اخلاق وکرامت های انسانی-1

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 
دسته: مجموعه مطالب نوشته شده توسط حاجیان ا بازدید: 1449
akhlaghعدم حضور ارزش های اخلاقی در مدرسه و دانشگاه و حتّی حوزه های علمیّه و مراکز مذهبی، علم را تبدیل به ابزار قدرت و ثروت و فساد می کند و چهره ی دین را هم لکه دار می کند. و حاکم نبودن اخلاق بر نهاد های اقتصادی و اداری موجب بروز انواع فساد های اقتصادی، ربا، رشوه، اختلاس، رانت خواری و اجحاف به مردم، و ... خواهد شد.                                             

 

  

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر
وبه یاد ولیّ خدا امام مهدی (عج)


اخلاق وکرامت های انسانی
( بخش اوّل )
***************
چه زیبا عشق را مصداق بودن
به نیکی شهره در آفاق بودن
به بستان محبّت همچو گل ها
معطّر از گل اخلاق بودن
**********

 

رسول اعظم (ص) فرمودند:
«بُعثتُ لِاُتَمِّمَ مَکارِمَ الاَخلاقَ»
(برای تکمیل کرامت های اخلاقی برگزیده شده ام)
(بحار الانوار 67 / 372)

اخلاق وپرورش فضایل و کرامت های انسانی، مهم ترین هدف رسالت پیامبران الهی، و مکاتب معنوی و عرفانی بشر بوده است، تا انسان ها را درسیر به سوی کمال مطلوب که علّت غائی آفرینش است رهنمون گردد.
غرق شدن انسان متمدّن امروز در امور مادّی و مسائل پست حیوانی، وگرایش او به قهقرای جاهلیّت، باعث دور شدنش از ارزش های انسانی، ونپرداختن به تربیت وتهذیب خویش، ودرنتیجه غرق شدنش در فساد، قتل وغارت، آتش وخون، و توفان فتنه ها و نیرنگ ها شده است. وانسان امروز برای نجات خویش هیچ راهی جز باز گشت به این ارزش ها وکرامت ها تحت هدایت وراهنمائی مربّیان معصوم الهی ندارد.


اخلاق چیست ؟
اخلاق جمع (خُلق و خُلُق) است. خُلق عبارت است از:
«سیمای باطنی وهیأت ثابت نفسانی که به موجب آن افعال نیک وبد اختیاری، بدون زحمت و تکلّف از انسان صادر شود.»
و با این بیان، اخلاق عبارت است از مجموعه ی ارزش ها و فضایل انسانی و باطنی، که بشر را از حیوانات ممتاز می کند. و به او امتیاز وارزشی بسیار برتر ووالاتر عطا می کند.
انسان در بعد غرائز وامیال با حیوانات مرز مشترک دارد. حیوان می خورد، می خوابد، لذّت می برد، و غریزه ی جنسی در او متجلّی می گردد. این امیال وغرائز در انسان خواسته یا ناخواسته بروز وظهور پیدا می کند. امّا این ها مبنای ارزش وفضیلت انسان نیستند. وشاید در بروز بعضی از این امیال، حیوانات بسیار قوی تر از انسان ها باشند. آن چه باعث ارزش واعتبار وفضیلت انسان می شود، امور وگرایش های متعالی وجود انسانند که به امور فطری معروفند.
گرایش انسان ها به کمال، پرستش معبود، حقیقت جوئی، زیبائی طلبی، خیر اخلاقی و... از اموری هستند که در وجود انسان به صورت فطری نهادینه شده، و همین ها منشأ علم و هنر و عبودیّت و عدالت طلبی و آزادی خواهی و ارزش های اخلاقی می شوند.
انسان ها با داشتن این گرایش ها انسانند، و از دیگر موجودات ممتاز می گردند. مجموعه ی گرایش های فطری انسان را ارزش های انسانی یا فضایل اخلاقی می نامند.


گستره ی فضایل اخلاقی:
علیرغم این مسئله که عدّه ای می اندیشند اخلاق محدوده ی خاصّ و فعّالیّت محدودی آن هم فقط درحوزه ی زندگی فردی دارد. مبنا و هدف اخلاق و رسالت انبیا در این زمینه، زنده کردن ارزش های فردی و اجتماعی انسانی و فضایل فطری اخلاقی است. و این ارزش ها زنده نمی شوند مگر در سایه ی توجّه به مسائل فطری، عقلانیّت و آموزه های وحیانی انبیا و اولیاء.
با این بیان، اخلاق و ارزش ها و فضایل انسانی در برگیرنده ی تمام ابعاد وجودی انسان و تمام مسائل فردی و اجتماعی او است. خانواده، مدرسه، دانشگاه و حوزه علمیّه، بازار، اداره و محیط کار، نهادهای سیاسی و نظامی و حکومتی و... هیچکدام نمی توانند بدون نظارت و حضور ارزش ها و فضایل اخلاقی باشند.
بی اخلاقی در خانواده مسلّماً موجب از هم پاشیده شدن آن می شود، و عدم حضور ارزش های اخلاقی در مدرسه و دانشگاه و حتّی حوزه های علمیّه و مراکز مذهبی، علم را تبدیل به ابزار قدرت و ثروت و فساد می کند و چهره ی دین را هم لکه دار می کند. و حاکم نبودن اخلاق بر نهاد های اقتصادی و اداری موجب بروز انواع فساد های اقتصادی، ربا، رشوه، اختلاس، رانت خواری و اجحاف به مردم، و گسترش تجارت اسلحه، و تجارت سکس و فروش برده وار زنان و مردان خواهد شد. و حذف ارزش های اخلاقی ازنظام های سیاسی و نظامی و حکومتی و... فقر و فساد و جنگ و آتش و خون را برای دنیا به ارمغان آورده است.
و چه زیبا امام علیّ بن ابی طالب (ع) وضعیّت دنیای جدا شده از اخلاق امروز ما را درنابود شدن ارزش ها بیان می فرمایند:
«... آنگاه که مردم نماز را می میرانند، و امانت ها را ضایع می کنند، و از امیال و شهوات خود پیروی می کنند، دروغ را جایز می شمرند، ربا می خورند و رشوه می گیرند و... دین خودشان را به دنیا می فروشند، ارزشی برای خون مردم قائل نیستند، تکیه برریاکاری دارند، ازبستگان قطع رابطه می کنند، حلم و بردباری را دلیل ضعف و ظلم و ستم را افتخار می دانند، امیران آنان انسان های فاجر و وزرای آن ها دروغگو، و امینان آن ها خائن و یاران ستمگران، قاریان آن ها فاسق و...»
( بحارالانوار75/ 22)


