ظلمات (تاریکی ها)

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
zolmat noorهمه ی ظلمت هائی که ازسقیفه آغاز و پس از آن برجامعه ی اسلامی حاکم شد، بدعت ها، بی عدالتی ها، حاکمیّت ولایت طاغوت های اموی وعبّاسی، بازگشت به دوران جاهلیّت، کفر ونفاق، تفرقه وتشتّت درجامعه... خارج کردن امّت اسلامی از فضای نور الهی وبستن باب شهرعلم پیامبر...ارمغان شب ظلمانی وسیاه سقیفه است که متأسّفانه درطول تاریخ، جنایات فراوانی را براهل بیت (ع) و جامعه ی اسلامی وحتّی بشریّت روا دا شته است. 
 


به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر
وبه یاد نور خدا درتاریکی های زمین – امام مهدی (ع)

ظلمات (تاریکی ها)
بیهوده مجوی آب حیوان
درظلمت خویش چون سکندر
******


قرآن، نور و پیام آور نور، درآیه ی 257 بقره پیام می دهد:
« َللهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ اِلَی النُّورِ وَالَّذینَ کَفَرُوا اَولِیائُهُمُ الطّاغوتُ یُخرِجُونَهُم مِنَ النُّورِ اِلَی الظُّلُماتِ اُولئِکَ اَصحابُ النّارِ هُم فیها خالِدونَ»
(خداوند ولیّ وسرپرست کسانی است که ایمان دارند. آن ها را از تاریکی ها به نور خارج می کند. وکسانی که کافرند سرپرستانشان طاغوت هستند که آن ها را از نور به تاریکی ها خارج می سازند. آن ها هم نشینان آتشند ودرآن جاودان خواهند بود)
انسان ها از آن زمان که نور وجود برآن ها تملیک می شود براساس فطرت پاکشان شتابان به سوی نور پر می کشند، امّا درمسیر زند گی گاهی گرفتار ظلمات وتاریکی هائی می شوند که سر از حیرت وسرگشتگی و تباهی وضلالت درمی آورند.
آن چه که معروف است این است که ظلمت وتاریکی درمقابل نور است. وبرخلاف عقیده ی گروهی، ظلمت امر عدمی نیست. یعنی تنها به مفهوم عدم نور نیست. بلکه خود امری وجودی است. وجودی مثل وجود سیاهچاله ها.
ظلمت از نظر ظاهری، تاریکی است ونبودن کورسوئی ازنور. وامّا درمعنای باطنی، ظلمات به معانی سیاهی وتباهی، جهل ونادانی، کفر وفساد و... است. درکتاب انجیل یوحنّا می خوانیم: «یوحنّا می گوید: من از تاریکی کفر به روشنائی آمدم وبه تاریکی باز نروم»
درادبیات فارسی هم ظلمات وتاریکی معانی باطنی ومصادیق گوناگونی دارند:


قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی
*******
چون برآمد نور ظلمت نیست شد
ظلم را ظلمت بود اصل وعضد


تاریکی جهل، ظلمت ستم، تاریکی اوهام وخرافات، دنیای تاریک فساد واختلاف و... از مصادیق ظلماتند
مصادیق ظلمات در قرآن وروایات:
همان طور که دربسیاری از آیات وروایات، ایمان، عقل، عدالت، علم، کتاب وحکمت، صداقت وراستی، محبت وعشق وصفای باطن، ولایت اهل بیت عصمت وطهارت و... مصادیق نورهستند، که همه ی این ها به نور خدا منوّرند، (اَللهُ نُورُ السَّمواتِ وَالاَ رضِ) واو خالق النّور ومدبِّرُ النُّور است، همه ی آن چه که در برابراین ارزش ها قرار می گیرد مصداق ظلمت است وتاریکی. دراین جا به چند مصداق ظلمات اشاره می شود:

 

