زهرای مرضیّه (س) ودفاع از امامت و ولایت

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 
دسته: مجموعه مطالب نوشته شده توسط حاجیان ا بازدید: 533
zahraye marzieصدّیقه ی کبری (س) دراین فرازهای ازسخنانشان، باتمام وجود دفاع از امامت وولایتی کردند که از ابتدای بعثت پیامبر (ع) تاغدیر، حتّی بانگاهی عمیق تر، درعهد ومیثاق های همه ی انبیا و اولیا برآن پای فشرده شده بود. او امام زمانی را می شناسد واز او دفاع می کند، که آن امام وفرزندان معصومش تاپایان تاریخ انسان، محور وحدت، عدالت، عصمت وپاکی و ولایت کلّی الهی درجهان هستند.                          

 

  

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر
وبه یاد ولیّ خدا امام مهدی (عج)

زهرای مرضیّه (س) ودفاع از امامت وولایت

اَلسَّلامُ عَلَی الصِّدّیقَةِ المَعصُومَة
**********
زیبائی مدینه به غیر از بتول نیست
بی مُهر او نماز دوعالم قبول نیست
مهرعلی است روزی هرروز مهر و ماه
وقتی چراغ فاطمه باشد افول نیست
زهراترین شکوفه ی گلخانه ی رسول
با نام تو مدینه مدینه است، یابتول
زهرا شدی که نام علی را علم کنی
پنهان شدی که هردوجهان را حرم کنی
(قسمتی از ترکیب بند زهرائی – علی رضا قزوه)

*********


زمانی علمای اهل تسنّن عراق، مرحوم علّامه ی امینی (صاحب کتاب الغدیر) رابرای صرف شام دعوت می کنند. امّا علّامه قبول نمی کند، ولی با اصرار زیاد آن ها، دعوت را می پذیرد مشروط بر این که فقط صرف شام باشد وهیچ گونه بحثی صورت نگیرد. آن ها هم می پذیرند. پس از صرف شام، یکی از علما -که درآن جمع 70 یا80 نفر از علما بودند– می خواست بحث را شروع کند. علّامه امینی گفت: قرار ما این بود که بحثی صورت نگیرد. امّا آن ها گفتند: پس برای متبرّک شدن جلسه هر نفر یک حدیث نقل کند تامجلس نورانی شود.
آنان شروع کردند هرکدام یک حدیث نقل کردند تا این که نوبت به علّامه رسید. به آن ها گفت شرطم برگفتن حدیث این است که ابتدا همگی برمعتبر بودن یا معتبر نبودن سند حدیث اقرار کنید. همه قبول کردند. سپس علّامه ی امینی فرمود:
«قالَ رَسُولُ اللهُ (ص): مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف اَمامَ زَمانِهِ ماتَ میتَةً جاهِلِیَّةً–رسول خدا(ص) فرمودند: هرکس بمیرد وامام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیّت مرده است»
همه ی علما حدیث را باقید متواتر تأیید کردند. سپس گفت: حال که حدیث را تأیید کردید یک سؤال از شما دارم:
آیا حضرت زهرا(س) امام زمان خود را می شناخت یانمی شناخت؟ واگر می شناخت امام زمان فاطمه (س) چه کسی بود؟؟
پرسش، پرسش سنگینی بود. درواقع سؤال از همه ی تاریخ بود. مجلس یک ربع، بیست دقیقه درسکوت محض بود. همه سرشان را به زیر انداختند و چون جوابی برای گفتن نداشتند یکی یکی جلسه را ترک کردند، وباخود می گفتند: اگر بگوئیم نمی شناخت، پس باید بگوئیم که فاطمه کافر از دنیا رفته، و حاشا که سرور زنان جهان کافر از دنیا رفته باشد. و اگر بگوئیم می شناخت، چگونه بگوئیم امام زمانش ابوبکر بوده است؟ (برگرفته از سایت تبیان)

