معرفی کتاب: البیان فی تفسیر القرآن

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
دسته: مجموعه مطالب نوشته شده توسط طالعی عبدالحسن بازدید: 1132
albayan

مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی( ۱۲۷۸ خوی- ۱۳۷۱ کوفه) کتابی در علوم قرآن می‌نویسند و نام آن را البیان می‌نهند. این کتاب توسط آقایان محمد صادق نجمی و هاشم هریسی به فارسی ترجمه شده و به همت جناب حجت‌الاسلام آقای سید احمد حسینی اشکوری از سوی انتشارات مجمع ذخائر اسلامی قم در سال ۱۳۶۰ منتشر شده‌ا‌ست.

 
 

  

بسم الله الرحمن الرحیم

معرفی کتاب: البیان فی تفسیر القرآن

 

مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی( ۱۲۷۸ خوی- ۱۳۷۱ کوفه) کتابی در علوم قرآن می‌نویسند و نام آن را البیان می‌نهند. این کتاب توسط آقایان محمد صادق نجمی و هاشم هریسی به فارسی ترجمه شده و به همت جناب حجت‌الاسلام آقای سید احمد حسینی اشکوری از سوی انتشارات مجمع ذخائر اسلامی قم در سال ۱۳۶۰ منتشر شده‌ا‌ست.

