مباهله

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
mobahele

مباهله بزرگ ترین سند عظمت اهل بیت (ع) ورسوائی دشمنان آن ها است. قاضی نور الله شوشتری در کتاب احقاق الحق جلد سوّم صفحه ی 46. از شصت نفر از دانشمندان اهل تسنّن نقل می کند که: « مفسّران دراین مسئله اتفاق نظر دارند که (ابنائنا) درآیه ی فوق اشاره به حسن وحسین(ع) و(نسائنا) اشاره به فاطمه (س) و (انفسنا) اشاره به علی (ع) است »

 
                                  

  

 

به نام خداوند بخشنده ی بخشایشگر
وبه یاد ولیّ خدا امام مهدی (عج)

**********

مباهله

(صحنه ی شکستن صلیب، ورسوائی جبت وطاغوت)

**************

 

شعر از مه و مهر شب شکن باید گفت

از فاطمه و ابو الحسن باید گفت

تا خاطره ی مباهله گم نشود

پیوسته سخن، سخن، سخن باید گفت

آیات چو آفتاب از خاور نور

نازل شده برسینه ی پیغمبرنور

ابنا و نسا و انفس اقدس حق

یعنی حسنین و علی و کوثر نور

آن پنج وجود صاحب عصمت حق

یعنی همه ی عصاره ی خلقت حق

کردند فنا بنای اسقف بازی

با هیمنه ی شگفت و با هیبت حق

************

 

سال نهم هجرت، پس از پیروزی های مختلفی که برای جامعه ی اسلامی به وجود آمد، از قبایل وگروه های مختلف و مذاهب گوناگون برای ارتباط و نزدیکی به مسلمانان به مدینه آمدند. روی این اصل سال نهم را عام الوفود (سال ورود گروها ی مختلف) نامیده اند. 

ازجمله گروه هائی که دراین سال به حضور پیامبر رسیدند مسیحیان نجران بودند، که داستان آنان از این قرار است:

پیامبر اکرم (ص) به موازات مکاتبه باسران دولت های جهان و مراکز مذهبی، از سال هفتم، نامه ای به اسقف نجران (ابوحارثه) نوشت وطیّ آن نامه، ساکنان نجران را به آئین اسلام دعوت نمود. مضمون نامه ی حضرت این بود:

«به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب – این نامه ای است – از محمّد پیامبر و رسول خدا به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش می کنم، وشما ها را از پرستش بندگان به پرستش خدا دعوت می نمایم. شمارا دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خدا درآئید، واگر دعوت مرا نپذیرفتید (لااقل) باید به حکومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید (که در برابر این مبلغ جزئی ازجان و مال شما دفاع کند) ودرغیر این صورت به شما اعلام خطر می شود... (ای اهل کتاب بیائید حول محور یک کلام با هم متحد شویم که جز خدا را نپرستیم وبرای او کسی را شریک قرار ندهیم)(آل عمران 64)» (بحار الانوار 21/ 285)

اسقف نجران با خواندن نامه ی پیامبر (ص) شورائی را از شخصیّت های بارز مذهبی وغیر مذهبی تشکیل داد، ودر آن شورا شخصی به نام شرحبیل که به عقل و درایت معروف بود گفت:

«ما مکرّر از پیشوایان مذهبی خودشنیده ایم که روزی منصب نبوّت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل منتقل خواهد شد، وهیچ بعید نیست که محمّد که از اولاد اسماعیل است همان پیغمبرموعود باشد»

شوری نظر داد که گروهی به عنوان هیئت نمایند گی نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با محمِّد (ص) تماس گرفته دلایل نبوّت اورا مورد بررسی قرار دهند.

شصت تن از ارزنده ترین و داناترین مردم نجران انتخاب گردیدند که در رأس آنان سه تن از پیشوایان معروف مذهبی آنان قرار داشتند.