1 – ظلم وستم:
ظلم وستم به هر شکل ممکن خارج شدن از مرز عدالت است. و وارد شدن درتاریکی وسیاهی تجاوز وستم. رسول خدا (ص) می فرماید:
«از ظلم وستمگری بپرهیزید که خود ظلمات وتاریکی های روز قیامت است» (کافی 2/ 332)
امام علیّ بن موسی الرّضا (ع) دربخشی از تفسیر آیه ی 257 بقره می فرمایند:
«مقصود از طاغوت دراین آیه ستمگران به آل محمّد (ص) وپیروان آن ها هستند که حقّ آن هارا غصب کردند. واین ها بااین عملشان مردم را از فضای نور به ظلمات کشاند ند» (تفسیر قمی 1/85)

 

2 – ولایت طاغوت:
طاغوت از ریشه ی (طغی) تجاوز وطغیان گری است. ودراصطلاح قرآن وروایات، هرچه دربرابرخدا وبرعلیه اواست.
امام صادق (ع) می فرمایند:
«کسی که به حکم غیرخدا قضاوت کند. به حکم طاغوت قضاوت کرده است» (کافی 7/ 412)
وهمان طور که درآیه ی 257 بقره خواندیم: اولیای انسان های کافر طاغوت ها هستند که آن ها را از فضای نور به ظلمت ها وتاریکی ها می کشانند. ولایت طاغوت سرگشتگی در تاریکی ها وظلمات است ویا در آیه ی 122 انعام می فرماید:
«اَوَمَن کانَ مَیتاً فَاَحیَیناهُ وَجَعلنا لَهُ نُوراً یَمشی بِهِ فِی النّا سِ کَمَن مَثَلُهُ فی الظُّلماتِ لَیسَ بخارِجٍ مِنها کَذلِکَ زُیِّنَ لِلکافِرینَ ماکانُوا یَعمَلُونَ»
(آیاکسی که مرده، پس مااورا زنده کرد یم وبرای او نوری قرار داد یم که دربین مردم حرکت کند، مانند کسی است که درتاریکی ها قرار دارد ونمی تواند از آن خارج شود؟ این چنین برای کافران اعمالشان را زینت می دهیم»
درتفسیر آیه از امامان ع نقل شده که: (مقصود از انسان مرده کسی است که جاهل به حق وولایت باشد که اورا به سوی حق و ولایت هدایت کردیم. ونوری که برای اوقرار دادیم نور ولایت بود وظلماتی که نمی توانند از آن خارج شوند، ولایت غیر ائمّه وولایت طاغوت است) (بحار الانوار 23/ 306)

 

3 – کــفر:
کفر به معنای پوشاندن حق، دربرابرایمان که از مصادیق نور است قرار دارد، وکافران به دلیل انکار وپوشاندن حق درفضای ظلمات سیر می کنند.
بازهم درتفسیر آیه ی 257 بقره از امام صادق (ع) نقل شده که به یکی از یارانشان فرمودند:
« آیا سخن خداوند رانشنیده اید که می فرماید:... (وَالَّذینَ کَفَرُوا اَولِیائُهُمُ الطّاغُوتُ)؟ یارامام می پرسد که آیا مقصود خداوند از (کفروا) همان کافران اصطلاحی نیستند؟ حضرت می فرمایند: کافران چه نوری دارند که طاغوت ها آن هارا از آن نور خارج کنند؟ بلکه مقصود آن است که این کافران قبلاً به نور اسلام دعوت شده بودند، امّا چون ولایت پیشوایان غیر الهی ستمگر راپذیرفتند. بااین کارشان از نور اسلام به تاریکی های کفر خارج شدند، وبه همراه کفّار، آتش برآن ها واجب شد. (تفسیر عیاشی 1/138)
ودربعضی از آیات از جمله آیه ی 9 سوره ی حدید ظلمات به معنای کفر تفسیر شده است

 