جناب آقای مرتضی حکمی در ماه مبارک رمضان سال ۱۳۸۵ قمری در مقدمه این ترجمه به بیان برخی مزایای قرآن بر سایر کتب می‌پردازد؛ ازجمله: اعجاز، همیشه هدایتگر، منطبق با فطرت، پاسخ دهنده اشکالات و اوهام، به جریان افتادن سرمایه‌ها‌ی بزرگ علمی، بیان روشی اصیل در تفسیر قرآن، دعوت به اتحاد. آنگاه در مقابل اینکه این تفسیر به جهت اشتغالات مرجعیتی نویسنده به اتمام نرسیده مژده می‌دهد که کتابی از ایشان تحت عنوان فقه القرآن علی المذاهب الخمسه تالیف و تدوین شود که ظاهراً آن نیز به ثمر نمی‌نشیند.
فهرست مطالب این ترجمه که در دو جلد هر کدام حدود ۳۸۰ صفحه منتشر شده به شرح زیر است:
الف: جلد اول:
 ثواب و آداب تلاوت
 اعجاز قرآن
 پندارهایی درباره اعجاز قرآن
 معارضه با قرآن
 در پیشگاه عظمت قرآن
 قاریان هفتگانه
 قرائت‌ها‌ی هفتگانه
 قرآن به چند تلفظ فرود آمده‌ا‌ست
 مسئله تحریف قرآن
 جمع آوری و تدوین قرآن
 و سرانجام این مجلد با بحث حجیت ظواهر قرآن به پایان میرسد.
ب: جلد دوم:
 نسخ در آیات قرآن
 بداء در جهان آفرینش
 قواعد کلی در تفسیر قرآن
 حدوث و قدم قرآن
 تفسیر سوره فاتحه
 تعلیقات پایانی کتاب
اینک از این بوستان و گلستان قرآن درحد گل‌ها‌یی چند تقدیم خوانندگان می‌شود:
مفسرین در قرآن تلاش وافر کردند، اجرشان محفوظ باد، اما هیچگاه نمی‌توانند از اسرار و دقایق قرآنی که بر آن محیط نیستند پرده بردارند. تفسیر ما متکی به ظواهر قرآن است. محکمات آیات و روایات متواتر با سند صحیح و عقل فطری که حجت درونی است. تفسیر ما با کمک آیات دیگر است و احادیث وارده، شاهد و مؤید این روش.
مدخل تفسیر قرآن شامل مباحثی کلی است در عظمت و اعجاز قرآن و مصونیت آن از تحریف و عدم تناقض و نسخ در آن.
قدم اول این است که کتاب خدا را بشناسیم. این کتاب گفتار خداست. فضیلت آن بر سایر گفتار‌ها‌ همانند برتری خود خداست بر مخلوقاتش. پس شایسته است در عظمت آن لب فرو بندیم و اجازه دهیم راسخان قرآن سخن بگویند، آنها که در فضیلت همدوش قرآن اند و قرین آن تا قیام قیامت.
هرکه هدایت را در غیر قرآن بجوید به ضلالت می‌افتد. قرآن با گذشت اعصار کهنه نمی‌شود. عجایب آن بی پایان است. اخبار گذشته و آینده را دارد؛ و اخبار روز بازپسین را.
هیچ جبار و ستمگری نمی‌تواند آن را به پشت سر بیندازد؛ پس، از هر تحریفی مصون مانده‌ا‌ست.
پیدا شدن اختلافات، نتیجه پشت سر انداختن این کتاب روشن الهی است.
از اوصاف این کتاب: نور مطلق، داروی شفابخش، مایه عزت، گنجینه ایمان، دریای دانش، سیراب کننده تشنگان دانش، بهار دلهای فقها، آخرین مقصد صالحان و نیکان، ریسمان ناگسستنی، پناهگاهی محکم، دلیلی استوار، «گواه»ی زنده، است. آیاتش زنده است؛ زیرا بنا به آیه "لکل قوم هاد" هر زمان هدایت‌گری از خاندان رسالت، در کنار این قرآن هست. خود آنان ما را به قرآن دلالت دادند. امام صادق علیه‌ا‌لسلام می‌فرماید «مرد مسلمان کسی است که هر روز حداقل ۵۰ آیه از قرآن بخواند» و «آن که قرآن را از رو بخواند، از عذاب پدر و مادرش هم کاسته می‌شود اگرچه در حال کفر از دنیا رفته باشند»
از دانش این کتاب است که هیچگاه آیه‌ا‌ی که مربوط به واقعه خاصی است در همان مورد خاص، منحصر ندانیم
تلاوت قرآن، نیایش و ذکر خدا در خانه‌ها‌ باعث افزونی نعمت‌ها‌ و ازدیاد برکت‌ها‌ می‌شود فرشتگان در آن منازل حاضر شده، شیاطین دور می‌شوند، برای اهل آسمان مثل نور می‌درخشند.
و در تدبر آیات فرمودند: هر آیه گنجینه‌ا‌ی است در برابر قاری، و عقلاً شایسته است که وقتی درِ آن به روی او باز می‌شود، آن را به دقت نگاه کند.
