مهــاجـر قــم

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
دسته: مجموعه مطالب نوشته شده توسط حاجیان ا بازدید: 829
h. masumehدهم ربیع الثّانی مصادف است با رحلت حضرت فاطمه ی معصومه (س) درسال 201 ق درشهر قم. آن حضرت معروف به کریمه ی اهل بیت (ع) دختر امام کاظم (ع) ونجمه خاتون، وخواهر امام رضا (ع) درسال 201 ق برای دیدار برادرش امام رضا (ع) درتوس از مدینه با کاروانی از بستگان وخویشان راهی ایران شد                                                                                                                                                                                
 

 

 

 

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر
و به یاد ولیّ خدا امام مهدی (عج)

**********

مهــاجـر قــم
اَلسَّلامُ عَلَی المَعصُومَةِ الطّاهِرَةِ المَرضِیَّةِ
*************
 
خاتون شهر آینه هائی بزرگوار
زهرای شهر یثرب مائی بزرگوار
چشم ملک ندیده دمی سایه ی تو را
ناموس بارگاه خدائی بزرگوار
این قوم را به راه حقیقت کشانده ای
موسای بی عبا وعصائی بزرگوار
برشانه های باد جهاز تو حمل شد
فرمانروای ملک سبائی بزرگوار
گم کرده ایم کعبه ی حاجات وآمدیم
نزد شما که قبله نمائی بزرگوار
باران رحمت ازلی سهممان شده
بی شک دلیل فیض شمائی بزرگوار
(قطعه ای از شعر وحید قاسمی)
 
 
دهم ربیع الثّانی مصادف است با رحلت حضرت فاطمه ی معصومه (س) درسال 201 ق درشهر قم.
آن حضرت معروف به کریمه ی اهل بیت (ع) دختر امام کاظم (ع) ونجمه خاتون، وخواهر امام رضا (ع) درسال 201 ق برای دیدار برادرش امام رضا (ع) درتوس از مدینه با کاروانی از بستگان وخویشان راهی ایران شد. کاروان وقتی به ساوه رسید، دچار جنگ سختی با دشمنان اهل بیت (ع) شد. وهمه ی برادران وبرادرزادگان حضرت معصومه (ع) به شهادت رسیدند. و زن ها تنها ماندند. فاطمه ی معصومه پس از دیدن صحنه های دلخراش جنازه های عزیزانش به سختی بیمار شد، (وبنا به نقلی حضرت راهم مسموم کردند). وی پس از این جریان به اطرافیانش گفت اورا به قم ببرند.
چون خبر بیماری حضرت معصومه به آل سعید رسید، تصمیم گرفتند خدمت او بروند واز وی درخواست کنند به قم بیاید. دراین میان موسی بن خزرج اشعری – یکی از اشعریان قم – واز شیعیان ویاران امام رضا (ع) -  دراین کار بر دیگران پیشی گرفت وخدمت فاطمه ی معصومه رسید، مهار شتر اورا گرفت و فاطمه ی معصومه را وارد قم کرد، وبه خانه ی خود برد. 17 روز درخانه ی موسی بن خزرج ساکن و به عبادت و راز و نیاز مشغول بود. واز دنیا رفت. اکنون این خانه و عبادتگاه در قم به ستّیّه یا بیت النّور مشهور است. (منتهی الآمال 2/379 و تاریخ قم)
 

صفات وویژگی های ممتاز حضرت فاطمه ی معصومه (ع)
اگر تاریخ تولّد ایشان براساس نقل مورّخین معاصر سال 173 ق باشد، تنها 24 سال دوران زندگی ایشان طول کشیده است. امّا بااین جوانی وکمی سنّشان ویژگی های معنوی فراوانی دارند که ایشان را دربین زنان  و دختران دیگر ائمّه (ع) ممتاز کرده است.
حضرت با القاب طاهره، حمیده، بِرِّه، رشیده، تقیّه ، نقیّه، رضیّه، مرضیّه، سیّده واخت الرّضا معروف است. ومعروف ترین لقب ایشان – معصومه – است که امام رضا (ع) درروایتی ایشان را به این لقب نام برده اند :
«هرکس معصومه را درقم زیارت کند مانند کسی است که مرا زیارت کرده است» (زاد المعاد 547)
 


