فکر و اندیشه ما را از نور نیت های پاک پرکن)

       11- دعا: رسول خدا فرمودند (دعا اسلحه موءمن وپایه دین ونور آسمان ها وزمین است)(کافی 2/468)

       12- دانش وحکمت: از پیامبر نور و علم(ص) نقل شده که فرمودند: (علم و دانش حیات دل ها ونور چشم ها در برابر کوری است)(تحف العقول 28)

       واز امام صادق (ع)روایت شده است که: (علم باکثرت یادگیری به دست نمی آید. بلکه دانش حقیقی نوری است که در دل کسی قرار می گیرد که خداوند اراده هدایت اورا دارد )(منیه المرید148)

      واز مواعظ حضرت مسیح (ع)است که:(حکمت نورهمه قلب ها است )(بحار الانوار14/315)

     و علی (ع) درتوصیف شیعیان فرمودند: (هرکدام از شیعیان ما که آگاه به شریعت ما است. شیعیان ناتوان مارا ازتاریکی جهالت به نورعلم که ما به آنها هبه کرده ایم رهنمون شود. در روز قیامت حضور خواهد یافت درحالی که برسراو تاجی ازنور است، که برای تمامی اهل قیامت روشنگر خواهد بود )(بحار الانوار7/224)

    ودرزیارت آل یاسین:(خداوندا گوش دلم را از نور حکمت پرکن)

      13- بصیرت وبیداری: علی(ع) درنامه ای به بزرگان اصحاب خود فرمودند: (نور بصیرت روح زندگی است، که ایمان جز با آن وتبعیت سخن خداوند وتصدیق به آن نفعی ندارد)(بحارالانوار30 /37)

      امام حسن عسکری (ع)در پاسخ نامه ای فرمودند: (ما پناه کسانی هستیم که به ما پناه می آورند. ونور آن هائی هستیم که به وسیله ما بصیرت می جویند  )(بحارالانوار50/299)

      وعلی (ع)فرمودند:(بیداری -طاهری ومعنوی - نور است )(غررالحکم ) 

      ودر زیارت آل یاسین می خوانیم: (خداوندا پرکن دینم را ازنوربصیرت ازجانب تو)

 

      14- صدق و راستی: درزیارت آل یاسین ازناحیه مقدسه حضرت مهدی (ع) ازخداوند می خواهیم: (خداوندا زبانم را پراز نور صداقت وراستی کن)(مفاتیح الجنان )

      15-  یقین: امام باقر(ع) می فرمودند (هیچ نوری مانند نور یقین نیست)(بحارالانوار75/278)

      و باز هم درزیارت آل یاسین از خداوند می خواهیم (خداوندا قلبم را پراز نوریقین کن)

      وعلی (ع)می فرمایند: (یقین نور است )(غررالحکم )

     16 - زهد وپارسائی: امام صادق (ع) می فرمایند: (نور جلال بر زاهدان در دنیا می تابد) یعنی زهد آن ها عامل تابش نور جلال وعظمت خواهد بود (بحار الانوار75/278)

     17-معرفت وشناخت: بدون نور نمی توان چیزی را شناخت. روی همین اصل امام علی بن ابیطالب (ع)می فرمایند (معرفت نور قلب ها است. وبرخلاف آن شک وتردید نور قلب را خاموش می کند.)(غررالحکم)

     18- شرم وحیاء: که خود محور بسیاری از ارزش های اخلاقی است. امام صادق (ع) فرمودند:(حیا وشرم نوری است که جوهره آن صدر ایمان است)(مصباح الشریعه 189)

     ذکر چند نکته:

     1 - موارد هیجده گانه مصاد یق نور نمونه اندکی ازموارد نور در قرآن و سنت بود. وموارد ذکر شده. در بسیاری از آثار ادبی فارسی هم در فضای نور تعریف شده اند. واین احساس قابل وجدان برای هرفطرت سالم است.

