کلام نور(2)

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
Hasan Asgari AS

...علماء شیعه ی ما که دوستان ضعیف و اهل ولایتمان را سرپرستی کرده اند، روز قیامت حاضر می شوند در حالی که انواری از تاج های آن ها ساطع است بر سر هر کدام از آن ها تاجی از نور است که این انوار در صحنه ی قیامت و اطراف آن تا مسیر سیصد هزار سال پراکنده می شود...

 

                                  

  

 بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

اَلسَّلامُ عَلَی الحَسَنِ بنِ عَلِیِّ الزَّکِیِّ العَسکَرِیِّ
کلام نور(2)
توصیه های امام حسن عسکری (ع) به شیعیان

**************

 

 

25- هدایت انسان های ضعیف و کفالت ایتام آل محمد (ص):
با توجه به معنای یتیم در روایت قبلی. دسته ای از روایات رسالت علماء را در دوران غیبت نسبت به ایتام آل محمّد (ص) بیان می کنند: به عنوان نمونه:


الف:
« آن کس که از شیعیان ما دانای به شریعت ما باشد و ناتوانان از شیعیان ما را از تاریکی جهالت به نور علمی که به او بخشیده شده هدایت کند. روز قیامت محشور می شود در حالی که بر سر او تاجی از نور است که تمام فضای قیامت را روشن می کند، و بر او لباسی پوشانده شده که لباس های همه ی دنیا با آن برابری نمی کند. سپس ندا کننده ای در آن صحنه ندا می کند: ای بندگان خدا این دانشمندی است از شاگردان بعضی از علماء آل محمد (ص) آگاه باشید هر کس را که از حیرت جهالتش نجات داده است. در اینجا به نور او متمسّک شود تا او را از تاریکی های صحنه ی قیامت به سوی بهشت بیرون ببرد. پس هر کسی که بوسیله ی او در دنیا خیری را آموخته و یا از قلبش قفل جهلی باز شده و یا شبهه ای برای او روشن شده است از تاریکی های قیامت به سوی بهشت بیرون می رود» .
( بحار الانوار 2/2 )


ب:
« برتری کفالت کننده ی یتیم آل محمّد (ص) که از راهبرانش دور شده و در رتبه ی جهل قرار گرفته که اورا از جهالتش نجات دهد و شبهاتش را توضیح دهد بر کفالت کننده ی یتیمی که غذااو آب او را تأمین می کند مانند برتری خورشید بر ستاره ها است» . ( بحارالانوار 2/3 )


ج: امام (ع) از امام حسین (ع) نقل می فرمایند:
«کسی که کفالت کند یتیمی از ما را که از محبّت ما به خاطر غیبت ما دور مانده. و این فرد از علومی که به او داده شده به اندازه ی خودش بهره ور سازد و او را ارشاد و هدایت کند. خداوند به او خطاب می کند که ای بنده ی گرامی که با مواسات عمل کردی، من از تو برای کرم سزاوارترم، ای فرشتگان من برای او در بهشت به اندازه ی هر حرفی که به آن تعلیم داده است هزار هزار (یک میلیون) قصر قرار دهید و از سایر نعمت ها آن چه که شایسته ی اوست ضمیمه کنید» . ( بحارالانوار 2/4 )


د: امام (ع) در روایت دیگری از امام موسی بن جعفر (ع) نقل می فرماید که:
«وجود یک فقیه که یتیمی از یتیمان ما را که از ما دور شده، و از دیدار ما محروم است در تعلیم چیزهائی که به آن محتاج است کفالت کند، برتر از هزار عابد برای شیطان است. زیرا شخص عابد تمام همّتش وجود خود اوست، ولی فقیه به همراه وجود خودش موجب نجات بندگان خداوند از مرد و زن است که آن ها را از دست ابلیس و یارانش نجات دهد. روی همین اصل، این فقیه نزد خداوند از یک میلیون زن و مرد عابد بالاتر است» ( بحار الانوار 2/5 )


