فرازهائی اززندگی امام جواد (ع)

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
emam javadروز بیست ونهم ذیقعده (یکشنبه 21مرداد 97) مصادف است باسالروز شهادت امام نهم شیعیان، امام جواد (ع) درسال 220 هق... درجریان زندگی امام جواد ونوع موضعگیری هایشان درراستای رهبری وزعامت شیعه، اززمان حضورشان یک سلسله سؤالات و شبهاتی مطرح شده که به چند مورد آن اشاره می شود. ودرحدّ وسع اطلاعات خود به بررسی آن ها پرداخته می شود.
 
 بسم الله الرحمان الرحیم
 
 فرازهائی اززندگی امام جواد (ع)
به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر
اَلسَّلامُ عَلی مُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ الجَوادِ (ع)
 
 
روز بیست ونهم ذیقعده (یکشنبه 21مرداد 97) مصادف است باسالروز شهادت امام نهم شیعیان، امام جواد (ع) درسال 220 هق. امام محمّدتقی از سنّ 8 سالگی پس از شهادت امام رضا (ع ) به امامت رسیدند ودوران امامتشان 17 سال طول کشید. ودرسنّ 25 سالگی به شهادت رسیدند. 
دوران زندگی امام جواد (ع) به ویژه پس از هجرت امام رضا(ع) به ایران، دوران قوّت گرفتن مخفی شیعیان، وبه وجود آمدن انقلاباتی از جانب علویان دراطراف واکناف کشور اسلامی و به خصوص درایران بود. 
وبه خاطر این که این مجموعه ی اقلّیّت شیعه بتواند به حرکت و رشد خود ادامه دهد. از زمان آن امام، سازمان وکالت ائمّه علیهم السّلام شکل گرفت. وکلا از برجستگان شیعه بودند که واسطه ی بین امام ومردم شدند. وتا پایان دوران غیبت صغرای امام زمان (عج) نام 24 نفر ازآن ها درتاریخ ثبت شده است. از جمله علی بن مهزیار اهوازی وفضل بن شاذان نیشابوری وعبد العظیم حسنی و... رامی توان نام برد. 
درجریان زندگی امام جواد ونوع موضعگیری هایشان درراستای رهبری وزعامت شیعه، اززمان حضورشان یک سلسله سؤالات و شبهاتی مطرح شده که به چند مورد آن اشاره می شود. ودرحدّ وسع اطلاعات خود به بررسی آن ها پرداخته می شود. 
 
 
سؤال اوّل:
چرا امام جواد (ع) با امّ الفضل دختر مأمون ازدواج کرد، درحالی که مأمون پدر گرامیشان را به شهادت رسانده بود؟ 
 
پاسخ: 
مسئله ی ازدواج حضرت از دوجهت قابل بررسی است: یکی هدف مأمون از وادار کردن امام به این ازدواج، ودیگر دلیل تن دادن امام به این مسئله است 
  مأمون از این ازدواج چه هدفی داشت؟ 
1 – با فرستادن دختر خود به خانه ی امام جواد (ع) همیشه بتواند فعّالیّت های او را زیر نظر داشته باشد.
2 – باخیال خام خود می خواست امام را به خانواده ی فاسد وغرق درعیش ونوش خودش متّصل کند، دربین مردم اورا حقیر وقداست او را ازبین ببرد. 
3 – بااین وصلت می خواست اعتراض علویان برعلیه خودش را از بین ببرد. 
4 – عوام فریبی کند و بگوید که من می خواهم نوه ی من از فرزندان رسول الله باشد وبه آن افتخارکنم.
( البته دخترش فرزندی نیاورد، وفرزندان امام (ع ) ازهمسر دیگر امام هستند به نام سمانه مغربیه، که امام هادی اورا عارفه وسیّده نامیده است)
چرا امام تن به این ازدواج داده است؟
1 – این ازدواج براثر فشاری بود که مأمون برحضرت آورد وحتّی اورا تهدید کرد. 
2 – نزدیکی امام به مأمون می توانست مانع ترور حضرت بعد از مأمون توسّط معتصم، خلیفه ی بعدی باشد. وسران شیعه هم از فتنه ی خلفا درامان بمانند.
3 – فرصتی برای امام فراهم می شد که هم از نظر علمی، شیعه را تقویت کند، وهم از نظر اجتماعی وسیاسی با به وجود آوردن مسئله ی وکالت، سروسامانی به زندگی شیعه بدهد که درزمان امام هادی (ع) وبعداز آن حضرت، انقلابات علویان، وحکومت آن ها درطبرستان، درهمان دوران خلافت عبّاسی شکل گرفت. 
البتّه معتصم، وجود حضرت را نتوانست تحمّل کند وبا کمک پسرمأمون به نام جعفر وهمسر امام (ع) اورا مسموم وشهید کرد.   
 