     2- درسراسر تاریخ بشر دین مردم را به فضای نور (با همه مصادیق آن) دعوت می کند. وسعی می کند انسان را از ظلمت ها رها کند. بنا بر این روشن فکرانی که با دین مشکل دارند. درواقع نور حقیقت، چشمان آن ها را آزار می دهد. وگرنه درگیری با نور چه مفهومی دارد؟

     نار:

     معمولا در برا بر نور ظلمت را مطرح می کنند. اما چرا دراین جا صحبت از نار وآتش است؟

     درپاسخ به این اشکال ذکر چند نکته لازم است:

     1 - قرآن درآیه 6 سوره تحریم می فرماید: (ای مومنان خود و وابستگان به خود را از آتشی که آتش گیره آن انسان ها وسنگ ها هستند حفظ کنید)

     2- ویا در مورد فرعون وفرعونیان قرآن اشاره می کند که (آن ها را امامانی قرار دادیم که دعوت به آتش می کنند، (امامان نار) وروز قیامت یاری نمی شوند )(قصص 41)

     این امامان در برابر امامان نور قرار گرفته اند. وهدایتشان هدایت به سوی آتش ونار است

    3- وگاهی ممکن است، ظلمت وتاریکی  باشد اما پراز آتش وحرارت، مانند سیاه چاله ها در دنیا و جهنم در آخرت.

     مصادیق نار:

     درقرآن وروایات مصاد یق فراوانی ازآتش ونار عنوان شده که در ادب فارسی و محاورات روز مره ما هم می توان از آن ها نام برد. مانند آتش خشم، کینه، حسد، و... به عنوان نمونه:

     1- شرک: قرآن از زبان حضرت موسی(ع) خطاب به بنی اسرائیل  می فرماید: (ای قوم من  شما را چه شده است که من شما را به راه نجات (توحید) دعوتتان می کنم. وشما مرا به سوی آتش (شرک) می خوانید؟)(غافر41)

     2- بدعت در دین: امام صادق (ع)می فرمایند: (هر بدعتی ضلالت وگمراهی است. و راه هرضلالتی به سوی آتش است)(کافی 1/56)

      3- دشمنی باولایت اهل بیت(ع): امام صادق(ع) در توضیح آیات 12،11و13 بلد (فلا اقتحم العقبه)(نتوانستند از عقبه سخت عبور کنند). فرمودند: آن که را خداوند با ولایت ما گرامی داشته از عقبه سخت عبور می کند. وما همان عقبه ای هستیم که هرکس توانست وارد آن شود وبه سلامت بگذرد، نجات یافته است... (ودر ادامه فرمودند:) مقصود از این عقبه (آزادی بنده است). وسپس خطاب به یکی از اصحابشان فرمودند: همه مردم گرفتار وبرده آتش اند. غیر از تو ویارانت (شیعیان) زیرا خداوند شمارا به خاطر ولایت ما از آتش رها کرده است)(کافی 1/ 430 )

     4-شک وتردید وگناه: امام صادق (ع)می فرمایند: (شک وتردید وگناه هردو در آتش اند. هیچ کدام این ها نه ازما اهل بیت هستند ونه ما به آن ها گرایشی داریم )(کافی 2/ 400)

      وعلی (ع) می فرمایند: (آن که برمرکب گناه سوار شده منزلگاهش آتش است)(مستدرک وسایل 11/339).

      5- روی گردانی ازقرآن: در دو روایت از رسول گرامی (ص) وامام صادق (ع)نقل شده که فرمودند: (قرآن هشدار دهنده و فرمان دهنده است. فرمان به بهشت می دهد واز آتش دور می کند. وهیچ کس از قرآن روی بر نمی گرداند مگر این که داخل آتش خواهد بود)(کافی 2/601)

      6- پنهان کردن حقیقت وفروختن حقائق دین به بهای اندک: قرآن می فرماید: (آن ها که پنهان می کنند آن چه راکه خداوند در کتاب نازل فرمود ه وآن را به بهای اندک می فروشند. در شکم ها یشان جز آتش نمی خورند وخداوند در روز قیامت با آن ها سخن نمی گوید. وآن هارا تزکیه نمی کند وبرای آن ها عذاب درد ناکی است.)(بقره 174 )

       7 - دشمنی ها وتفرقه: قرآن در سوره آل عمران آیه 103 می فرماید: (همه شما به رشته محکم خداوند چنگ بزنید. ومتفرق نشوید. وبه یاد آورید نعمت الهی را برشما آن گاه که دشمنان یک دیگر بودید. وخداوند بین دل ها یتان الفت ومحبت ایجاد کرد. وشما به نعمت الهی برادران هم شدید و شما بر پرتگاهی از آتش بودید که خداوند شمارا نجات داد...). این پرتگاه آتش چیزی جز تفرقه ودشمنی نبود.