اخلاق و دنیای امروز:
باهمه ی اعتبار و اهمّیّتی که مسائل اخلاقی درزندگی انسان دارد، عدّه ای از مدّعیان علم و دانش دردنیای امروز درزمینه ی اخلاق دو نظریّه را مطرح کرده اند:
الف – نظریّه ی منفی:
عدّه ای مدّعی شده اند که نه تنها اخلاق مایه ی تکامل بشر نیست، بلکه مانع تحقّق آرزوها و سدّ راه کامیابی است. عقیده دارند که مقرّرات اخلاقی یک سلسله دستورهای بی فایده و مهمل است، و نتیجه ای جزتحدید شخصیّت و سلب آزادی و تقلیل لذائذ بار نمی آورد.
یکی از روشنفکران غربی می گوید:
« ندای غرائز را اجابت کن تا لذّت و خوشی یابی و هیچ گونه مقاومت در مقابل آن ها ابراز منما که مورث درد و رنج می شود. و سایر مبادی اخلاق و آن چه که غیر از این گفته اند مشتی موهومات است و خالی از دلیل و برهان. » ( علم اخلاق یاحکمت عملی 242)
این گروه، اصول اخلاقی و مقرّرات اجتماعی برخاسته از اخلاق را به منزله ی مانع و سدّی درراه پیشرفت تمایلات، و استعداد های فردی تلقِّی می کنند. و عمل به ارزش های اخلاقی را عامل به وجود آمدن عقده های روانی می دانند
ب – نظریّه ی مثبت:
امّا بازتاب نظریّه ی منفی درباب اخلاق و نتایج منفی تربیتی، در از هم پاشیده شدن ارزش ها و نظام های اجتماعی و خانوادگی دردنیای غرب باعث شد که اصل ضرورت مسائل اخلاقی درجامعه مورد تأکید قرار گیرد. امّا متأسّفانه چون باز هم سفارشات اخلاقی متفکّران منفکّ از تعلیمات درست انبیا بود، دچار نوعی فرد گرائی مفرط و درنتیجه جداکردن مسائل زندگی از مسائل ارزشی و اخلاقی بود. به عنوان نمونه:
اخلاق اومانیستی، برمحور فردیّت و اصالت فرد انسان، و آن چه که لذّت ها و منافع فرد را تأمین می کند، نام اخلاق و ارزش گرفت، و درنتیجه خواست دل انسان، محور شد.
اخلاق نفع طلبانه ی راسل، دانشمند انگلیسی، آن چه منافع فردی انسان را تأمین کند اخلاق و ارزش است. و اگر عملی به ضرر انسان باشد ضدّ اخلاق و ضدّ ارزش.
زمینه های اصالت لذّت، سود، قدرت و... محورهای اخلاق انسان امروز دنیا شده است، و باز هم موجب دوری اانسان از ارزش های والا ی بشری.
وامروز مهم ترین عامل غرق شدن انسان در باتلاق عفن و سیاه فساد و تباهی، عدم درک این حقیقت است که، موجودی که با این همه رشد علمی و غرور دانش ، هنوز ذرّه ای از حقیقت وجودی خویش را نشناخته، و خود را رها شده در کویر زندگی، و بی پناه تصوّر می کند، چگونه می تواند برای این موجود سرگردان و حیرت زده، برنامه ی حیات طیّبه بنویسد.؟!! واورا ازاین برهوت مخوف نجات دهد؟؟
و متأسّفانه هنوز باور نکرده است که کسی می تواند منجی بشر از این همه فلاکت و بدبختی باشد که خود خالق او است، و او را بهتر از خودش می شناسد، به خاطر نجات او از این همه امواج خطرناک و گرداب های مخوف، اورا هدایت کرده، و به سوی نور و پناهگاه محکم و استوار و کشتی نجات دین وولایت الهی فراخوانده است. به خاطر همین است که قرآن قرن ها است فریاد می زند که:

« وَالعَصرِ اِنَّ الاِنسانَ لَفی خُسرٌ،...»

درزمینه ی بحث اخلاق دردنیای امروز، باید به چند نکته ی اساسی توجّه کرد، و به چند پرسش پاسخ داد، ازجمله:
بنیادی ترین عناصر پذیرش مسئولیّت اخلاقی چیست؟ انسان آیا مسئولیّت پذیر است و یا طالب حقّ خویش؟ ارزش های اخلاقی نسبی هستند یامطلق؟ معیار فضیلت اخلاقی چیست؟ و... این ها و نمونه هائی از این قبیل پرسش ها، محور بحث ادامه ی این مقاله است که به یاری خدا به آن ها پرداخته خواهد شد.
ادامه دارد...