قرآن معجزه است معجزه قوانین طبیعت را در هم می‌شکند و بشر در برابر آن، زانوی عجز بر زمین می‌نهد. بر این اساس هر که در آن اعجاز عالم تر باشد متواضع تر است.
پیامبر معجزات فراوان دیگری هم داشت اما قرآن معجزه ی جاوید آن حضرت است؛ چراکه تحدی او تا روز قیامت ادامه دارد و عجز بشر از آوردن مثل آن ثابت کننده اعجاز آن است.
آیا ممکن است عرب آن زمان همانند قرآن آورده باشد و به مرور زمان از بین رفته باشد؟ خیر؛ زیرا که اگر این اتفاق می‌افتاد ثبت می‌شد دهان به دهان می‌چرخید. همچنین این تحدی منحصر به آن زمان نبوده، الان هم ادامه دارد.
سومین دلیل اسلوب خاص قرآن است که قابل تقلید و مشابه سازی نیست.
آیا کتابی از یک فرد درس ناخوانده؛ اما سرشار از معارف عقلی و دقایق علمی اعجاز نیست؟
مقایسه توحید و سرگذشت پیامبران پیشین در قرآن و عهدین محرف، بهترین گواه بر اعجاز قرآن است.
برای خود پیامبر ایمان و تقوا مهم بود. سلمان فارسی را از اهل بیت خود می‌شمرد و در همان حال عموی خود ابولهب را اهمیت نمی‌داد، و گرامی‌ترین را با تقواترین شمرد. (این اخلاق در عرب جاهلی که از عصبیت قومی و قبیله‌ا‌ی گاهی منجر به جنگ‌ها‌ی ۴۰ ساله می‌شد حاکی از الهی بودن این مرد آسمانی است)
اخبار غیبی قرآن و بیان اسراری از آفرینش نیز دلیلی گویاست بر اعجاز قرآن. از آنجا که دشمنان قرآن نتوانستند سوره‌ا‌ی به مانند آن بیاورند تصمیم گرفتند با اشکال تراشی قرآن را در انظار دیگران کوچک جلوه دهند به همین جهت ایراد‌ها‌یی بر قرآن وارد آورده‌ا‌ند، بر قرآنی که در نهایت فصاحت و بلاغت است اشکال ادبی وارد کردند
و نیز گفتند «اعجاز بودن قرآن را باید همگی مردم فهم کنند در حالی که عده‌ای خاص اعجاز قرآن را تصدیق می‌کنند پس قرآن معجزه نیست» در حالی که اگر چنین باشد معجزه‌ها‌ی پیامبران پیشین نیز همه رد می‌شوند. در عین حال قرآن معجزه جاوید و همیشگی است بر عرب و غیرعرب
بحث صرفه از صفحه ۱۳۴ تا ۱۳۵ در مورد اعجاز قرآن رد می‌شود. وحیانی بودن معارف قرآن در برابر خرافات عهدین خود دلیل دیگری است بر اعجاز قرآن (صفحه ۱۳۶)
چنین نیست که خداوند جهان را خلق کرده و بعد خودش کنار برود. بنابراین، اصل امر بین امرین، هم جبر را رد می‌کند و هم تفویض را.
از جمله اشکال‌ها‌یی که معارضین در اعجاز مطرح کرده‌ا‌ند این است که «قرآن را قابل معارضه می‌دانند چون در اوایل اسلام مردم از قدرت خلافت مسلمین می‌ترسیدند با آن مقابله نکردند بعد که خلافت به امویان رسید دیگر از فکر آن منصرف شدند» در حالی که این ایراد نیز جاندارد چراکه تحدی قرآن از همان آغازین روزهای ظهور اسلام در مکه بوده که خبری از قدرت و شوکت اسلام نبوده‌ا‌ست
مضافاً بر اینکه اگر خوف آنقدر قوی باشد نباید غیر مسلمانی در آن ایام زندگی می‌کرد در حالی که اهل کتاب در جزیره العرب در امنیت و آسایش کامل زندگی می‌کردند.
تمام قصیده‌ها‌ی زیبا هم با تکرار، ملال‌آور می‌شوند اما قرآن چنین نیست (صفحه ۱۴۷)
اشکال دیگر شیوه جمع آوری قرآن است در زمان خلافت خلفا. این اعتراض به این است که اعجاز قرآن در روش و اسلوب آن است در تک تک کلماتش (که چه بسا در جمع آوری به فرض صحت قول کلمه‌ای جابجا شده باشد) ضمن آنکه قرآن به آوردن سوره‌ا‌ی همانند سوره‌ها‌ی خود تحدی کرده نه یک یا چند جمله(ص149)
همچنین اخبار جمع آوری قرآن به حد تواتر نرسیده و با برخی اخبار دیگر که تدوین را در زمان رسول خدا می‌داند منافات دارد