 
سؤال دوّم: 
رهبری وامامت وزعامت جامعه درسنّ 8 سالگی چگونه باورکردنی وقابل توجیه است؟ 
 
پاسخ: 
1 – قرآن، پیامبرانی را معرّفی می فرماید که درسنین کودکی به پیامبری رسیدند، مانند حضرت عیسی و حضرت یحیی وحضرت یوسف علیهم السلام. جزء شرایط نبوّت وامامت، سنّ بالا نیست. شایستگی زعامت ورهبری دینی ازجانب خدا است. 
2 – درجریان ازدواج امام جواد(ع) باامُّ الفضل ومخالفت بنی عبّاس با این مسئله، مأمون برای نشان دادن جایگاه علمی حضرت، مجلس مناظره ی با یحیی بن اکثم قاضی القضاة خلافت عبّاسی ترتیب داد. که داستان مناظره دربحث صید درحرم خدا ودرحال احرام و... معروف است. پس از پاسخ های زیبائی که امام (ع) به یحیی دادند، مأمون خطاب به حاضران درمناظره گفت:
«آیا هیچ کس جوابی به این قاطعیّت می توانست بدهد؟ گفتند: خیر، به خدا قاضی هم نمی توانست. مأمون گفت: وای برشما، اهل این خانه – اهل بیت – ازهمه ی شما جداهستند. آیا نمی دانید که رسول خدا با امام حسن و امام حسین(ع) درحالی که کودک و نابالغ بودند بیعت کرد. وبا هیچ طفلی غیراز آن ها بیعت نکرد. وآیا نمی دانید که پدرشان علی (ع) به پیامبر(ص) درسنّ ده سالگی ایمان آورد، وخدا ورسول ایمانش را پذیرفتند، امّا از هیچ طفلی غیر او پذیرفته نشد، وپیامبر(ص) غیر از علی(ع) هیچ کودکی را به ایمان دعوت نکرد. آیا نمی دانید که آن ها ذرّیه ای هستند (بعضی از آن ها ازبعضی دیگر) هرچه برای اوّلینشان جریان دارد برای آخرینشان هم جریان دارد. همه گفتند تو بهتر می دانی» (تفسیر قمی 1/185 )
  3 – دربرخی از احتجاجات امام جواد ( ع) درهمان سنین نوجوانی با یحیی بن اکثم چنین نقل شده:
«یحیی به امام (ع) عرض کرد: ای پسررسول خدا چه می گوئی در مورد خبری که روایت شده که جبرئیل برپیامبرنازل شد وگفت: ای محمّد(ص) خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید، از ابابکر بپرس آیا او از من راضی است؟ من که از اوراضی ام. امام جواد باتوجّه به شرایط مجلس گفتگو فرمودند: من منکر فضل ابوبکر نیستم، امّا برکسی که این خبررا آورده واجب است که خبر دیگری را از پیامبر (ص) نقل کند که رسول خدا درحجّة الوداع فرمودند: دروغ گویان حدیث درمورد من زیاد شده اند، وبعد از این هم بیشتر می شوند، کسی که عمداً به من دروغی رانسبت دهد جایگاهش در جهنّم خواهد بود. اگر درمورد من حدیثی به شما رسید آن را به کتاب خدا وسنّت من عرضه کنید. اگر موافق کتاب وسنّت من بود بپذیرید، واگر آن چه مخالف کتاب وسنّت من بود نپذیرید. واین خبری که درمورد ابوبکر گفتی موافق کتاب خدا نیست، زیرا خداوند می فرماید: (ما انسان را خلق کردیم ومی دانیم آن چه که در نفسش او را وسوسه می کند و ما از رگ گردن به او نزدیک تر هستیم – سوره ق 16 ) آیا رضایت وخشم ابوبکر برای خدا پنهان بوده؟ این از نظر عقلی محال است. 
سپس یحیی گفت: روایت شده مثل ابوبکر وعمر درزمین مانند جبرئیل و میکائیل درآسمان ها است. حضرت فرمودند: جبرئیل و میکائیل دوفرشته ی مقرّب خدا هستند که هرگز معصیت خدا نکرده اند ویک لحظه از اطاعت او جدا نشده اند، درحالی که عمر و ابوبکر قبلاً مشرک بوده اند و بعد مسلمان شده اند، محال است مثل جبرئیل ومیکائیل باشند. 
یحیی گفت: روایت شده که عمر و ابوبکر آقای پیر مردهای بهشتند... حضرت فرمودند: اهل بهشت همه جوانند ودرآن ها پیر مردی نیست. این روایت جعلی بنی امیّه است دربرابرسخن پیامبر(ص) درمورد امام حسن و امام حسین(ع ) که فرمودند: (این دو آقای جوانان اهل بهشتند)...
یحیی گفت: روایت شده، که پیامبر (ص) فرمود: اگر من به پیامبری مبعوث نمی شدم عمر مبعوث می شد. حضرت فرمودند: خداوند درآیه ی 7 سوره ی احزاب می فرماید که از انبیا و از تو ای پیامبر و از حضرت نوح پیمان نبوّت گرفته است. خداوندی که صادق است، چگونه می توان باور کرد که به میثاق ووعده اش عمل نکند. واز طرفی انبیا درچشم به هم زدنی مشرک نبوده اند. چگونه خداوند کسی را که بیشترین زمان عمرش را مشرک بوده به نبوّت برمی گزیند؟ وحضرت رسول فرمود: من پیامبربودم درحالی که آدم بین روح و جسد بود. 
یحیی گفت: روایت شده که پیامبر(ص) فرمود: هرگز وحی از من قطع نمی شد مگر این که گمان می کردم که وحی برآل خطّاب نازل می شود. امام جواد (ع) فرمودند: جایز نیست که پیامبر در نبوّتش شک کند... وچگونه ممکن است که نبوّت از کسی که خداوند برگزیده به یک مشرک منتقل شود؟...»  ( بحار الانوار 50/80)
نمونه ی این بحث ها که بخشی از آن نقل شده، درسنین نوجوانی جایگاه امامت وولایت را تثبیت کرد.
 
