خطابه ی فدک و مبارزه بابدعت ها

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 
zahra SAومگر پیامبر خدا نفرموده بودند که: «آن گاه که بدعت ها دربین امّت من آشکار شود، عالم باید علمش راآشکار سازد، و کسی که چنین نکند لعنت خدا براو باد» (کافی 1/54) آری، امروز به عنوان وظیفه و به تأسّی از اهل بیت (ع)، زنان و مردان شیعه باید در راه انتظار آخرین بدعت ستیز تاریخ، امام حجّة بن الحسن العسکری (عج) و با آمادگی خویش و آماده سازی نسلی پویا، هشیار و منتظر، و باهدایت معنوی پیشوایشان زمینه ی نابودی همه ی بدعت ها را فراهم سازند                        

 

  

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر
وبه یاد ولیّ خدا امام مهدی (عج)


خطابه ی فدک و مبارزه بابدعت ها


**********

نوآوری و بدعت در دین، سابقه ی طولانی به قدمت خود دین دارد. بدعت گوساله پرستی دردوران کوتاه غیبت و میقات حضرت موسی (ع)، تحریف تورات و سپس انجیل دربنی اسرائیل، راه یافتن صدها انحراف در کلیسا وبه نام دین، انحراف جامعه پس از نبیّ اعظم (ص) و... از جمله بدعت هائی بودند که چهره ی الهی دین را دگر گون کردند. درقرآن و روایات، چهره ی بدعت گران به شدّت منفور است.

بدعت یعنی چه؟
بدعت در لغت به معنای نوآورد یا نوآورده است، و در اصطلاح دانش کلام و علوم دینی، پدید آوردن رسم و آئین و باور تازه درزمینه ی دین و به نام دین است. رسم و آئین وباوری که ریشه در قرآن وسنّت پیامبر (ص) و ائمّه (ع) ندارد، و مخالف قرآن و اهل بیت (ع) و سنّت است. و پس از پیامبرو اهل بیت (علیهم السلام) پدیدار گشته است.(مجمع البحرین 2/298)
و به تعبیر دیگر، بدعت همان ایجاد آئین و رسمی تازه ی خلاف دین درقلمرو دین و در زمینه ی مذهب است.