این بخش از کتاب با طرح آخرین شبهه که قرآن روشی غیر از همه بلغا و فصحا دارد به اتمام میرسد. در پاسخ به این شبهه نیز بیان شده که اتفاقا قرآن از تبویب و فصل بندی معمولی بشری بهره نگرفته! قرآن اسلوبی خاص دارد و هدفش هدایت است و بس.
کتاب بیان در بخش دیگری تحت عنوان معارضه با قرآن(از ص153تا164) مواردی را ذکر کرده که معارضین خود را به زحمت انداختند تا مثل قرآن بیاورند.
برتری و افضلیت پیامبر اقتضا دارد که آن حضرت تمام معجزات پیامبران پیشین را به صورت کامل تر دارا باشد (صفحه ۱۶۸ )
وجه اشتراک تمامی معجزه‌ها‌ی پیامبران گذشته و پیامبر ما در این است که همگی به اراده و مشیت خداوند متعال بوده نه به اختیار خود پیامبران(ص185و 187) اما وجه مشترک همه معجزات پیامبر خاتم به جز قرآن، با معجزات پیامبران گذشته در این است که همیشگی نیستند و تنها معجزه جاوید، قرآن است.(ص188)
ایمان آوردن گروهی از یهودیان و مسیحیان دلیل بر آن است که بشارت پیامبر در کتب آنها موجود بوده و گرنه حضرتش را تکذیب می‌کردند و اساس دعوت آن حضرت را در هم می‌کوبیدند.
در جلد اول کتاب بیان صفحه ۱۹۱ تا ۲۴۱ بحث قاریان هفتگانه و قرائت‌ها‌ی هفتگانه آمده‌ا‌ست. از نتایج این بحث آن است که نماز خواندن با هر یک از آنها چگونه است؟ مقتضای قاعده اولیه این است که با هر قرائتی نتوان نماز خواند مگر اینکه آن قرائت از ناحیه خود پیامبر و یا از سوی ائمه معصومین علیهم السلام ثابت گردیده باشد(ص239) اما از نظر ائمه معصومین علیهم السلام خواندن هر یک از قرائت‌ها‌ که در زمان خود آنان معروف بود در نماز کفایت میکند
در بخش دیگری(ص243-273) بحث انواع تلفظ قرآن را بیان می‌کند و سپس وارد بحث تحریف قرآن می‌شود.
تعریف های مختلف تحریف را بیان می‌کند که نسبت به برخی اتفاق نیفتاده‌ا‌ست. تحریف حقایق، تحریف در حروف و حرکات، تحریف در کلمات، تحریف در آیات، تحریف با زیاد کردن، تحریف با کم نمودن.
تحریف در زیاد کردن یقیناً صورت نگرفته‌ا‌ست؛ اما تحریف حقایق و حروف و حرکات و کلمات و آیات صورت گرفته‌ا‌ست. تحریف به تنقیص محل اختلاف علماست. اقلیت علما آن را پذیرفته و اکثریت آن را مردود دانسته‌ا‌ند. به هرحال نظریه مشهور شیعه عدم تحریف است؛ بلکه این نظریه اتفاقیِ دانشمندان شیعه است. محدثین شیعه و تعدادی از علمای اهل سنت وقوع تحریف را پذیرفته‌ا‌ند.(ص282)
طبرانی با سند موثق از عمربن خطاب نقل می‌کند که قرآن دارای یک میلیون و ۲۷ هزار حرف است در حالی که قرآن موجود به یک سوم این مقدار نیز نمی‌رسد؛ پس دوسوم از قرآن طبق این روایت از بین رفته‌ا‌ست.(ص285)
تحریف همچنان تا صفحه ۳۳۲ ادامه دارد؛ بلکه اگر بحث بعدی که جمع آوری و تدوین قرآن است نیز به آن بیافزاییم باید گفت این بحث تا صفحه ۳۶۴ به طول انجامیده‌ا‌ست.
بحث پایانی این مجلد، حجیت ظواهر قرآن است قرآن کتابی ساده و برای فهم مردم است. مردم آن را می‌فهمند که به تحدی دعوت شده‌ا‌ند. معنای تمسک به قرآن عمل به ظواهر کتاب است که مردم می‌فهمند. حتی روایات را نیز باید به قرآن عرضه نمود. این عرضه دلیل فهم ظواهر است. ائمه نیز به ظواهر قرآن عمل و استدلال کرده‌اند مثل لمکان الباء؛ و موارد دیگری که تا صفحه ۳۷۲ آمده‌ا‌ست. در مقابل برخی نیز به عدم حجیت ظواهر قرآن نظر دارند. صاحب البیان6 دلیل آنها را بیان کرده و پاسخ داده آنگاه به‌عنوان نتیجه بحث می‌نویسد: "ظواهر الفاظ قرآن مدرکیت دارد؛ زیرا قرآن اساس محکم و خلل ناپذیر اسلام است، میزان حق و باطل است و هر روایت و گفتاری مخالف آن، از درجه اعتبار ساقط است(ص381)