مقام علمی حضرت معصومه (س) :
روایت شده که روزی عدّه ای از شیعیان وارد مدینه شدند، و پرسش هائی داشتند که می خواستند از محضر امام کاظم (ع) بپرسند، و ایشان در سفر بودند، از این رو فاطمه معصومه پاسخ آن پرسش ها را نوشت و به آن ها داد. آنان از مدینه خارج شده و امام (ع) را دربیرون شهر ملاقات کردند. هنگامی که امام پرسش های آنان و پاسخ های معصومه را مشاهده کردند، سه بار فرمودند: (فداها ابوها) پدرش فدایش باد.
از آن حضرت احادیث مختلفی در زمینه ی محبّت اهل بیت (ع) مقام امیرمؤمنان و شیعیان و...نقل شده است. از جمله حدیث معروف غدیرخم وحدیث منزلت ومحبّت که ایشان از فاطمه دختر امام صادق (ع) وایشان از فاطمه دختر امام باقر (ع) و او از فاطمه مادر امام باقر (ع) – دختر امام حسن (ع) وایشان از فاطمه ی زهرا سلام الله علیها نقل می کند. که این دسته ازاحادیث به فاطمیّات معروفند.

چنان که درمورد غدیر باهمین سلسله ی راویان از حضرت زهرا (س) نقل می کند که فرمودند :
«ای مردم آیا فراموش کرده اید سخن رسول خدا (ص) را درروز غدیر خم که فرمود: کسی را که من مولای اوهستم علی مولای او است. و همچنین فرمودند ای علی جایگاه تو نزد من به منزله ی جایگاه هارون نسبت به حضرت موسی (ع) است»
ونیز رسول خدا فرمودند : «آگاه باشید، کسی که با محبّت آل محمّد از دنیا برود شهید مرده است»
(عوالم العلوم 21/ 353)
ودرمقام الهی او وزیارت بارگاه او، امام صادق (ع) فرموده اند :
«آگاه باشید که حرم من و حرم فرزندان من پس از من قم است » (بحارالانوار 6/ 216)
ویا از امام جواد (ع) نقل شده که فرمودند :
« کسی که قبرعمّه ی مرا درقم زیارت کند اهل بهشت خواهد بود.» (کامل الزّیارات) (که البته روشن است که این زیارت، زیارت از روی معرفت وآگاهی خواهد بود)


طرح دوشبهه :
باپذیرش همه ی مقامات معنوی حضرت، جای دوسؤال باقی است:


شبهه ی اوّل:
 با این همه تأکیدی که پیامبر(ص) وامامان معصوم (ع) درمورد ازدواج داشته اند چرا حضرت فاطمه ی معصومه ازدواج نکرده اند؟
پاسخ : عدّه ای از محقّقین مسئله ی نبودن هم کفو درزمان او را مطرح کرده اند. امّا با توجّه به وجود علویان، مسلّماً کسانی بوده اند که شایسته ی ازدواج با اوباشند.
ولی نظر دقیق تر آن است که: وجود خفقان واختناق در زمان خلافت هارون عبّاسی چنان شدید بود که شیعیان حتّی جرأت پرسیدن سؤالات شرعی خود را از امام نداشته اند، چه رسد به آن که بخواهند با دختر امام موسی کاظم (ع) ازدواج کنند. پژوهشگران معتقدند زندانی شدن امام هفتم هم روی آوردن برای خواستگاری از دختران وی را کاهش داده است. (راز عدم ازدواج حضرت معصومه 103)