هـ: امام (ع) از امام رضا (ع) روایت می فرمایند که:
« روز قیامت به انسان عابد گفته می شود، تو انسان خوبی بودی تمام همّت تو نجات خودت بود. و از مردم زندگی ترا کفایت کردم، پس داخل بهشت شو. امّا فقیه که خیر خود را به مردم می رساند و آن ها را از دست دشمنانشان نجات می داد، و برای آن ها نعمت های بهشتی را توصیف می کرد، و خشنودی خدا را در مورد آن ها به دست می آورد. به این فقیه گفته می شود، ای کفالت کننده ی یتیمان آل محمّد (ص) و هدایت کننده ی دوستان ضعیف آن ها و دوستانشان، توقّف کن تا شفاعت کنی کسی را که از تو چیزی دریافت کرده یا علمی آموخته است، پس فقیه می ایستد و با او گروه گروه وارد بهشت می شوند و به ده ها گروه می رسند. و آن ها کسانی هستند که علمشان را از او و یا از کسانی گرفته اند که شاگردان او بوده اند تا روز قیامت، بنگرید بین دو مقام تا چه اندازه فرق است؟ » ( بحار الانوار 2/5 )


و: امام حسن عسکری (ع) از امام جواد (ع) نقل می کنند:
«کسی که یتیمان آل محمّد (ص) را کفالت کند که آن یتیمان. از امام و پیشوایشان دور مانده اند و در جهالت خویش گرفتار حیرت شده اند، و اسیر دست شیطان هایشان می باشند. و در دست دشمنان ما گرفتارند. و این فرد آن ها را از دست آنان برهاند، و از حیرت و سردرگمی درآورد. و با ردّ وسوسه های آن ها با قدرت دلایل الهی و برهان های امامان (ع) قدرت شیطان ها و دشمنان ناصبی را از آن ها دور کند، در پیشگاه خداوند در اکثر موارد بر بندگان خدا فضیلتی برتر از آسمان بر زمین و عرش و کرسی و حجاب ها بر آسمان دارد. و فضیلت او بر انسان عابد مانند برتری ماه در شب بدر بر مخفی ترین ستاره آسمان است» . ( بحار الانوار 2/ 6 )


26- فضیلت و نقش و مسئولیّت علماء در زمان غیبت:
گر چه روایات گذشته مسئولیّت علماء و فقها را مشخّص می کند، اما روایات دیگری هم وجود دارد که هم مقام و هم فضیلت و هم نقش و مسئولیّت علماء را در عصر غیبت امام عصر (عج) معیّن می فرماید، به عنوان نمونه:


الف: امام (ع) از پدر بزرگوارشان نقل می فرمایند:
«اگر کسی از علمای دعوت کننده به امام زمان (عج) و راهنمایی کننده به سوی او و دفاع کننده از آئین حضرت یا حجّت های الهی در عصر غیبت باقی نمی ماند. و اگر دانشمندانی که بندگان ضعیف خدا را از شبکه های فریب ابلیس و دوستانشان و همچنین از دام های دشمنان ناصبی نجات دهند نبودند. هیچ کس باقی نمی ماند مگر این که از دین خدا خارج می شد. ولی آن ها کسانی هستند که زمام دل های ضعفای شیعه را به دست گرفته اند. به همان صورت که صاحب کشتی زمام آن را در دست دارد آن ها نزد خداوند با فضیلت ترین انسان ها هستند.» ( بحار الانوار 2/ 6 )


ب: امام (ع) در تعبیر دیگری می فرمایند:
«علماء شیعه ی ما که دوستان ضعیف و اهل ولایتمان را سرپرستی کرده اند، روز قیامت حاضر می شوند در حالی که انواری از تاج های آن ها ساطع است بر سر هر کدام از آن ها تاجی از نور است که این انوار در صحنه ی قیامت و اطراف آن تا مسیر سیصد هزار سال پراکنده می شود. پس شعاع تاج آن ها تمام این فضا را پر می کند. در آنجا یتیمی باقی نمی ماند که این علماء آن ها را کفالت کرده باشند و از تاریکی جهل نجاتشان داده باشند، و از سرگردانی حیرت بیرون آورده باشند مگر این که به شعاعی از نوراین ها تعلّق پیدا می کنند، آن ها را بالا می برند تا درراستای علما قرار گیرند و آن ها را در منازلشان که در بهشت آماده شده در کنار استادشان و معلمشان و در حضور امامانشان که به آن ها دعوت می کردند فرود آیند. پس هیچ دشمنی ناصبی از دشمنانشان باقی نمی ماند که شعاعی از این انوار به او رسیده باشد مگر این که چشم او کور و گوش او کر و زبان او لال شود و بر او شرایطی سخت تر از لهیب آتش بوجود می آید و این لهیب آن ها را به زبانیه ی جهنم می کشاند. »
(بحار الانوار 2/6 و7 )