4 – نفاق و د وروئی:
صدق وراستی فضای نور است وروشنائی، وبرعکس، نفاق و دو روئی وریاکاری فضای سیاهی وتاریکی وظلمات.
قرآن در آیه ی 17 سوره ی بقره درمورد منافقان می فرماید:
« مَثَلُهُم کَمَثَلِ الَّذِی استَوقَدَ ناراً فَلَمّا اَضائَت ماحَولَهُ ذَهَبَ اللهُ بِنُورِهِم وَتَرَکَهُم فی ظُلُماتٍ لایُبصِرُونَ »
(مثل منافقان مانند کسی است که آتشی برافروخته وموقعی که آتش اطرافش را روشن کند خداوند نورشان را از بین ببرد وآن ها را درتاریکی رها کند که چیزی را نبینند)
منافقان به خاطر این که به ظاهر خود را به انسان های باایمان نزدیک می کنند، گاهی نور ضعیفی دراطرافشان متجلّی می شود، امّا چون باطنشان راسیاهی کفر فراگرفته، درظلمات آن وبدون بصیرت رها می شوند.
ودرادامه ی وضعیّت منافقان درآیات 19 و20 ادامه می دهد:
« یا مانند کسانی هستند که گرفتار رگباری شده اند که در آن تاریکی ها ورعد وبرق است. وآن ها از ترس مر گ انگشتانشان را درگوش هایشان فروبرده اند وخداوند برکافران احاطه دارد. نزدیک است که برق چشم هایشان را نابینا کند، هرگاه این برق فضارا روشن می کند در آن حرکت می کنند، وهرگاه فضا تاریک می شود می ایستند. واگر خدابخواهد چشم وگوششان را از بین می برد...» دربرابردرخشش نور اسلام واهل بیت ع، سرگشتگی وحیرت درظلمات نفاق سرنوشت منافقان است.

 

5 – جهالت، خودبینی، گناه وغرور:
از مصادیق ظلمات، نادانی وجهالت بشر وخودبینی وتکبّر وفساد وگناه است. قرآن درآیه ی اول سوره ی ابراهیم می فرماید
« الر. کِتابٌ اَنزَلناهُ اِلَیکَ لِتُخرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَی النُّورِ بِاِذنِ رَبِّهِم اِلی صِراطِ العَزیزِ الحَمیدِ »
(الر. قرآن کتابی است که ما آن را فروفرستاد یم تابه وسیله ی آن مردم را از ظلمت ها به نور خارج کنی به اذ ن پرورد گارشان به سوی راه خداوند عزیز وستوده»
مراد از ظلمات در این آیه تاریکی جهالت است، که کتاب با نور علم انسان ها را از تاریکی های نادانی نجات می دهد.
ودرآیه ی 9 حدید می فرماید:
«هُوَالَّذی یُنَزِّلُ عَلی عَبدِهِ آیاتٍ بَیِّناتٍ لِیُخرِجَکُم مِنَ الظُّلُماتِ اِلَی النُّورِ»
(او است آن که بربنده اش آیات روشن را نازل می کند تاشمارا از ظلمت ها به نور خارج سازد.)
امام علی (ع) درتوضیح آیه می فرمایند:
(آن چه که برپیامبر(ص) نازل شده علم ودانشی است که انسان ها را از ظلمت های جهالت به سوی نور علم رهنمون می شود.) (شرح نهج البلاغه 16/ 175)
امام صادق (ع) می فرمایند:
«بدان که نمی توانی از ظلمات وتاریکی های غرور وخودبینی، وتاریکی های آرزوهای دست نایافتنی خارج شوی مگر به صداقت درتوبه وتواضع دربرابرخدا»
وامام علیّ بن ابیطالب (ع)فرمود ند:
«کسی که نفس خویش را به غیراز آن چه به او مربوط می شود مشغول کند، درظلمات وتاریکی ها سرگردان می شود» (نهج البلاغه خ 157)
درتعابیر مختلف روایات، هرگونه گناه وفساد وتباهی وبیداد وستم واستکبار و... مصداق تاریکی وسیاهی وظلمت است.

 