پرسش هنوز از طرف آن ها بی پاسخ مانده است.
غدیر اعلان منشور جهانی ولایت وامامت دوازده رهبر الهی عادل ومعصوم برجهان تا روز قیامت بود. و سقیفه آغاز ارتجاع به عصر جاهلیّت وبه آتش کشیدن همه ی ارزش های الهی و این منشور جهانی شد. وفریاد فاطمه ی زهرا (س) درخطابه ی فدک فقط ذکر مصیبت و درد و تظلّم خواهی میراث پدر نبود. بلکه فریاد به باد رفتن همه ی میراث پیامبران وپیامبر اسلام، وغربت امام و ولیّ هستی وجانشینان اوبود. فاطمه (س) مانند دیده بانی بیدار وبصیر دربخشی ازاین خطابه ی تاریخی چنین هشدارمی دهد:
«خداوند پیروی از ما اهل بیت (ع) راسبب همبستگی، وامامت وپیشوائی مارا مانع افتراق قرار داد ... پیامبراکرم (ص) ... هرگاه در جامعه شاخ شیطان نمایان می گشت و یا مشرکی دهان به ژاژ می انباشت. او برادرش علی را درکام آن می افکند. علی هم در مقابل تاآن زمان که برمغز وسر مخالفان نمی کوبید و بینی آن ها را به خاک مذلّت نمی مالید ترک مأموریّت نمی کرد. علی (ع) این رنج را در راه خدا به جان خریدار بود. او در راه خدا کوشا، به رسول خدا نزدیک ومهتر اولیای حق بود. علی همواره دامن همّت به کمر زده، نصیحت گر، تلاش گر وکوشنده بود. وشما درآن هنگام در آسایش می زیستید و از امنیّت برخوردار بودید. مترصّد تغییر جهت چرخ گردون برعلیه ما و گوش به زنگ اخبار بودید .... چون خداوند سرای پیمبرانش را برای پیامبرخود برگزید، وجایگاه برگزیدگانش را منزلگاه اوساخت، کینه ها ودو روئی آشکار و پر ده ی دین دریده شد ... برای گوشه گیر نمودن خاندان و فرزندان پیامبر(ص) در کمینگاه خزیدند. ما چاره ای جز شکیبائی ندیدیم. و همچون خنجر برگلو خلیده و تیغ سنان بردل نشسته سکوت نمودیم...» (مسند فاطمه «س» 108)

ودربخشی از سخنانشان با زنانی که به عیادت او آمده بودند، درمورد مردانشان فرمودند:
« وای برآنان، از چه رو تمرکز حق را درمرکز خود سبب نگشتند؟ و از این راه خلافت را از پایه های نبوّت دور داشتند. و از سرائی که فرود گاه جبرئیل بود به دیگر سرا بردند. و از ید قدرت کاردانان دین ودنیا خارج ساختند. به هوش که زیانی بس بزرگ است ... سوگند به خدا، اگر مردانتان درخارج نشدن زمام امور از دستان علی (ع) پای می فشردند، و تدبیر کار را آن چنان که پیامبر به او سپرده بود تحویل او می دادند، علی (ع) آن را به سهولت راه می برد، و این شتر را به سلامت به مقصد می رساند ... علی خیر و نیکی را در نهان و آشکار برای آنان خوش می دارد. و اگر برمسند می نشست هرگز بهره ای فراوان از بیت المال را به خود مخصوص نمی داشت. و از فزونی و ثروت دنیا جز به مقدار نیاز بر نمی داشت، به مقدار آبی که تشنگی را فرونشاند و خوراکی که گرسنگی برزرف نماید. » (مسند فاطمه «س » 125)
صدّیقه ی کبری (س) دراین فرازهای ازسخنانشان، باتمام وجود دفاع از امامت وولایتی کردند که از ابتدای بعثت پیامبر (ع) تاغدیر، حتّی بانگاهی عمیق تر، درعهد ومیثاق های همه ی انبیا و اولیا برآن پای فشرده شده بود. او امام زمانی را می شناسد واز او دفاع می کند، که آن امام وفرزندان معصومش تاپایان تاریخ انسان، محور وحدت، عدالت، عصمت وپاکی و ولایت کلّی الهی درجهان هستند.