سؤال سوّم:
به نظر می آید که درجامعه ی تشیّع به ویژه از زمان امام صادق(ع ) توجّه به ظهور منجی ومسئله ی غیبت وظهور قائم آل محمّد(عج) در تبلیغات ورهنمود های ائمّه(ع) بابرنامه ریزی دقیق پی گیری می شد. با توجّه به شرایط زمان امام جواد (ع)، توجّه امام به این مسئله تاچه اندازه بوده است؟
 
پاسخ: 
از تشکیل سازمان وکالت، وبسیاری از سخنان ودعاهای امام برمی آید که هم شیعه را برای برخورد منطقی با دوران غیبت امام زمان(عج) آماده می کردند.و هم امید نجات مستضعفان را درجامعه ی موعود دردل ها زنده نگه می داشتند. وهم وظائف شیعه را دردوران غیبت تاظهور برای حفظ وحراست از ارزش های الهی مشخّص می فرمودند. به عنوان نمونه به فراز کوتاهی از دعای قنوت امام جواد(ع) در این رابطه توجّه می کنیم:
«...خداوندا دشمنان، تمام زمین تو را درفضای لالی وکوری وتاریکی شدید وسخت رها کردند. چشم هایشان باز ودل هایشان نابینا است... خداوندا برای آن ها دربرابر تو حجّتی باقی نمانده. خداوندا تو خود آن ها را از عذابت برحذر داشتی وکیفرت را بیان کردی. وبه انسان های مطیع، احسانت را وعده دادی... پس عدّه ای ایمان آوردند، پس تأیید کن کسانی را که ایمان آورده اند بردشمنانت و دشمنان اولیای خودت، تا آن ها پیروز گردند وبه حق دعوت کنند، وتابع امام منتظر قائم به عدل باشند... خداوندا برمحمّد وآل او(ص) درود فرست وضعف انسان های مخلص درگاهت را با محبّت قوّت ببخش، آن هاکه ازما درراه مواسات با یکدیگر پیروی می کنند ویاد مارا دراجتماع خودشان دوست دارند. خداوندا ارکان زندگی این منتظران را تقویت کن، وآن دینی را که برای آن ها پسندیده ای برایشان استوار گردان، ونعمت خود را برآن ها تمام کن، وآن ها را خلاصی بخش...خداوندا راه فقر را برآن ها سدّ کن، وپراکندگی وفلاکتشان را ترمیم نما...»  ربیع الانام 94 تا 96
 