شبهه ی دوّم :
چرا با این که شخصیّت های دیگری از خاندان اهل بیت (ع) وفرزندان وبرادران امام موسی کاظم (ع) ونزدیکان ایشان به ایران آمدند، ودراین سفر و یا بعد از ایشان به شهادت رسیدند، و یا از دنیا رفتند، مانند احمدبن موسی (ع)– شاهچراغ – و یاعلی بن جعفر و یا تعدادی از امام زادگانی که درساوه و قم مدفون هستند  و... امّا آوازه و شهرت نام این بانو باهمه ی این عظمت مطرح شده، و با این که بیش از هفده روز درقم جضور نداشتند، و در دوران جوانی از دنیا رحلت کردند، بیش از دوازده قرن است که بارگاه  و حرم ایشان قبله گاه محبّان اهل بیت و قم مرکز نشر معارف اهل بیت (ع) شده است؟
پاسخ: برای یافتن پاسخ این شبهه، باید دو وجهه ی سیاسی و فرهنگی جامعه ی آن روز ایران را مورد بررسی قرار داد، تاعظمت خود این مسئله بیشتر مشخّص شود :

اوضاع سیاسی ایران دردوران بنی امیّه و بنی عبّاس تا اوایل قرن سوّم هق:
1 – با فرا رسیدن دوره ی اموی و ستم هائی که توسّط امویان به فرزندان حضرت علی (ع) روا گردید، و نیز فشارهائی که به موالی (لقبی که خلفا به ایرانیان مسلمان شده برای تحقیرشان داده بودند) وارد آمد، موالی هرچه بیشتر با چهره ی علی (ع) و فرزندان او آشنا شدند، و ایشان را مظهر عدلی دانستند که پیامبر اسلام وعده ی تحقّق آن را داده بود.
ایرانیان به ویژه در زمان کوتاه حکومت علی (ع)، شیفته ی آن عدالت گشته بودند، و پس از گرایش به اسلام نیزپس از علی (ع)  آن را متحقّق نمی یافتند، و تکرار ستم های دوره ی ساسانی را باخصایص سلطنت عربی درپیش روی خود می یافتند، آنان به یاد می آوردند که چگونه علی (ع) دراعطای حقّ ایشان کمترین تردیدی به خود روا نداشته و تسلیم فشارهای جاهلی نشده است. امّا معاویه به والیان خود در ایران دستور داد که مراقب ایرانیان مسلمان باشند، هرگز آنان را بااعراب همپایه قرار ندهند، حتّی الامکان حقوق آن ها کمتر داده شود، غیرعرب را امام جماعت نکنند، مرزبانی و قضاوت را به آن ها ندهند.و...
همین سمت گیری های اشرافیّت جاهلی باعث شد که ایرانیان به تدریج به علویان متمایل شده و درنهضت های علوی شرکت کردند.- درقیام مختار، اطرافیان کیان یاکیسان، و درجریان قیام زید بن علی بن الحسین (ع). وپس از او دردفاع از پسر زید، یحیی بن زید – و...

2 – شاید به نظر برسد که مردم ایران و خاصّه خراسان، راه دیگری نیز برای واکنش داشتند، و آن عدول از اسلام و تمسّک به دین گذشته ی خویش – مانند نهضت شعوبیّه – بود. امّا با درستی این فرض وباز بودن راه چنین واکنشی، می دانیم که خراسانیان لااقلّ در دوره ی مورد بحث هرگز متوسّل به آن نشدند. دلیل این معنی واضح است. ایشان به مانند اکثر مسلمانان ایرانی، اوّلاً با خود آگاهی قابل ستایشی میان عرب واسلام تفاوت اساسی می نهادند. وثانیاً نمی توانستند به آئینی دعوت کنند که به دلیل منحط بودنش آن را با میل واختیار وانهاده بودند. آنان در شرایطی که به روشنی می دیدند خلفا و اکثر اعراب ساکن در ایران، راه و روش اسلام و پیامبر را وا نهاده اند، نه تنها به عدول از اسلام نیندیشیدند بلکه به جستجوی بزرگانی از خاندان پیامبر برخاستند که به دلیل اصالت واسلامیّت با امویان وسلطنت ایشان به نبرد برخاسته بودند. مسلمانان ایرانی با همین انگیزه به حمایت از خونخواهان امام حسین (ع) وانقلابات و شورش های بعد از آن برخاستند