نیم نگاهی به جلد دوم البیان:
این مجلد با بحث نسخ آغاز می‌شود. از ابوبکر نحاس نقل شده که در کتاب الناسخ و المنسوخ تعداد آیات نسخ شده قرآن را به ۱۳۸ رسانده است. نویسنده البیان قصد دارد ثابت کند که هیچ یک از آیات قرآن نسخ نشده است. از این میان، بین ۳۶ آیه بیشتر بحث میکند. و آیات اسیران جنگی(ص137) و آیه متعه(ص59) و آیه نجوا(ص157) را بیشتر مورد مداقه قرار داده است. جستجوی نویسنده برای نسخه های خطی سنن ترمذی به نتیجه نرسیده که این امر به وسیله مترجمان (به گواهی صفحه ۱۵۷) صورت گرفته است. تعصب بیجای فخر رازی در آیه نجوی نیز پاسخ داده شده است.
نویسنده در ادامه بحث نسخ، به بحث بدا در جهان آفرینش می‌پردازد. بدا را نسخ در تکوین تعریف می کند همانگونه که نسخ در احکام قرآن را نسخ می گویند. (صفحه ۱۶۷ ت ۱۸۳ ) آنگاه به بحث قواعد کلی در تفسیر قرآن می‌پردازد. روشن ساختن مفهوم آیات تعریفی است از "تفسیر". در تفسیر نباید به مدارک ظنّی و غیر قابل اطمینان تکیه و استناد کرد. روایات فراوان ما را از تفسیر به رای برحذر می دارد. اعتماد به گفتار مفسرین و پیروی کردن از رای و نظر آنان صحیح نیست.
مفسر قرآن باید:
• ظواهر الفاظ را مد نظر داشته باشد
• عقل فطری را که حجت و راهنمای درونی است تبعیت کند
• سخنان معصومین علیهم السلام را توجه و تمسک کند
• اخبار ظنی معتبر را قابل استناد و اتکا بداند
نظر نویسنده این است که خبر واحد واجد شرایط اعتبار قطعاً حجیت دارد و می‌توان عمومات قرآن را با چنین خبری تخصیص زد.
مباحث علوم قران با بحث حدوث و قدم قرآن به پایان می‌رسد با این مقدمه که مسلمانان در اختلافاتشان حق خونریزی یکدیگر را ندارند و باید روز قیامت پاسخگوی اعمالشان باشند. زمانی که مسلمانان به دو گروه اشعری و غیر اشعری تقسیم شدند مسأله حدوث و قدم قرآن مطرح شد. اشاعره به قدم قرآن قائل شدند و معتزله به حدوث آن. اشعری کلام را صفت ذاتی دانست و معتزلی کلام را صفت فعلی. نویسنده برای پاسخ به اشاعره مقدمه چینی می کند که بحث در این مسئله (یعنی کلام نفسی) ثمر چندانی ندارد. نه از اصول دین است و نه از فروع دین و نه از معارف الهی و نه از تعالیم مذهبی.
با پایان یافتن این بحث، بحث علوم قرآنی به پایان رسیده و نویسنده وارد تفسیر قرآن می شود. تفسیر سوره فاتحه از صفحه ۲۱۷ تا ۳۲۳ آمده است.
در خاتمه کتاب تعلیقات و پاورقی هایی چند نیز ذکر شده است.برخی از این تحقیقات عبارتند از:
بیوگرافی حارث همدانی، گفتگوی مولف با یک دانشمند یهودی، مذاکره مولف با دانشمندی حجازی، ترجمه قرآن و شرایط آن، تحریف حدیث متعه در صحیح بخاری، نظریه محمد عبده در سه طلاقه، افترای رازی بر شیعه، احادیث اراده خدا در آفرینش، احادیث تاثیر دعا در سرنوشت، اهمیت آیه بسم الله الرحمن الرحیم و احادیث تلاوت بسم الله در نماز، تهمت آلوسی بر شیعه، تأویل آیه سجده، فضیلت تربت امام حسین علیه السلام، گفتگوی ابلیس با خدا، امر بین الامرین، مصادر حدیث شفاعت و حدیث ثقلین.