ج: امام (ع) از امام حسین (ع) نقل می فرمایند:
امام حسین (ع) از یکی از اصحابشان پرسیدند:
«کدامیک نزد تو دوست داشتنی تر هستند، مردی که جلوی کشته شدن مسکین ضعیفی را با نجات دادنش از دست یک جانی بگیرد. و یا مردی که فرد مسکینی از ضعفای شیعه را که به دست انسان ناصبی که قصد گمراه کردن او را دارد و گرفتار آمده، با حجت های الهی و دلایل محکم نجات دهد. آن صحابی عرض کرد. نجات این انسان مسکین مؤمن از دست این ناصبی محبوب تر است، حضرت فرمودند: خداوند می فرماید: (کسی که انسانی را زنده کند مانند آنست که همه ی مردم را زنده کرده است) یعنی اگر کسی فردی را زنده کند و او را از کفر به سوی دین راهنمائی کند مانند آنست که همه مردم را زنده کرده که با شمشیر کشته شده باشند.» ( بحار الانوار 2/ 8 )


د: امام (ع) از حضرت علی (ع) روایت کرده اند:
«کسی که مسکینی را که در دینش و معرفتش ضعیف است تقویت کند که آن مسکین بتواند در مقابل یک مخالف ناصبی با استدلال او را مغلوب کند. خداوند زمانی که این فرد در قبر قرار می دهند به او تلقین می کند که بگوید (الله) پروردگار من و محمّد (ص) پیامبر من و علی (ع) ولیّ من و کعبه قبله ی من و قرآن موجب آرامش و آمادگی من و مؤمنان برادران من هستند. پس خداوند می فرماید: تو با حجّت الهی دلالت و راهنمائی کردی. پس درجات بالای بهشت بر شما واجب شد. در این هنگام قبر او به به پاکترین باغ های بهشت تبدیل می شود» . ( بحار الانوار 2/9 )


هـ: امام (ع) از امام صادق (ع) نقل می فرمایند:
«کسی که همّت او شکستن دشمنان اهل بیت (ع) در مقابل شیعیان ما و دوستان، اهل بیت (ع) است. آن ها را در هم می شکنند و رسوائی هایشان را رو می کنند و زشتی هایشان را مشخّص می نمایند. و امر محمّد (ص) را عظیم جلوه می دهند، خداوند همّت فرشتگان بهشت را در بنای قصرها و اطراف آن قرار می دهد که با هر حرفی از حروف استدلال او بر دشمنان خدا. بیشتر از عدد اهل دنیا ملکی قرار می دهد که قدرت آن ها از حاملان آسمان ها و زمین بیشتر است، پس چه بسا بنائی و چه بسا نعمتی و چه بسا کاخی که قدر آنرا جز پروردگار جهان نمی داند.» ( بحار الانوار 2/ 11)


و: امام (ع) از امام رضا (ع) نقل می فرمایند:
«برترین چیزی که تقدیم عالمی از دوستان و موالیان ما روز قیامت می شود، روزی که روز فقر و حاجت و ذلّت و مسکنت است، به خاطر پناه دادن مسکینی از دوستان ما در دنیا از دست ناصبی دشمن خدا و رسولش، این است که از قبر خویش بر می خیزد در جایی که صف هائی از فرشتگان از بالای قبرش تا جایگاه او در بهشت با بال هایشان او را حمل می کنند و به او می گویند: خوشا به حال تو، خوشا به حال تو، ای دفع کننده ی سگ ها از نیکان، وای کسی که نسبت به امامان (ع) متعصّب بوده ای» ( بحار الانوار 2 / 110)


27- توصیه های دیگر حضرت (ع) به شیعه:
الف: امام (ع) به یکی از شیعیانشان که اختلاف شیعه را به وی گزارش داد، نوشت:
«همانا خداوند با خردمندان سخن می گوید، و مردم درباره ی من چند دسته اند: یکی بینای بر راه نجات و متمسّک به حق و علاقمند به فرع حقیقت، بدون شکّ و تردید است، و جز من پناهی نجوید. و یک دسته حق را از اهلش به دست نیاورده. و چگونه دریا نورد است کسی که با موج آن موج بردارد. و هنگام آرامش آن آرامش یابد؟، و یک دسته را شیطان مسخّر دارد و کارشان، ازروی حسدی که دردل دارند، ردّ بر اهل حقّ و دفع حقّ به باطل است، آن که به راست و چپ می رود رهایش کن، راستی اگر چوپان خواست گوسفندان خود را گرد آورد به کمتر تلاشی آن ها را فراهم سازد، مبادا اسرار را فاش کنی و در پی ریاست باشی که این دو مایه هلاکتند» . ( تحف العقول 516 )