بدعت ها پس از پیامبر (ص):
ازآخرین لحظات عمر پیامبر (ص) باکمال تأسّف، بدعت ها از مدینة النّبی با چهره های گوناگون شکل گرفت، و تا امروز آثار آن بدعت ها وتبعات سوء و خطرناک آن ها، چهره ی نورانی وجلوه ی حیات بخش قرآن وعترت را دیگر گونه معرّفی کرده است. وحال نگاهی به انواع بدعت ها دراسلام:
1 – اوّلین وخطرناک ترین وتأثیر گزارترین بدعت در دین، پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) ماجرای سقیفه بود. سقیفه فقط یک اتّفاق ساده ی درون دینی برای رسیدن به یک سلسله اهداف حزبی ویا گروهی نبود. بلکه کودتائی بود برای به وجود آوردن رسم و آئینی به نام دین و دردرون دین، که تمام دین را به نابودی بکشاند.
2 – رسول گرامی (ص) باپیش بینی وضع جامعه ی پس از خود،به ابن مسعود (ازصحابه ی حضرت) ودیگر یاران خود درارتباط با بدعت ها هشدار داده بودند. از سلمان فارسی نقل شده است که پیامبر(ص) فرمودند:
«ای مردم من به همین نزدیکی ازبین شما رحلت می کنم و به عالم غیب منتقل می شوم، شما را درمورد عترتم به خیر سفارش می کنم. بپرهیزید از ایجاد بدعت ها، که هر بدعتی گمراهی، وهر گمراهی و اهل آن درآتشند.» (بحار الانوار 36/289)
3 – با به وجود آمدن داستان سقیفه، و تحت حاکمیّت خلفا، بدعت های دیگر یکی پس از دیگری رونمائی شد: حمله به خانه ی علی (ع) وفاطمه (س)، و به آتش کشیدن بیت نبوّت و ولایت، غصب فدک، اذیّت و آزار تنها ثمره ی رسالت (صدّیقه ی کبری س) وبه شهادت رساندن او. قضاوت های ظالمانه وغیر منطقی، جلوگیری از نشر معارف نبوی، باتحریم کتابت حدیث پیامبر (ص)، ودرعین حال به مشاوره گرفتن اشخاصی مانند کعب الاحبار یهودی و نعثل یهودی، به عنوان مفسّر قرآن ودانای اهل کتاب، باز گذاشتن دست قصّه گوها (قُصّاص) درمسجد النّبی و جاعلان حدیث به نفع خلفا وبرعلیه اهل بیت (ع)، و ورود روایات اسرائیلی درفضای فرهنگی جامعه به جای روایات پیامبر(ص) واهل بیت (ع). حذف ذکر (حَیَّ عَلی خَیرِالعَمَل) از اذان باهدف کاملاً سیاسی، تحریم متعه، استفاده ی نا مشروع از بیت المال مسلمان ها از زمان خلیفه ی سوّم توسّط بنی امیّه و بنی مروان و... باز گذاشتن دست جنایت کاری چون خالدبن ولید، درجنایت هولناکی چون کشتن همراهان مالک بن نوَیره، وتجاوز به همسر او و...(ولقب سیف الاسلام به اودادن از جانب خلیفه)، مسلّط کردن انسان های جنایت کاری چون معاویه و بنی امیّه برجامعه ی اسلامی و...فراوان ازاین بدعت ها ثمره ی بدعت بزرگ سقیفه بود.
4 – بسته شدن درِخانه ی اهل بیت (ع) وباب مدینه ی علم پیامبر(ص)، باز گشت تبعیدیان زمان پیامبر (ص) به جامعه درخلافت اموی، وهجوم تفکّرات انحرافی، باعث به وجود آمدن فرقه های فراوان در جامعه شد، به وجودآمدن خوارج، وفرقه هائی مانند: کیسانیّه، زیدیّه، اسماعیلیّه، اشاعره، معتزله، فرقه های مختلف اهل سنّت، مرجئه و... همه وهمه بدعت های پس از آن بدعت بزرگ بود.
5 – مسائل التقاطی کلامی وفلسفی بشری، و نحله های مختلف عقیدتی، درعصر نهضت ترجمه، مانند فلسفه ی یونانی و ایرانی قبل از اسلام، عرفان هندی، صوفیگری، حضور زنادقه و دهریّه در جامعه ی اسلامی، و بسیاری از تفکّرات و اندیشه های ضدّ دینی که دربرابرمعارف اهل بیت (ع) وارد دین شد و قیافه ی مسلمانی گرفت، و هنوزهم این روند در ورود تفکّرات نوظهور درجامعه ی اسلامی ادامه دارد. بدعت دردین بوده وهست.

خطابه ی فدک و بدعت ستیزی:
بخش مهمّی از خطابه ی فدک، فریاد برسر مردم برای بیدارشدن آن ها دربرابراین همه بدعت ها بود. و چون حضرت، ظهور بدعت ها را درجامعه می دید، با این که ظاهراً برای احقاق حقّ خود در موضوع فدک به مسجد آمده بود، امّا باکلامی رسا و استوار از توحید، و رسالت جهانی پدر، و دین وایمان واقعی، وحقّ ولایت وامامت اهل بیت (ع) وفلسفه ی احکام الهی، واز سوء استفاده ی خلفا از ساختن احادیث جعلی سخن گفت.
با این که فدک براساس فرمان خداوند در قرآن: (وَآتِ ذَالقُربی حقَّهُ. به خویشاوندان حقشان را بپرداز«اسرا 26» که با نزول این آیه، پیامبر«ص» فدک را که یهودیان خیبر به حضرت واگذارکرده بودند به حضرت زهرا«س» بخشید) ملک شخصی فاطمه (س) واهل بیت (ع) بود، و حضرت می توانستند بامطرح کردن این قضیّه ازحقّ محتوم خود دفاع کنند، امّا مسئله ی میراث، واین که پیامبران الهی هم ارث می گذارند را مطرح کردند، که حدّاقل جلو یک بدعت بزرگ «ساختن احادیث دروغ و جعلی دربحث عدم ارث پیامبران، و نسبت دادن آن به پیامبرخدا» را بگیرند. فریاد برآوردند که:
«شما ای مسلمانان، آیا روااست که میراث پدرم به زور از من ستانده شود؟ ای فرزند ابو قحافه، خدا گفته که تو ازپدر ارث بری و میراث از من بِبُرّی؟ چه سخن ناروائی، آیا از سرعناد ولجاج کتاب خدا را ترک و به پشت سر افکنده ای؟...» (مسند فاطمه 108)
و تا این اندازه زیبا سخن گفتن از: ایمان، نماز، زکات، روزه، حج، عدالت، امامت و ولایت، پیروی از امام زمان، و پیشوائی اهل بیت (ع) و... نشانگر آن است که حضرت، آینده ی این جامعه را ملاحظه می فرمودند که در همه ی مسائل و تفکّرات و اندیشه های دینی، انحرافات و بدعت ها آغاز خواهد شد. و تفکّرات منحطّ خلفا و حمایت کنندگان مکتب خلفا، همه ی فرهنگ جامعه را در خرافی ترین و بی خردانه ترین و خطرناک ترین افکار به انحطاط خواهند کشاند.
و درعیادت زن های مدینه ازآن حضرت، درمورد مردانشان فرمودند:
«وای برآنان ازچه رو تمرکز حق را در مرکزخود سبب نگشتند؟ و ازاین راه خلافت را از پایه های نبوّت دور داشتند، و از سرائی که فرودگاه جبرئیل بود به دیگر سرا بردند و از ید قدرت کاردانان دین و دنیا خارج ساختند، به هوش که زیانی بس بزرگ است.» (مسند فاطمه 125)