      8-کشتن انسان ها: پیامبر(ص) فرمودند: (اگر اهل آسمان ها و زمین های هفتگانه درریختن خون یک انسان مومن شریک شوند. خداوند همه آن هارا به رو در آتش خواهد افکند)(مستدرک 18/212)

      9- تحقیر انسان ها: امام صادق(ع) می فرمایند: (تحقیر مردم جفای به آن ها و آن که جفا کند در آتش است)(کافی 2/325)

      10- شهادت دروغ: امام صادق (ع) می فرمایند: (کسی که شهادت دروغ برعلیه کسی می دهد. ازجای گاه شاهد بودنش مدام به سوی آتش می رود)(مستدرک 17 /415 )

       11- مردم آزاری وترساندن آن ها: امام صادق (ع) می فرمودند: (کسی انسانی را ستم گرانه با تازیانه بزند. خداوند با تازیا نه ای ازآتش اوراخواهد زد)(مستدرک 9 /148)

       و(کسی که مرد م از زبانش بترسند، درآتش خواهد بود )(وسایل الشیعه 16/31)

       علی (ع) فرمودند: (ای مردم تجاوز و ستم به مردم متجاوزان را شعله ور درآتش خواهد کرد.)(وسایل 16/38) 

      12- مکر وخیانت: پیامبرخدا فرمودند: ( مکر وخدعه وخیانت همه فضای آتشند ). (مستدرک 14/12)

      13- کینه وحقد: علی (ع) فرمودند )حقد وکینه آتشی است که جز باپیروزی یک طرف خاموش نمی شود)(غررالحکم 299)

      14- کفر وستم: علی (ع) فرمودند: (ظلم و ستم موجب و سبب آتش است)(غررالحکم 457)

      و دردعائی در مورد امام زمان (ع)می خوانیم: (خداوندا به او اجازه ظهور بده تا باعدالتش آتش کافران راخاموش کند)(بحارالانوار92/329)

      ودرزیارت امام زمان(ع) آمده است: (باعدالتش تاریکی ها نورانی وآتش ستم خاموش. وآتش کفرنابود خواهد شد.)(بحارالانوار 99/85)

     15- جنگ وتعصبات جاهلی و لجاجت: امام صادق (ع) دربیان آیه 4 سوره غاشیه (به آتش سوزان می رسد) می فرمایند :(این ها را آتش جنگ در دنیا درعصر امام زمان(ع) فرا می گیرد و درآخرت آتش جهنم)(کافی 8 /50)

     و (کسی که تعصب بی مورد داشته باشد گرفتار آتش خواهد شد)(کافی 2/308)

     وعلی (ع)می فرمایند: (از درون دل هایتان آتش عصبیت را خاموش کنید)(بحارالانوار14/465)

     و (زیاده روی در سرزنش مردم  آتش لجاجت را شعله ور می کند)(بحارالانوار74/ 212)

     16- فتنه وخشم: علی(ع) فرمودند (کسی که آتش فتنه را شعله ور کند فتنه او را خواهد سوزاند)

     و (خشم وغضب آتش برافروخته است. هرکس آن را فرو خورد آن آتش را خاموش کرده است. وهرکس که خشمش را کنترل نکند. اولین کسی است که در آتش خشم خواهد سوخت)(غررالحکم)

     17- شکم پرستی-شهوت رانی: رسول خدا (ص) فرمودند: (بیشترین چیزی که امت مرا وارد آتش میکند. دوچیز توخالی است: شکم وپائین تر ازشکم)(کافی2 /79)

      وفرمودند: (کسی که نوجوانی را از روی شهوت ببوسد خداوند برلب اولگامی ازآتش خواهد زد). در ادبیات فارسی هم غریزه جنسی را به آتش وشعله های آن تعبیر می کنند.