درسخنان پیامبرو امامان معصوم (علیهم السلام) به بسیاری از ویژگی های آن ها اشاره شده است:
1 – رسول خدا(ص) درجایگاه های مختلف ودرغدیر می فرمودند:
«من دربین شما دو چیز گرانبها قرار دادم که اگر به آن دوتمسّک جوئید هرگز بعد ازمن گمراه نخواهید شد، یکی از آن دو از دیگری بزرگ تر است (ثِقل اکبر) و آن کتاب خدا است که ریسمان الهی است که از آسمان به زمین کشیده شده است. و دوّمی عترت واهل بیت من هستند (ثِقل اصغر). آگاه باشید این دو از هم جدا نمی شوند تا درجلو حوض کوثر به من ملحق شوند.» (بحار الانوار 23/106)
2 – از همان حضرت نقل شده که فرمودند:
«مثل اهل بیت من شبیه کشتی نوح است، هر کس درآن سوار شد نجات یافت. و هرکس باآن مخالفت ورزید غرق شد.» (بحار الانوار 23/105)
3 – و در تعبیری دیگر می فرمایند:
« امامان شما رهبران وپیشوایان شما به سوی خدا هستند، پس بنگرید که در دین ونمازتان به چه کسی اقتدا می کنید» (بحارالانوار 23/30)
4 – امام باقر (ع) درزمینه ی ولایت می فرمایند:
«دراسلام، هرواجبی بعد از واجب دیگر نازل شد، و ولایت آخرین واجبات بود که خداوند با نازل نمودن این امر، فرمودند: (امروز دینتان رابرای شما کامل کردم) خداوند با این آیه می فرمایند، بعد از ولایت، امر واجبی را برشما نازل نمی کنم، زیرا همه ی واجبات کامل شد.» (میزان الحکمه 1/ 159)
5 – امام علیّ بن موسی الرّضا (ع) سخنان مفصّلی درمورد امامت، درمسجد مرو دارند که به چند نکته ی آن اشاره می شود:
«امامت، پایه واساس اسلام بالنده و شاخه ی رفیع آن است، امامت، زمام دین و نظام جامعه ی اسلامی، ومصلحت دنیا وسربلندی و عزّت مؤمنان است. امام، همچون خورشید فروزان است که برجهان تجلّی کرده، ودرافقی است که دست ها به او دسترسی ندارند، و چشم ها توان دیدنش را ندارند. امام بدر نورانی، چراغ نور افشان، نور درخشان و ستاره ی هدایت گر درتاریکی ها ی صحراها ودریا ها است. امام، آب گوارا برای تشنگان و راهنمای برراه هدایت و نجات بخش از خطرات است. امام همچون آتشی بربلندی، حرارت بخش سرما زدگان و راهنمای گمشدگان درتاریکی ها است... امام همچون آسمان سایه گستر، سرزمین وسیع، چشمه ی جوشان... مونس همراه، پدر مهربان وبرادر همزاد است و...» (کافی 1/200)

فریاد فاطمه ی زهرا دردفاع از این امامت و ولایت در تراز جامعه ی جهانی است. پیشوایانی که آخرین بازمانده ی از نسل زهرا ی آن ها نجات بخش انسان های مظلوم تاریخ. ونوید بخش حیات طیّبه ی انسانی است. وحال چه جای مقایسه ی این والیان الهی با حاکمان سقیفه وپس از آن است؟

وامّا امروز:
آیا در جوامع اسلامی جایگاه واقعی امامت و ولایت درتراز جهانی شناخته شده است؟
بعد از چهارده قرن از اکمال دین درسایه ی اعلام ولایت، کدام فرقه از فرق اسلامی (جزشیعه) آن چنان که شایسته ی مقام اهل بیت (ع) بود آن هارا شناخته ومعرّفی کرده اند؟ ومگر نه این است که فرقه فرقه شدن آن ها جز در پشت پا زدن ومخالفت با امر ولایت وامامت نبود؟ که صدیقه کبری (ع) فرمود: امامت ما باعث امنیّت از تفرقه خواهد شد.
وتازه مگر شناخت ما شیعیان از ائمّه (ع) تاچه اندازه است؟ مگر نه این است که علی (ع) را فقط در ولایت وحق طلبی و عدالت و دفاع از محرومان، امام حسن وامام حسین (ع) را در مبارزه با ظلم ومظلومیّت، امام سجّاد (ع) را درعبادت و دعا و گریه، ودیگر ائمّه را درصبر واسارت و تبعید و... می شناسیم؟ چرا از ابعاد مختلف وجودی آن ها (بعد تربیتی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی ومعارفی، رسالت جهانی آن ها و...) شناختی نداریم؟؟
وطولانی شدن دورا ن غیبت هم مزید برعلّت شده است، و متاسِّفانه عادت کرده ایم که بدون احساس حضور امام زندگی کنیم، واحساس هیچ مشکلی هم نداشته باشیم.
کدام نهاد و یا کدام سازمان، برنامه ریزی اقتصادی، سیاسی، تربیتی، اخلاقی و... خود را در جامعه ی شیعی ما برمحور آرمان های مقدّس جهانی امام زمان (ع) طرّاحی می کند؟ وکدام خانواده ها سعی وتوجّه دارند فرزندان خود را با آرمان های مهدوی تربیت کنند؟ و کدام برنامه ی آموزشی وتربیتی در مدارس، دانشگاه ها، حوزه ها، هیئت های مذهبی و مساجد و... براساس اخلاق و تربیت مهدوی است؟
وآیا هنوز هم دنیا فریاد زهرای مرضیّه (س) رانمی شنود که اگر مدیریّت وامامت جامعه را به دست علی (ع) وفرزندانش می سپردند، امروز دنیا چهره ی زیبای دیگری داشت.


اَلّلهُمَّ اِنَّا نَرغَبُ اِلَیکَ فی دَولَةٍ کَریمَةٍ