3 – به دلیل شدّت فشارامویان برواقعی ترین واصیل ترین رهبران شیعه واعضای بنی هاشم و ممانعت و کنترل شدید ایشان که امکان هر گونه ارتباط فعّال را با مسلمین ضدّ اموی به ویژه علاقمندان به خاندان پیامبر(ص) نامیسّر می ساخت. البتّه طبیعی بود که مسلمانان ایرانی وعمدتاً خراسانیان درپیدا کردن و ارتباط با رهبران واقعی شیعه دچار مشکلات فوق العاده جدّی شوند و نهایةً در شرایطی از سرگشتگی و درعین حال تمایل شدید به پیوستن به مبارزات ضدّ اموی جهت اعاده ی حکومت پیامبر(ص) وعلی (ع) به هرآن کس که به نوعی به بیت علوی یا بنی هاشم منتسب می بود لبّیک گویند، وسر در حلقه ی اطاعتش درآورند.
باتمام این احوال، اگر ارادتمندان علی (ع) درخراسان سرانجام به دلیل محصوربودن ائمّه ی امامیّه نتوانستند با ایشان تماس بگیرند، و عاقبت نیز در جستجوی ایشان، ملعبه ی دست عبّاسیانی شدند که با آگاهی از گرایش خراسانیان به علویان، ابتدا موذیانه آنان را به (رضای آل محمّد) فراخواندند، و سپس خود را (رضای آل محمّد) جا زدند. امّا یک حقیقت انکار ناپذیر این است که اصلی ترین شالوده ی گرایش خراسانیان به علویان خاطره ای بود که از حکومت علی (ع) داشتند و به اندیشه ی حصول و تحقّق چنین حکومتی به حمایت علویان برخاستند، و نهایةً با اغفالگری های داعیان عبّاسی درخراسان، ازجمله ابومسلم، به دام عبّاسیانی افتادند که درستمگری و به شهادت رساندن فرزندان علی (ع) وائمّه ی شیعه ی امامیّه گوی سبقت را از امویان ربودند.

درهمین زمینه یک شاعر علوی چنین گفته است :
«سوگند به خداوند، ستمی که بنی امیّه درباره ی علویان روا داشتند یک دهم ستمی نبود که بنی عبّاس درباره ی ایشان معمول داشتند» (تاریخ فخری 200 – تاریخ سیاسی اجتماعی ایران بعد از اسلام 90)

4 – زمینه ی به وجود آمدن گروه های شعوبیّه:
ابومسلم خراسانی، با همه ی خدماتی که برای برپائی حکومت عبّاسیان با تزویرهای خود انجام داد، به دست منصور دوانقی، خلیفه ی عبّاسی و دوست صمیمی اش کشته شد. بعد از قتل ابومسلم، گروه های مختلفی به بهانه ی انتقام خون ابومسلم قیام کردند، امّا بعضی ازاین گروه ها به جانب شعوبیگری وضدّیّت با اسلام روی آوردند.

ازجمله: سنباد که از اشراف زردشتی نیشابور بود. و قیام او به سرعت سرکوب شد.
اسحاقیّه یا ابومسلمیّه درماوراء النّهر با ادّعای خونخواهی ابومسلم به پاخاستند. شخصی به نام اسحاق ترک، مردم را به زردشت دعوت می کرد ومی گفت به همین زودی ظهور می کند. وابومسلم همان مهدی موعود است که کشته نشده وغایب شده است. و زمانی قیام می کند. این قیام هم در زمان منصور دوانقی در هم شکست.