هجر تو باما کارخود راکرد برگرد
مجنونمان کرد وبیابان گرد برگرد
دیدی که مهرت مبتلامان ساخت تاسوخت
دیدی که غم برما چها آورد برگرد
مائیم وصبر و دیده ای بیدار، خونبار
مائیم وتیغ یک جهان نا مرد برگرد
آقا نبودی عاشقی خون خورد تا مرد
آقا نبودی باغمان شد زرد برگرد
 

فرازهائی اززندگی امام جواد (ع)

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

اَلسَّلامُ عَلی مُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ الجَوادِ (ع)

روز بیست ونهم ذیقعده (یکشنبه 21مرداد 97) مصادف است باسالروز شهادت امام نهم شیعیان، امام جواد (ع) درسال 220 هق. امام محمّدتقی از سنّ 8 سالگی پس از شهادت امام رضا (ع ) به امامت رسیدند ودوران امامتشان 17 سال طول کشید. ودرسنّ 25 سالگی به شهادت رسیدند.

دوران زندگی امام جواد (ع) به ویژه پس از هجرت امام رضا(ع) به ایران، دوران قوّت گرفتن مخفی شیعیان، وبه وجود آمدن انقلاباتی از جانب علویان دراطراف واکناف کشور اسلامی و به خصوص درایران بود.

وبه خاطر این که این مجموعه ی اقلّیّت شیعه بتواند به حرکت و رشد خود ادامه دهد. از زمان آن امام، سازمان وکالت ائمّه علیهم السّلام شکل گرفت. وکلا از برجستگان شیعه بودند که واسطه ی بین امام ومردم شدند. وتا پایان دوران غیبت صغرای امام زمان (عج) نام 24 نفر ازآن ها درتاریخ ثبت شده است. از جمله علی بن مهزیار اهوازی وفضل بن شاذان نیشابوری وعبد العظیم حسنی و... رامی توان نام برد.

درجریان زندگی امام جواد ونوع موضعگیری هایشان درراستای رهبری وزعامت شیعه، اززمان حضورشان یک سلسله سؤالات و شبهاتی مطرح شده که به چند مورد آن اشاره می شود. ودرحدّ وسع اطلاعات خود به بررسی آن ها پرداخته می شود.

سؤال اوّل چرا امام جواد (ع) با امّ الفضل دختر مأمون ازدواج کرد، درحالی که مأمون پدر گرامیشان را به شهادت رسانده بود؟

پاسخ:

مسئله ی ازدواج حضرت از دوجهت قابل بررسی است: یکی هدف مأمون از وادار کردن امام به این ازدواج، ودیگر دلیل تن دادن امام به این مسئله است

  مأمون از این ازدواج چه هدفی داشت؟

1 با فرستادن دختر خود به خانه ی امام جواد (ع) همیشه بتواند فعّالیّت های او را زیر نظر داشته باشد.

2 باخیال خام خود می خواست امام را به خانواده ی فاسد وغرق درعیش ونوش خودش متّصل کند، دربین مردم اورا حقیر وقداست او را ازبین ببرد.

3 بااین وصلت می خواست اعتراض علویان برعلیه خودش را از بین ببرد.

4 عوام فریبی کند و بگوید که من می خواهم نوه ی من از فرزندان رسول الله باشد وبه آن افتخارکنم.

( البته دخترش فرزندی نیاورد، وفرزندان امام (ع ) ازهمسر دیگر امام هستند به نام سمانه مغربیه، که امام هادی اورا عارفه وسیّده نامیده است)

چرا امام تن به این ازدواج داده است؟

1 این ازدواج براثر فشاری بود که مأمون برحضرت آورد وحتّی اورا تهدید کرد.

2 نزدیکی امام به مأمون می توانست مانع ترور حضرت بعد از مأمون توسّط معتصم، خلیفه ی بعدی باشد. وسران شیعه هم از فتنه ی خلفا درامان بمانند.

3 فرصتی برای امام فراهم می شد که هم از نظر علمی، شیعه را تقویت کند، وهم از نظر اجتماعی وسیاسی با به وجود آوردن مسئله ی وکالت، سروسامانی به زندگی شیعه بدهد که درزمان امام هادی (ع) وبعداز آن حضرت، انقلابات علویان، وحکومت آن ها درطبرستان، درهمان دوران خلافت عبّاسی شکل گرفت.

البتّه معتصم، وجود حضرت را نتوانست تحمّل کند وبا کمک پسرمأمون به نام جعفر وهمسر امام (ع) اورا مسموم وشهید کرد. 