ب: امام (ع) در توصیه های دیگری به شیعیانشان فرمودند:
«شما را به تقوی از خدا و ورع در دیانت خود سفارش می کنم، و به کوشش در راه خدا و راست گوئی و امانت داری، به هرکه به شما سپرده خوب باشد یابد، و به طول سجود و خوش همسایگی که محمّد (ص) بدین روش آمده، در عشایر آنان (عامّه) نماز بخوانید و بر سر جنازه ی آن ها حاضر شوید. و بیمارهایشان را عیادت کنید، و حقوقشان را ادا کنید، زیرا هر کس از شماها چون دردیانت خود پارسا بود و راست گفت و امانت پرداخت و با مردم خوش رفتاری کرد و گفته شود این شیعه است من از آن شادمان می شوم، از خدا بپرهیزید و زیور وزینت ماباشید و مایه ی زشتی و سرافکندگی مانباشید. هر گونه دوستی را برای ماها جلب کنید و هر زشتی را از ما بگردانید، زیرا هر خوبی که درباره ی ما گفته شود، اهل آنیم و هر بدی که درباره ی ما گفته شود ما چنان نیستیم. ما را در کتاب خدا حقّی ثابت است و قرابتی که با رسول خدا (ص) داریم. و خداوند ما را پاک شمرده احدی مدّعی این مقام نیست جز دروغ گو، بسیار یاد خدا و یاد مرگ باشید. و قرآن بخوانید و صلوات بر پیامبر (ص) فرستید زیرا صلوات بر رسول خدا ده حسنه دارد، آن چه را به شما سفارش کردم حفظ کنید و شما را به خدا می سپارم و درود بر شما.» ( تحف العقول 518 )


ج: در ضمن روایت مفصّلی می خوانیم: یکی از اصحاب مطمئن حضرت گفته: که نوشته ای را از حضرت امام حسن عسکری (ع) پشت کتابی دیدم که مضمونش این بود:
«ما به حقایق برتر با قدم های نبوّت و ولایت رسیدیم، و راه های هفت آسمان را با پرچم های نبوّت و جوانمردی روشن و نورانی کردیم، ما شیرهای غّرنده و باران برای گیاهان هستیم. شمشیر و قلم در دنیا و پرچم حمد و علم در آخرت در بین ماست. فرزندان و اجداد ما خلفای دین و خلفای یقین و چراغ های امّت و کلیدهای کرم و بزرگواری هستند. حضرت موسی کلیم الله لباس زیبای گزینش الهی را پوشید، آن زمانی که به عهد خویش نسبت به ما وفا کرد. و روح القدس در بهشت زیبا از باغ های بکرودست نخورده ما بهره می گیرد. و شیعیان ما آن گروه نجات یافته و فرقه ی پاک و پاکیزه هستند که یاور ما و نگهبان ارزش های ما هستند و در برابر ظالمان متّحد و با یکدیگرند. و بزودی بر ایشان سرچشمه حیات جوشان خواهد شد، بعد از آن که زبانه های آتش را در طول سال ها در نوردیده باشند.» ( بحار الانوار 75 / 378 )
28- در مورد امام زمان (عج):
یکی از مهم ترین مسائل قابل توجه حضرت و سفارشات و توصیه های حضرت به شیعه حفظ و نگهبانی از امام زمان (عج) و شناساندن حضرت به شیعیان و توصیه به معرفت، انتظار و یاری حضرت بود که روایات فراوانی در این مورد از حضرت نقل شده است، به عنوان نمونه:
الف: امام (ع) می فرمودند:
«سپاس خدائی را که از دنیا مرا نبرد تا این که فرزند مرا به من نمایاند، که شبیه ترین انسان ها به رسول خدا (ص )است از جهت خلقت و اخلاق، خداوند او را در دوران غیبتش حفظ می کند و سپس او را آشکار می سازد، زمین را پر از عدل و داد می کند آن چنان که از ظلم و ستم پر شده باشد» ( بحار الانوار 51/ 161 )


ب: حضرت فرمودند:
«به درستی که فرزند من، قائم پس از من است، و او کسی است که در او سنّت های انبیاء، عمر طولانی و غیبت، جاری می شود، تا جائی که به خاطر طولانی شدن مدّت غیبت، قلب ها سخت می شوند . و در اعتقاد به حضرت ثابت قدم نمی مانند جز آن کسانی که خداوند ایمانشان را در قلبشان تثبیت کرده و با روحی از جانب خود آن ها را تأیید کرده است.» ( بحار الانوار 51/ 224)