گروه دیگری به نام راوندیّه، ابتدابه خونخواهی ابومسلم برخاستند، وسپس با اعتقاد به حلول، به بهانه ی حلول خدا درمنصور دوانقی و خداخواندن او – امّا درخفا بانقشه ی کشتن او– به اونزدیک شدند. امّآ عدّه ی زیادی از آن ها به دستور منصور دستگیرشدند. وعدّه ای از آن ها دردرگیری با لشکر منصور کشته ومتواری شدند. ولی اعتقاد به حلول آن ها دربعضی گروه های غالی باقی ماند.

استاذسیس، درشهرهای هرات وسجستان قیام کرد. وادّعای پیغمبری داشت.

المقنّع، رهبرسپیدجامگان، هاشم بن حکیم، یک چشم و به غایت زشت و کچل بود، مقنعه ی سبز برسرو روی خود داشت، ادّعای پیامبری می کرد  و طلسم و جادو می دانست. منصور دوانقی او را زندانی کرد، و بعد از آزادشدن از زندان ادّعای خدائی کرد، ومی گفت من به صورت آدم و نوح و ابراهیم و موسی و... آمده ام. وحالا اینجا هستم. معجزه ی او ماه نخشب بود که باسحر وجادو جسمی نورانی ساخته بود که شب ها به شکل ماه از درون چاهی در بلندی بالا می آمد. و دوباره درون چاه می رفت. دردرگیری با یکی از سرداران بنی عبّاس شکست خورد وفرار کرد وخود را درون تنوری پرآتش انداخت و مرد.

درسیستان گروهی از خوارج اززمان بنی امیّه تازمان بنی عبّاس شورش های فراوانی داشتند. ازطرفی قیام مطوّعه درسیستان و یعقوب لیث صفّاری برعلیه خلیفه ی عبّاسی. ازجمله وقایع مختلف سیاسی اجتماعی ایران درآن دوران بود.

اوضاع فرهنگی ایران درآن دوران:
به وجود آمدن فرقه های مختلف فکری وفرهنگی واعتقادی درجامعه ی اسلامی از سقیفه آغاز شد. و مهم ترین عامل آن پشت پازدن به فرمان خدا و رسول درپذیرش ولایت و امامت و انحراف درمسیر زعامت و رهبری الهی بود. و نتیجه ی آن به وجود آمدن فرقه ها و نحله های مختلف فکری و فقهی  و سیاسی  و کلامی و فلسفی وعرفانی، ایرانی، یونانی و هندی  و... بود.

ورود عدّه ای از خوارج به سیستان در زمان بنی امیّه باتفکّرات جامد وخشکشان، عدّه ای رامتوجّه خود کرده بود. و پس از آن به خاطر علاقه ی ایرانیان به خاندان رسول خدا (ص) درقیام مختار و زیدیّه وهمراهی با آن ها، تفکّرات واندیشه های کیسانیّه وزیدیّه، درجامعه ی ایرانی مطرح شد. و از طرفی با تبلیغات دستگاه حاکم، تفکّرات کلامی اشاعره و معتزله، وچهار مذهب فقهی اهل سنّت، درجایگاه های مختلف ایران وعراق گسترش پیداکرد. و بعد از شهادت امام صادق (ع) وبه وجود آمدن اسماعلیّه تبلیغات آن ها هم کم و بیش گسترش یافت.

دستگاه عظیم جعل حدیث از زمان خلیفه ی سوّم بارهبری کعب الاحباریهودی و امثال ابوهریره ها به این آشفتگی فکری و فرهنگی دامن زد. و درعصر نهضت ترجمه – عصر هارون و مأمون – تحت عنوان آزادی بیان  و ارزش گذاری به علم  و دانش، تفکّرات و اندیشه های فلسفی و عرفانی پهلوی ایران و یونان و هند و مسیحی و یهودی و... به عربی ترجمه شد. و با این ترتیب باب تأویلات و توجیهات ضدّ معارف اهل بیت (ع) بازشد. درحالی که درهمان زمان آزادی بیان، امام موسی کاظم (ع) و فرزندان و شاگردانشان درمحاصره و تنگنای شدید  و سانسور فکری بودند.