هیئت نماینگی در ذیحجّه ی سال نهم، یک روز طرف عصر درحالی که لباس های تجمّلی ابریشمی برتن، و انگشتر های طلا بردست و صلیب ها برگردن داشتند وارد مسجد شده به پیامبر سلام کردند، ولی وضع نامناسب آنان، آن هم در مسجد، پیامبر را سخت ناراحت نمود، آنان احساس کردند که از آنان ناراحت شده است امّا علّت ناراحتی را نمی دانستند، فوراً با عثمان بن عفّان و عبد الرّحمن عوف که سابقه ی آشنائی با آنان داشتند تماس گرفتند، وجریان را به آن ها گفتند، آنان اظهار داشتند که حلّ این گره به دست علیّ بن ابیطالب است، آنان به امیر مؤمنان مراجعه کردند، علی (ع) درپاسخ آنان چنین گفت: شما باید لباس های خود را تغییر دهید و باوضع ساده بدون زر و زیور به حضور حضرت بیائید، در این صورت مورد احترام و تکریم قرار خواهید گرفت. 

نمایندگان نجران با لباس ساده بدون انگشتر طلا شرفیاب محضر پیامبرشده و سلام کردند، پیامبر با احترام خاص، پاسخ سلام آنان را داد، و برخی از هدایائی را که برای او آورده بودند پذیرفت، نمایندگان پیش از آن که وارد مذاکره شوند اظهار داشتند که وقت نماز آن ها رسیده است، پیامبر اجازه داد که نماز های خود را درمسجد مدینه، و رو به بیت المقدّس بخوانند.(سیره ی حلبی 3/ 239)

 

مذاکره ی نمایندگان نجران با پیامبر (ص):

روز بیست وسوّم ذیحجّه بود که مذاکرات به این شکل شروع شد:

ابتدا پیامبر(ص) فرمودند: 

من شمارا به آئین توحید و پرستش خدای یگانه و تسلیم در برابر اوامر او دعوت می کنم، سپس آیاتی چند ازقرآن را برای آنان خواند.  

نمایندگان نجران گفتند:

 اگر منظور از اسلام ایمان به خدای یگانه ی جهان است ما قبلاً به او ایمان آورده وبه احکام وی عمل می نمائیم. 

رسول خدا (ص) فرمودند: 

اسلام علائمی دارد و برخی از اعمال شما حاکی است که به اسلام واقعی نگرویده اید. چگونه می گوئید که خدای یگانه را پرستش می کنید، درصورتی که شما ها صلیب را می پرستید، واز خوردن گوشت خوک پرهیز نمی کنید وبرای خدا فرزند معتقدید؟ 

نمایندگان نجران اظهار داشتند که:

ما مسیح را خدا می دانیم، زیرا او مردگان را زنده کرد، وبیماران را شفا بخشید، واز گِل پرندگانی ساخت و آن ها را به پرواز در آورد. وتمام این اعمال حاکی است که او خدا است !!

پیامبراکرم (ص) فرمودند:

نه، او بنده ی خدا و مخلوق او است که آن را در رحم مریم قرار داد و این قدرت و توانائی را خدا به او داده بود.

یکی از نمایندگان نجران گفت:

آری او فرزند خدا است، زیرا مادر او مریم بدون این که با کسی ازدواج کند، او را به دنیا آورد، پس ناچار باید پدر او همان خدای جهان باشد. 

فرشته ی وحی در این موقع نازل گردید وبه پیامبر گفت که به آنان بگوید:

«وضع حضرت عیسی (ع) ازاین نظر مانند حضرت آدم است که اورا باقدرت بی پایان خود، بدون این که دارای پدر ومادری باشد از خاک آفرید = مضمون آیه ی 61 آل عمران» 

و اگر نداشتن پدر گواه براین باشد که او فرزند خدا است پس حضرت آدم (ع) برای این منصب شایسته تر است، زیرا او نه پدر داشت ونه مادر !!

نمایندگان نجران در مقابل استدلال قوی پیامبر (ص) پاسخی نداشتند، امّا در عین حال نخواستند سخنان پیامبر را بپذیرند لذا گفتند:

گفتگوهای شما ما را قانع نمی کند، راه این است که در وقت معیّنی با یکدیگر مباهله کنیم، وبردروغ گو نفرین بفرستیم، واز خداوند بخواهیم دروغ گو را هلاک ونابود کند.