سؤال دوّم:

رهبری وامامت وزعامت جامعه درسنّ 8 سالگی چگونه باورکردنی وقابل توجیه است؟

پاسخ:

1 قرآن، پیامبرانی را معرّفی می فرماید که درسنین کودکی به پیامبری رسیدند، مانند حضرت عیسی و حضرت یحیی وحضرت یوسف علیهم السلام. جزء شرایط نبوّت وامامت، سنّ بالا نیست. شایستگی زعامت ورهبری دینی ازجانب خدا است.

2 درجریان ازدواج امام جواد(ع) باامُّ الفضل ومخالفت بنی عبّاس با این مسئله، مأمون برای نشان دادن جایگاه علمی حضرت، مجلس مناظره ی با یحیی بن اکثم قاضی القضاة خلافت عبّاسی ترتیب داد. که داستان مناظره دربحث صید درحرم خدا ودرحال احرام و... معروف است. پس از پاسخ های زیبائی که امام (ع) به یحیی دادند، مأمون خطاب به حاضران درمناظره گفت:

«آیا هیچ کس جوابی به این قاطعیّت می توانست بدهد؟ گفتند: خیر، به خدا قاضی هم نمی توانست. مأمون گفت: وای برشما، اهل این خانه اهل بیت ازهمه ی شما جداهستند. آیا نمی دانید که رسول خدا با امام حسن و امام حسین(ع) درحالی که کودک و نابالغ بودند بیعت کرد. وبا هیچ طفلی غیراز آن ها بیعت نکرد. وآیا نمی دانید که پدرشان علی (ع) به پیامبر(ص) درسنّ ده سالگی ایمان آورد، وخدا ورسول ایمانش را پذیرفتند، امّا از هیچ طفلی غیر او پذیرفته نشد، وپیامبر(ص) غیر از علی(ع) هیچ کودکی را به ایمان دعوت نکرد. آیا نمی دانید که آن ها ذرّیه ای هستند (بعضی از آن ها ازبعضی دیگر) هرچه برای اوّلینشان جریان دارد برای آخرینشان هم جریان دارد. همه گفتند تو بهتر می دانی» (تفسیر قمی 1/185 )

3 دربرخی از احتجاجات امام جواد ( ع) درهمان سنین نوجوانی با یحیی بن اکثم چنین نقل شده:

«یحیی به امام (ع) عرض کرد: ای پسررسول خدا چه می گوئی در مورد خبری که روایت شده که جبرئیل برپیامبرنازل شد وگفت: ای محمّد(ص) خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید، از ابابکر بپرس آیا او از من راضی است؟ من که از اوراضی ام. امام جواد باتوجّه به شرایط مجلس گفتگو فرمودند: من منکر فضل ابوبکر نیستم، امّا برکسی که این خبررا آورده واجب است که خبر دیگری را از پیامبر (ص) نقل کند که رسول خدا درحجّة الوداع فرمودند: دروغ گویان حدیث درمورد من زیاد شده اند، وبعد از این هم بیشتر می شوند، کسی که عمداً به من دروغی رانسبت دهد جایگاهش در جهنّم خواهد بود. اگر درمورد من حدیثی به شما رسید آن را به کتاب خدا وسنّت من عرضه کنید. اگر موافق کتاب وسنّت من بود بپذیرید، واگر آن چه مخالف کتاب وسنّت من بود نپذیرید. واین خبری که درمورد ابوبکر گفتی موافق کتاب خدا نیست، زیرا خداوند می فرماید: (ما انسان را خلق کردیم ومی دانیم آن چه که در نفسش او را وسوسه می کند و ما از رگ گردن به او نزدیک تر هستیم سوره ق 16 ) آیا رضایت وخشم ابوبکر برای خدا پنهان بوده؟ این از نظر عقلی محال است.

سپس یحیی گفت: روایت شده مثل ابوبکر وعمر درزمین مانند جبرئیل و میکائیل درآسمان ها است. حضرت فرمودند: جبرئیل و میکائیل دوفرشته ی مقرّب خدا هستند که هرگز معصیت خدا نکرده اند ویک لحظه از اطاعت او جدا نشده اند، درحالی که عمر و ابوبکر قبلاً مشرک بوده اند و بعد مسلمان شده اند، محال است مثل جبرئیل ومیکائیل باشند.