     ودر مورد این موضوع ازهمان حضرت نقل شده که: (مردی که با زن نامحرمی مصافحه کند (به اودست بدهد)گرفتار خشم الهی خواهد شد. ومردی که ملازم زن نامحرمی باشد باشیطان در زنجیری از آتش نزدیک خواهد بود. ودر آتش انداخته می شوند)(بحارالانوار101/32)

     18 کبر وحسد: امام باقر(ع) فرمودند: (تکبر وخود خواهی راه به سوی آتش است). (وسایل الشیعه 15/377)

   واز امام صادق (ع) نقل شده: (کبریائی رداء خداست. واگر کسی با آن به رقابت برخیزد خداوند اورا به رو درآتش می افکند)(بحار الانوار 70/215)

     و (حسد ایمان را می خورد. همان طور که آتش هیزم را) حسد،آتش ایمان است (کافی 2/306)

     19-خوردن مال یتیم و مال حرام: قرآن هشدار می دهد: (آن ها که مال یتیمان را براساس ستم می خورند، درواقع درشکم هایشان آتش  می خورند وبه زودی وارد آتش جهنم خواهند شد)(نساء10)

    و رسول خدا فرمودند: (کسی که برای او مهم نباشد که مالش را ازکجا به دست می آورد (حلال یاحرام) برای خداهم اهمیتی ندارد که ازکجا او را وارد آتش کند)(بحار الانوار 100/13)

   یکی ازیاران امام صادق (ع) به نام ابوبصیر از امام می پرسد: چه چیزی به آسانی انسان را وارد در آتش  می کند؟ حضرت فرمودند: خوردن مال یتیم به اندازه یک درهم. و ما یتیم  هستیم)(وسایل الشیعه 9/536)

     20- خرید وفروش سگ: امام رضا (ع) فرمود ند: (بهاء خرید وفروش سگ حرام وحرام بودن آن موجب ورود در آتش است)(وسایل الشیعه 17/124) (البته مقصود سگ های گله ونگهبان نیستند زیرا خرید وفروش این ها در فقه اسلامی مقررات خاصی دارد)

       واما امروز:

       1- جامعه ما در فضای نور زندگی می کند، ویا گرفتار صدها آتش ونار است؟ آیا شرایط زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی. و وسا یل ارتباط جمعی، نوررا برای ما به ارمغان آورده یا نار را؟

         2- مردم  در برخورد با عوامل نار برخوردهای متفاوت دارند:

          -گروهی خود، امامان وپیشوایان نارند. وآتش افروزان جامعه، با تمام امکانات تبلیغاتی وشیطانی. منافع نا مشروع خویش را در همه آتش افروزی ها می بینند. ودنیا را به آتش کشیده اند.

         - عده ای سوزش آتشی راکه در آن افتاده اند احساس می کنند. اما در اثر مرور زمان به آن عادت کرده اند. به تعبیر قدماء مانند مرغی به نام سمندر که فقط میتواند درآتش زنده بماند. این ها اگر روزی گرفتار فتنه ها وجنگ ها و... نشوند. دچار سرگشتگی می شوند. ودر فضای معطر ونور نمی توانند نفس بکشند. (مانند انسان های معتاد)

         -گروهی دیگر درد را احساس می کنند ومی خواهند خودرا نجات دهند. اما راه نجات رانمی یابند. وتبلیغات عظیم شیطانی بزرگ ترین مانع نجات آن ها است. واگر می توانستند خودرا به فضای نور برسانند. به طور قطع از نار نجات می یافتند.

         - وبعضی انسان های مستضعفی هستند، که گرفتار این آتش ها شده اند. وگاهی برای نجات خود از یک آتش به پناه آتشی دیگر می روند.

         - دراین میان رسالت انسان هائی که در دنیای نور وروشنائی رشد پیدا کرده اند بسیارسنگین خواهد بود. وتا مردم گرفتار هزاران آتش فتنه و فساد وجنایت بیدار نشوند. خورشید عالم تاب پشت پرده (امام حجه بن الحسن العسکری (ع)) جلوه گری نخواهد کرد.

( اللهم ارنا نوره وطلعته الرشیده)