6 – سیاه ترین وتاریک ترین ظلمات تاریخ پس از شهادت رسول خدا (ص):
پیامبر نور ورحمت باکتاب نور برای بیرون آوردن بشریّت از ظلمات جاهلیّت وفساد وستم وغرور ونخوت جاهلی، در د نیای پراز فتنه وفساد به سوی نور علم وعقلانیّت وعدالت ورحمت و ولایت الهی اهل بیت (ع) بپا خاست. نوری که شعاع آن سراسر هستی راتا برپائی حاکمیّت آن در قیام جهانی امام مهدی (ع) - نور آسمان ها وزمین - دربرخواهد گرفت.
امّا افسوس وصدافسوس، پس از شهادت رسول نور، خفّاشانی که تشعشع نور را نمی توانستند برتابند،
جامعه را گرفتار سیاه ترین ظلمات کردند. خداوند قبل ازرحلت نبیّ اکرم (ص) در قرآن هشدار داده بودند که:
« وَما مُحَمَّدٌ اِلّا رَسولٌ قَد خَلَت مِن قَبلِهِ الرُّسُلِ اَفَاِن ماتَ اَو قُتِلَ انقَلَبتُم علی اَعقابِکم...»(آل عمران 144)
(محمّد «ص» جز فرستاده ای که پیش از او هم پیامبرانی بوده اند، نیست. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود ازعقیده ی خود برمی گرد ید؟)
متأ سّفانه سقیفه اصل وپایه ی ارتجاع به عصر جاهلیّت وظلمات وتاریکی هائی شد که هنوز دنیا نتوانسته است از آن فضای ظلمانی خارج شود.
قرآن درآیه ی 40 سوره ی نور می فرماید:
«اَوکَظُلُماتٍ فی بَحرٍ لُجّیٍّ یَغشاهُ مَوجٌ مِن فَوقِه موجٌ مِن فَوقه سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعضُها فَوقَ بَعضٍ اِذااَخرَجَ یَدَهُ لَم یَکَد یَراها وَ مَن لَم یَجعَل اللهُ لَهُ نُوراً فَمالَهُ مِن نُورٍ»
(اعمال کافران مانند تاریکی هائی است درون دریای طوفانی که موجی عظیم آن را دربرگرفته، وبربالای این موج موجی د یگر، ودرفضائی بالاتر ابری آن را پوشانده، تاریکی هائی برروی یکدیگر، هرگاه می خواهد دستش را خارج کند نمی تواند آن را ببیند. وکسی که خداوند برای او نوری قرار نداده، نوری ندارد)
یکی از یاران امام صادق (ع) به نام حکیم بن عمران می گوید:
«از امام صادق (ع) درمورد این سخن خداوند پرسیدم: (اوکظلمات فی بحر...) فرمودند: مقصود اوّلی ودوّمی هستند. پرسید م: (یغشاه موج...) فرمودند:مقصود اصحاب جمل وصفّین ونهروانند. پرسیدم (من فوقه سحاب ظلمات...) فرمود ند مقصود بنی امیّه هستند. پرسیدم: (اذا اخرج یده) فرمودند یعنی اگر امیرالمؤمنین (ع) درآن ظلمت ها بخواهد از آن هادستگیری کند(لم یکد یراها)هرگز اورا نمی بینند و اگر بخواهد بین آن ها براسا س حکمت الهی سخن بگوید کسی از اونمی پذ یرد مگر کسی که اقرار به ولایت وامامت حضرت داشته باشد. پرسیدم:(ومن لم یجعل...) فرمودند: یعنی کسی که خداوند برای او درد نیا امام و پیشوائی قرار نداده برای او درآخرت، نور امامی نیست که اورا ارشاد کند و به سوی بهشت رهنمون شود» (تأ ویل الآیات 361)
این آیه با تفسیری که از امام صادق (ع) مطرح شده، گویای همه ی ظلمت هائی است که ازسقیفه آغاز و پس از آن برجامعه ی اسلامی حاکم شد. بدعت ها، بی عدالتی ها، حاکمیّت ولایت طاغوت های اموی وعبّاسی، بازگشت به دوران جاهلیّت، کفر ونفاق، تفرقه وتشتّت درجامعه. خارج کردن امّت اسلامی از فضای نور الهی وبستن باب شهرعلم پیامبر...ارمغان شب ظلمانی وسیاه سقیفه است که متأسّفانه درطول تاریخ، جنایات فراوانی را براهل بیت (ع) و جامعه ی اسلامی وحتّی بشریّت روا دا شته است.
این ظلمات فقط باطلوع فجرصادق نور الهی درظلمات زمین یعنی امام حجّة بن الحسن العسکری (عج) تبد یل به زیباترین وروشن ترین ایام هستی خواهد شد. زیرا او براساس روایت: خورشید فروزان، ماه شب بدر، چراغ درخشان، نور برافروخته وشهاب ثاقب و... است. سلام وصلوات ودرود خداوند برآن حضرت...