دراین موقع پیک وحی نازل گردید وآیه ی مباهله را آورد و پیامبر را مأمور ساخت تا با کسانی که با او به مجادله ومحاجّه برمی خیزند و زیر بار حق نمی روند به مباهله برخیزد، وطرفین از خدا بخواهند که افراد دروغ گو را از رحمت خود دور سازد. 

 

اینک آیه ی مباهله:

« فَمَن حاجَّکَ فیهِ مِن بَعدِ ماجائَکَ مِنَ العِلمِ فَقُل تَعالَوا نَدعُ اَبنائَنا وَاَبنائَکم وَنَسائَنا وَ نِسائَکُم وَ اَنفُشَنا وَانفُشَکُم ثُمَّ نَبتَهِل فَنَجعَل لَعنَتَ اللهِ عَلَی الکاذِبینَ – 62آل عمران) 

(هر کس پس از روشن شدن جریان با تو مجادله کند بگو بیایند فرزندان وزنان ونفس های خود را گرد آوریم ولابه کنیم و مباهله نمائیم ولعنت خدا رابردروغ گویان قرار دهیم.)

طرفین به فیصله دادن مسئله از طریق مباهله آماده شدند و قرار شد که فردا (24 ذیحجّه) همگی برای مباهله حاضر و آماده شوند. 

پیامبر (ص) وهمراهان به مباهله می روند:

وقت مباهله فرا رسید، پیامبر وهیئت نمایندگی نجران توافق کرده بودند که مراسم مباهله در نقطه ای خارج از شهر مدینه، در دامنه ی صحرا انجام بگیرد. (مسجدی که امروز به نام مسجد مباهله است امّا توسط حکومت سعودی درآن بسته است) پیامبر از میان مسلمانان وبستگان زیاد خود، فقط چهار نفر را انتخاب کرد که در این صحنه ی تاریخی و معنوی شرکت نمایند، واین چهارتن، جز علیّ بن ابیطالب (ع) و فاطمه (س) دختر پیامبر وامام حسن و امام حسین (علیهما السلام) کس دیگری نبود. زیرا درمیان مسلمانان نفوسی پاک تر، وایمانی استوار تر از نفوس وایمان این چهارتن وجود نداشت. 

او فاصله ی منزل و نقطه ای که قرار بود درآن جا مراسم مباهله انجام بگیرد با وضع خاصّی طیّ نمود، اودرحالی که حضرت حسین ع را در آغوش و دست حضرت حسن ع را دردست داشت وفاطمه س به دنبال حضرت و علی ع پشت سر وی حرکت می کردند، گام به میدان مباهله نهاد و پیش از ورود به میدان مباهله به همراهان خود گفت: من هر وقت دعا کردم شما دعای مرا با آمین بدرقه کنید. 

 

تصمیم سران هیئت نمایندگی نجران:

سران هیئت نمایندگی نجران پیش از آن که با پیامبر روبه رو شوند به یکدیگر می گفتند: هرگاه دیدید که محمّد افسران و سربازان خود را به میدان مباهله آورد و شکوه مادّی وقدرت ظاهری خود را به ما نشان داد دراین صورت وی یک فرد غیر صادق بوده واعتمادی به نبوّت خود ندارد. ولی اگر او با فرزندان وجگر گوشه گان خود به مباهله بیاید و با یک وضع وارسته از هر نوع جلال وجبروت مادی رو به درگاه الهی پاگذارد، پیدا است که او یک پیامبر راست گو است وبه قدری به خود ایمان دارد که نه تنها حاضر است خود را در معرض نابودی قرار دهد بلکه با جرأت هرچه تمام تر حاضر است عزیز ترین و گرامی ترین افراد نزدیک خود رادر معرض خطر قرار دهد. 