درمبارزه با بدعت ها:
بدعت دردین به قدری خطرناک است که در سخنان پیشوایان دین از رسول خدا (ص) تایکی از رسالت های اساسی قیام امام زمان (ع) درمبارزه ی با آن سنگین ترین تعبیرات به کار رفته است:
1 – پیامبرگرامی (ص) فرمودند:
«آن گاه که بدعت ها دربین امّت من آشکار شود، دانشمند و عالم باید علمش را آشکار سازد، و کسی که چنین نکند لعنت خدا براو باد.» (کافی 1/ 54)
2 – امیر مؤمنان امام علی (ع) دریکی ازسخنرانی های خویش به مناسبت روزنهم ربیع الاوّل فرمودند:
«امروز روز استراحت، روز راحتی و رهاشدن از بلاها، روزغدیردوّم و... روز تزکیه و روز کشف بدعت ها، و روز دوری از گناهان کبیره است.» (بحارالانوار 42/189)
3 – درزیارت امام حسین (ع) ازناحیه ی مقدّسه ی امام زمان (عج) می خوانیم:
«و شهادت می دهم که تو نماز را برپاداشتی و زکات دادی، امر به معروف و نهی از منکر نمودی، سنّت های نبوی را زنده کردی و فتنه ها و بدعت هارا خاموش ساختی و...» (زیارت ناحیه ی مقدسه)
یکی از رسالت های شهادت امام حسین (ع) خاموش ساختن بدعت ها و فتنه ها است.
4 – علی (ع) درمعرّفی اهل بدعت می فرمایند:
«اهل بدعت مخالف فرمان خدا و رسول اوهستند، به رأی ها و هواها و خواست های خودعمل می کنند» (احتجاج 1/168)
5 – امام صادق (ع) فرموده اند:
«کسی که ازدیدار بدعت گزاری خوشحال شود و به صورت او بخندد، برنابودی دین خود کمک کرده است» (بحارالانوار 47/217)
6 – امام باقر(ع) درتفسیرآیه ی (اَلَّذینَ اِن مَکَنّاهُم...41حج) فرمودند:
«این آیه در شأن آل محمّد (ص) وحضرت مهدی (ع) و اصحاب او نازل شده است، خداوند مشرق ها و مغرب های زمین را درمالکیّت آن ها قرار می دهد، دین را غالب می کند، و خداوند به وسیله ی او و یارانش بدعت ها را باطل و می میراند.» (بحارالانوار 24/166)