امّا درعین حال همان طور که دربخش وضعیّت سیاسی آن زمان مطرح شد، مخالفت ایرانیان با بنی امیّه و بنی عبّاس آن هارا به طرف فرهنگ و اندیشه ی اهل بیت (ع) می برد، از جمله تعدادی از شاگردان امام باقر و امام صادق (ع) ایرانی بودند. از جمله جابربن حیّان و خاندان اعین و بسیاری از اهل کوفه (که شهر کوفه ساخته شده درکنارحیره ی عراق درزمان ساسانیان جزء ایران بوده است) و شاگردان دیگری از ایشان. و بعضی از اصحاب و شاگردان امام رضا مانند فضل بن شاذان نیشابوری و... و از طرفی مهاجرت اشعری های شیعی یمن از سال ها قبل به شهر قم، باعث گسترش تفکّر شیعی در این منطقه بود. و درشمال ایران هم با هجرت نوادگان ائمّه (ع) و حمایت ایرانیان، حکومت علویان طبرستان شکل گرفت.

و از طرفی همین گرایش ایرانیان به سوی اهل بیت (ع) باعث شد که حتّی مأمون که نقشه ی قتل امام شیعیان را کشیده بود، درمباحث و مناظرات مخالفان شیعه، کاملاً باروش علمی و استدلالی از امامان شیعه دفاع کند.

دوخطر برای شیعه :
باتوجّه به اوضاع سیاسی و فرهنگی جامعه ی ایرانی درآن برهه ی زمانی، دوخطر آن ها را تهدید می کرد. یکی خطر سیاسی، انداختن شیعیان دربازی های قدرت وتحریک آن ها دردفاع کورکورانه از بعضی جریانات ضدّ شیعی، مانند بنی عبّاس. ودوّم : خطر فرقه سازی درداخل خود جریانات تشیّع.


نقش امام رضا (ع) وحضرت معصومه (ع) دراین شرایط :
شاید بتوان این ادّعا را مطرح کرد که هجرت امام رضا (ع) گرچه به اجبار، به خراسان، وسفر حضرت معصومه (ع) به دعوت امام رضا (ع) به ایران، لطف ونعمت ومنّت عظیم خداوند برملّت بیدار وفرهیخته ی ایران بود، که باحضور دراین سرزمین و ولایت ورهبری نزدیک اهل بیت (ع)، اجر وپاداش آن همه فداکاری ورنجی را که درطول سالیان متمادی درراه محبّت وعشق به اهل بیت (ع) متحمّل شده بودند، بدهد. ودرعین حال با فرصت کوتاهی که این دوبرادر و خواهر داشتند، چنان فضای معارفی الهی اهل بیت (ع) را دراین مرز وبوم – با بحث ها ومناظرات اندیشمندانه ی خودشان در برابر تمام اندیشه های آن زمان – گسترش دادند  که بعد از امام هشتم، درمکتب تشیّع هیچ فرقه ی دیگری به وجود نیامده است. و ایران به ویژه خراسان و قم و جای جای این مرز و بوم مرکز نشر معارف ناب الهی گردد.

و این دوعزیزباگسترش علوم و معارف الهی خود، ازملّت ایران یک ملّت زنده و بیدار و منتظر وزمینه ساز جامعه ی آرمانی و جهانی مهدوی بسازند.


عاصی و محتاج ترحّم شدم
راهی بیت الکرم قم شدم
ردشدم از وحشت دشت کویر
رد شدم از تشنگی گرمسیر
کیست که این گونه جلا می دهد
بوی غریبی رضا می دهد
پاره ای از بارگه شاه طوس
فاطمه، ای خواهر شمس الشّموس
عمّه ی مظلومه ی صاحب زمان
روشنی نیمه شب جمکران
شیعه به نام تو مباهات کرد
نور در این خانه مناجات کرد
(قسمتی از شعر بلند وحیده ی افضلی)