هنوز سران هیئت نمایندگی در این گفتگو بودند که ناگهان قیافه ی نورانی پیامبربا چهارتن دیگر که سه تن از آن ها شاخه های شجره ی وجود او بودند (وعلی هم نفس او) برای مسیحیان نجران نمایان گردید، و همگی با حالت بهت زده وتحیّر به چهره ی یکدیگر نگاه کردند واز این که او جگر گوشه های معصوم وبی گناه و یگانه دخترو یادگار همسر محبوبش را به صحنه ی مباهله آورده است انگشت تعجّب به دندان گرفتند. و همگی گفتند که این مرد به دعوت ودعای خود اعتقاد راسخ دارد وگرنه یک فرد مردّد، عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی وعذاب الهی قرار نمی دهد. 

 

 اسقف نجران گفت:

من چهره هائی را می بینم که هرگاه دست به دعا بلند کنند و از درگاه الهی بخواهند که بزرگ ترین کوه ها را از جای بکند، فوراً کنده می شود وهرگز صحیح نیست ما با این قیافه های نورانی وبا این افراد با فضیلت مباهله نمائیم. زیرا بعید نیست که همه ی ما نابود شویم وممکن است دامنه ی عذاب گسترش پیدا کند وهمه ی مسیحیان جهان را بگیرد، ودر روی زمین یک مسیحی باقی نماند 

هیئت نمایندگی با دیدن وضع یاد شده به اتفاق آرا تصویب کردند که هرگز وارد مباهله نشوند وحاضر شدند با پیامبر صلح نامه ای با موارد ذیل امضا کنند وبه نجران برگردند:

1 – هر سال مبلغی به عنوان جزیه (مالیات سالانه) بپردازند ودر برابر آن، حکومت اسلامی ازجان ومال آنان دفاع کند. 

2 – پیامبرهم رضایت خود را اعلام کرد، و قرار شد هرسال در برابر پرداخت یک مبلغ جزئی، از مزایای حکومت اسلامی برخوردار گردند، ودر آئین خود ومراسم آن آزاد باشند. 

3 – قرار شد که ملّت نجران هر سال به عنوان جزیه دو هزار لباس که قیمت هریک از چهل درهم تجاوز نکند به حکومت اسلامی بپردازند. و آنان می توانند نیمی از آن را درماه رجب و نیمی از آن را درماه صفر بپردازند. 

4 – هرگاه از جانب یمن آتش جنگ شعله ور شد باید ملّت نجران به عنوان همکاری با دولت اسلامی، سی زره، سی شتر، به عنوان عاریه ی مضمونه در اختیار ارتش اسلام بگذارند. 

5 – هرموقع نماینده ای از ناحیه ی پیامبر به سوی نجران آمد، باید از او پذیرائی نمایند و جان ومال سرزمین ها و معابد ملّت نجران در امان خدا و رسول او است، مشروط براین که ازهمین حالا از هرنوع ربا خواری خود داری کنند. ودرغیر این صورت ذمّه ی محمّد (ص) از آنان برئ بوده. وتعهّدی در برابر آنان نخواهد داشت. (برداشتی از فروغ ابدیّت جلد 2 / صفحه ی 812)

 

ره آورد جریان مباهله:

جریان مباهله به عنوان یکی از اسناد حقانیت اسلام در برابر یک آئین مطرح (مسیحیّت)، حتّی در دنیای امروز در ذیحجه ی سال نهم هجرت اتّفاق افتاد، امّا واقعا ره آورد این واقعه چه بود؟

1 – عایشه نقل می کند که روز مباهله، پیامبر اکرم چهارتن همراهان خود را زیر عبای مشکی رنگی وارد کرد و آیه ی تطهیر اهل بیت ع  راتلاوت نمود. 

2 – زمخشری یکی از علمای تسنّن می نویسد: سر گذشت مباهله و مفاد این آیه (آیه ی تطهیر) بزرگ ترین گواه بر فضیلت اصحاب کسا بوده وسندی زنده برحقانیت آئین اسلام است. 

3 – مباهله، بزرگ ترین سند شکسته شدن صلیب وافکار شرک آلود مسیحیان بود، که اگر امروز هم کسی در برابر منطق درست بازهم دعوت به مباهله کند باهمان وضعیّت روبه رو خواهد شد. 