وامّا امروز:
آیا درجوامع اسلامی، همه ی بدعت ها نابود شده، و همه ی سنّت ها زنده وپویا است؟
آیا امروز همه ی نگاه های جوامع اسلامی به درِ خانه ی اهل بیت (ع) است و از سقیفه ی بنی ساعده بریده اند؟ و آیا گوش به فرمان خطابه های آتشین علی بن ابی طالب (ع) و فرامین فرزندان معصوم اوهستند و از هر چه غیر آن است دل بریده اند؟
آیا امروز بقایای فلسفه های یونانی و عربان های هندی، و انواع عرفان های وارداتی، و فلسفه های شرقی و غربی، و کلام جدید و اندیشه های روشنفکری برفرهنگ جوامع اسلامی حاکم نیست؟
و آیا انواع فرقه های انحرافی، از سلفی ها و وهّابیّت و اذناب آن ها، اباحه گری و سکولاریسم، صوفیگری و تکثّرگرائی، بهائیّت و شیطان پرستی، علی اللّهی و باطنی گری، انواع فرقه های شیعه وسنّی، مدّعیان مهدویّت و امام زمان (عج) و... درکشورهای اسلامی، باانواع خرافات، مشغول فعّالیت نیستند؟
و آیا تبلیغات جهانی منحرفی تحت عناوین فریبنده ی دفاع از حقوق زنان، حقوق بشر، و حقوق ملّت ها و... گوش مسلمانان را کر نکرده است؟
آیا همه ی این ها بدعت دردین نیست؟
وما چه کرده ایم؟
مگر نه این است که پیامبر گرانقدر (ص) هشدار داده بودند که:
«هرگاه فتنه ها همچون پاره های شب ظلمانی به شما روی آوردند به قرآن برگردید.»(کافی 2/ 598)
ومگر صدّیقه ی کبری درهمین خطابه ی فدک، خطاب به همه ی مسلمانان نفرمودند که:
«شما بندگان خدا،...خقّی از سوی خدا برعهده دارید و پیمانی را که با او بسته اید پذیرفته اید. و آنچه راکه پیامبرخدا پس از خود درمیان شما باقی گذارده کتاب گویای خدا (امیرمؤمنان واهل بیت «ع») و قرآن صادق که نور فروزان و شعاع درخشان او است.... که درپرتو این دونور درخشان دلیل های روشن الهی را توان دید، و تفسیر واجبات واحکام او را دریافت» (مسند فاطمه 103)

ومگر پیامبر خدا نفرموده بودند که:
«آن گاه که بدعت ها دربین امّت من آشکار شود، عالم باید علمش راآشکار سازد، و کسی که چنین نکند لعنت خدا براو باد» (کافی 1/54)
آری، امروز به عنوان وظیفه و به تأسّی از اهل بیت (ع)، زنان و مردان شیعه باید در راه انتظار آخرین بدعت ستیز تاریخ، امام حجّة بن الحسن العسکری (عج) و با آمادگی خویش و آماده سازی نسلی پویا، هشیار و منتظر، و باهدایت معنوی پیشوایشان زمینه ی نابودی همه ی بدعت ها را فراهم سازند که:
در دعای دوران غیبت امام زمان (عج) می خوانیم:
« خدایا آن چه از دین تو محوگردیده دردولت حضرتش از نو تجدید فرما، و آن چه ازاحکام وسنّت که اهل بدعت ونفاق تغییر داده اند، همه را اصلاح فرما، تا این که دین تو، ای خدا به وجود او و به دست سلطنت الهیّه ی او به مقام خود از نو باز گردد، و تمام و کامل ازروی یقین، بدون کجروی میان بندگان مورد عمل قرار گیرد» (مفاتیح الجنان 1086)

و در دعای امام رضا (ع) برای امام زمان (ع)، درروز جمعه آمده است:
« و ستمگران اهل کفر وسرکشان و رؤسای آن ها را باشمشیر آن حضرت، به خاک هلاکت انداز، و پشت سران ضلالت رابه وسیله ی اوبشکن، و کسانی که وضع بدعت شیطانی و محو سنّت الهی کنند و باطل راقوی سازند، درهم شکن و...» (مفاتیح الجنان 993)

وقتی دوباره پرشده از بت جهانمان
شرک است، ذکر خدا برلبانمان
نفرین به ما به خاطر یک لقمه بیشتر
واشد به سوی هر کس و ناکس دهانمان
تیر و کمان به دست گرفتیم تامباد
غرق پرنده ها بشود آسمانمان
درفکرطرح وسوسه ی سیب دیگری است
شیطان، همو که جازده خود رامیانمان
وقت حضور تو است مخواه آخرین امید
بی قهرمان تمام شود داستانمان
(بخشی از شعر مسلم محبی)