یحیی گفت: روایت شده که عمر و ابوبکر آقای پیر مردهای بهشتند... حضرت فرمودند: اهل بهشت همه جوانند ودرآن ها پیر مردی نیست. این روایت جعلی بنی امیّه است دربرابرسخن پیامبر(ص) درمورد امام حسن و امام حسین(ع ) که فرمودند: (این دو آقای جوانان اهل بهشتند)...

یحیی گفت: روایت شده، که پیامبر (ص) فرمود: اگر من به پیامبری مبعوث نمی شدم عمر مبعوث می شد. حضرت فرمودند: خداوند درآیه ی 7 سوره ی احزاب می فرماید که از انبیا و از تو ای پیامبر و از حضرت نوح پیمان نبوّت گرفته است. خداوندی که صادق است، چگونه می توان باور کرد که به میثاق ووعده اش عمل نکند. واز طرفی انبیا درچشم به هم زدنی مشرک نبوده اند. چگونه خداوند کسی را که بیشترین زمان عمرش را مشرک بوده به نبوّت برمی گزیند؟ وحضرت رسول فرمود: من پیامبربودم درحالی که آدم بین روح و جسد بود.

یحیی گفت: روایت شده که پیامبر(ص) فرمود: هرگز وحی از من قطع نمی شد مگر این که گمان می کردم که وحی برآل خطّاب نازل می شود. امام جواد (ع) فرمودند: جایز نیست که پیامبر در نبوّتش شک کند... وچگونه ممکن است که نبوّت از کسی که خداوند برگزیده به یک مشرک منتقل شود؟...» ( بحار الانوار 50/80)

نمونه ی این بحث ها که بخشی از آن نقل شده، درسنین نوجوانی جایگاه امامت وولایت را تثبیت کرد.

 

سؤال سوّم:

به نظر می آید که درجامعه ی تشیّع به ویژه از زمان امام صادق(ع ) توجّه به ظهور منجی ومسئله ی غیبت وظهور قائم آل محمّد(عج) در تبلیغات ورهنمود های ائمّه(ع) بابرنامه ریزی دقیق پی گیری می شد. با توجّه به شرایط زمان امام جواد (ع)، توجّه امام به این مسئله تاچه اندازه بوده است؟

پاسخ:

از تشکیل سازمان وکالت، وبسیاری از سخنان ودعاهای امام برمی آید که هم شیعه را برای برخورد منطقی با دوران غیبت امام زمان(عج) آماده می کردند.و هم امید نجات مستضعفان را درجامعه ی موعود دردل ها زنده نگه می داشتند. وهم وظائف شیعه را دردوران غیبت تاظهور برای حفظ وحراست از ارزش های الهی مشخّص می فرمودند. به عنوان نمونه به فراز کوتاهی از دعای قنوت امام جواد(ع) در این رابطه توجّه می کنیم:

«...خداوندا دشمنان، تمام زمین تو را درفضای لالی وکوری وتاریکی شدید وسخت رها کردند. چشم هایشان باز ودل هایشان نابینا است... خداوندا برای آن ها دربرابر تو حجّتی باقی نمانده. خداوندا تو خود آن ها را از عذابت برحذر داشتی وکیفرت را بیان کردی. وبه انسان های مطیع، احسانت را وعده دادی... پس عدّه ای ایمان آوردند، پس تأیید کن کسانی را که ایمان آورده اند بردشمنانت و دشمنان اولیای خودت، تا آن ها پیروز گردند وبه حق دعوت کنند، وتابع امام منتظر قائم به عدل باشند... خداوندا برمحمّد وآل او(ص) درود فرست وضعف انسان های مخلص درگاهت را با محبّت قوّت ببخش، آن هاکه ازما درراه مواسات با یکدیگر پیروی می کنند ویاد مارا دراجتماع خودشان دوست دارند. خداوندا ارکان زندگی این منتظران را تقویت کن، وآن دینی را که برای آن ها پسندیده ای برایشان استوار گردان، ونعمت خود را برآن ها تمام کن، وآن ها را خلاصی بخش...خداوندا راه فقر را برآن ها سدّ کن، وپراکندگی وفلاکتشان را ترمیم نما...» ربیع الانام 94 تا 96

هجر تو باما کارخود راکرد برگرد

مجنونمان کرد وبیابان گرد برگرد

دیدی که مهرت مبتلامان ساخت تاسوخت

دیدی که غم برما چها آورد برگرد

مائیم وصبر و دیده ای بیدار، خونبار

مائیم وتیغ یک جهان نا مرد برگرد

آقا نبودی عاشقی خون خورد تا مرد

آقا نبودی باغمان شد زرد برگرد