4 – مباهله بزرگ ترین سند عظمت اهل بیت (ع) ورسوائی دشمنان آن ها است. قاضی نور الله شوشتری در کتاب احقاق الحق جلد سوّم صفحه ی 46. از شصت نفر از دانشمندان اهل تسنّن نقل می کند که: 

« مفسّران دراین مسئله اتفاق نظر دارند که (ابنائنا) درآیه ی فوق اشاره به حسن وحسین(ع) و(نسائنا)

اشاره به فاطمه (س) و (انفسنا) اشاره به علی (ع) است »

5 – علی (ع) براساس روایات گوناگون، جان رسول الله معرّفی شده است:

رسول خدا می فرماید: « علیٌّ نَفسی وَاخی » علی ع جان من وبرادر من است.» (معانی الاخبار 352) 

واین نشان دهنده ی آن است که ولایت او ولایت رسول خدا و علم او از سرچشمه ی علم رسول خدا و...است. و منافقانی که مدّعی قرابت به پیامبرخدا هستند، هیچ گونه سنخیتی بااین انوار الهی ندارند. 

6 – عدّه ای از نویسندگان مخالف شیعه اعتراض می کنند که: امام حسن و امام حسین (ع) نوه ی دختری پیامبر بودند، ونوه ی دختری فرزندان شخص محسوب نمی شوند. ویا حضرت زهرا (س) یک زن بود در حالی که درآیه ی مباهله (نسائنا) به صورت جمع آمده است.؟ 

درپاسخ باید گفت: این تفکّر جاهلیّت عرب بود که براین باور بودند که نوه ی دختری فرزند شخص محسوب نمی شود. درحالی که در اسلام وقرآن با این اندیشه ی جاهلی مبارزه شده است. قرآن درآیه ی 85 سوره ی انعام حضرت مسیح را که بدون پدر متولّد شده از ذرّیِه ی حضرت ابراهیم ع می شمرد. وخوشبختانه هم دربین اهل تسنّن و هم شیعه این اصل پذیرفته شده که همه ی سادات از طریق وجود مقدّس حضرت زهرا (س) فرزندان پیامبرند. 

ودر مورد جمع آوردن (نسائنا) درحالی که حضرت زهرا یک فرد است. باید توجّه کرد که گاهی یک عمل یک فرد را به جمع نسبت می دهند. واز طرفی، معمولاً در عهد نامه ها و قرار دادها: یک مرحله و متن قرار داد مطرح است. ویک مرحله ی اجرا. وچون در قرار داد ها دوطرف پیمان باید به مفاد آن پای بند باشند موارد به صورت جمع مطرح می شود. ولی در مرحله ی اجرا یک فردهم می تواند مصداق قرارداد باشد. 

7 – برخورد پیامبر خدا (ص) با مسیحیان نجران در صحنه ی بحث وگفتگو وسپس در صحنه ی مباهله وتنظیم مفاد صلح نامه، زیباترین وانسانی ترین جلوه ی رحمت و عدالت دین مبین اسلام و پیشوایان معصوم آن است. مباهله برای همه ی دنیا این پیام را داشت که: اوّلاً مترقّی ترین قوانین الهی در قالب اسلام برای نجات انسان ها از بردگی طاغوت آمده است. و ثانیاً: دعوت به این آئین براساس عقلانیّت ومنطق وحکمت برتر است وکسی را بازور وادار به ورود به اسلام نکرده اند. وثالثاً: کسانی که مدّعیان ایمان کامل به مسیحیِت هستند ناچارند براساس بشارت حضرت مسیح در انجیل به پیامبر اسلام ایمان بیاورند. ورابعاً: قراردادها وعهد وپیمان ها براساس عدالت وارزش های انسانی بسته شده، در مقابل جزیه مسیحیان، حمایت بی دریغ مسلمانان از آن ها مطرح می شود. 

آری مباهله تابلو زیبای ارزش های ملکوتی اهل بیت ع و ارزش های انسانی والهی قرآن و اسلام است. 

                                             والسّلام...