ج: شخصی به نام حسن بن ظریف می گوید:
«نامه ای به حضور امام حسن عسکری (ع) فرستادم که از ایشان بپرسم زمانی که قائم قیام می کند، چگونه بین مردم قضاوت خواهد کرد؟ ... جواب برای من آمد که: هر گاه امام قائم قیام کند در بین مردم با علم خودش قضاوت می کند مانند قضاوت حضرت داود (ع) که بیّنه و دلیل نمی خواست» ( بحار الانوار 52/320 )


د: امام (ع) به احمد بن اسحاق که برای سئوال از امام بعد ازاو به حضورش رسیده بود فرمودند:
«مَثَل امام قائم مثل خضر و ذوالقرنین است، همانا خضر از آب حیات نوشید و زندگی طولانی تا نفخ صور یافت، امام زمان (عج) در موسم حج در هر سال حاضر می شود و در عرفه توقف دارند. و به دعای مؤمنان آمین می گویند: خداوند انیس تنهائی و وحشت امام زمان (عج) در غیبت است . در دنیا زندگی می کند گر چه از چشم ها غایب است» . ( الخرائج3 / 1174)


هـ: دیدار دیگری از احمد بن اسحاق نقل شده که می گوید:
«بر امام حسن عسکری (ع) وارد شدم. می خواستم از فرزند بعد از او سئوال کنم. حضرت ابتداء فرمودند خداوند از زمان خلقت آدم (ع) تا روز قیامت زمین را از حجّت خودش بر مخلوقاتش خالی نمی گذارد.
پرسیدم: خلیفه ی بعد از شما کیست؟ حضرت با سرعت داخل خانه شدند، و بیرون آمدند در حالی که بردوش او پسر کوچکی بود. امام فرمودند: اگر کرامت تو نزد خدا و نزد حجّت های خدا نبود. من این فرزندم را به تو نشان نمیدادم . او همنام رسول خدا (ص) و هم کنیه ی با اوا ست، َمثَل او در بین این امّت مانند خضر و ذوالقرنین است، غیبتی طولانی خواهد داشت که از هلاکت در آن نجات نمی یابد مگر کسی که خداوند قلبش را از قول به امامت حضرت ثابت نگهداشته و او را موفق به دعاء برای تعجیل در فرجش کرده است. و از این اعتقاد بیشتر کسانی که قائل به آن بودند بر می گردند. این از اسرار الهی است آن را پنهان کن و از شاکران باش که درآن صورت با ما در بهشت برترخواهی بود. پرسیدم آیا بر این امر علامت و نشانه ای وجود دارد؟ پس آن فرزند به سخن آمد و فرمود: من بقیه الله در زمین خدا و انتقام گیرنده از دشمنانش هستم.» ( الصراط المستقیم 2/ 231)


و: در توضیحی از امام حسن عسکری (ع) آمده:
« آن ها فکر می کردند با کشتن من این نسل را نابود می کنند امّا خداوند آن ها را تکذیب فرمود: (... الحمد الله)» ( الصراط المستقیم 2/ 232)


ز: امام (ع) در صحبتی با بعضی از شیعیان می فرمایند:
« گویا می بینم شما را که بعد از من در مورد خلیفه ی پس از من دچار اختلاف شده اید . به درستی که کسی که به امامت ائمّه معترف باشد و منکر فرزندم شود، منکر همه ی انبیاء و نبوّت پیامبر (ص) شده است، زیرا منکر آخرین ما، منکر اوّلین ماست. برای فرزندم غیبتی است که در آن مردم به شک و تردید می افتند مگر کسی که خدا او را حفظ کرده است.» ( همان مدرک)


ح: و در مورد دیگری می فرمایند:
« زمین از حجّت خدا تا روز قیامت خالی نمی ماند، و کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیّت مرده است. برای او غیبتی است که در آن جاهلان به حیرت، و باطل گرایان در آن به هلاکت می افتند. و تعیین کنندگان وقت ظهور دروغ می گویند، سپس قیام می کند گویا می بینم پرچم های سفید که بالای سر او در نجف کوفه به حرکت در می آیند.» ( همان مدرک )


ط: روایت مفصّلی از حضرت امام حسن عسکری (ع) در مورد آخر الزّمان در کتاب مستدرک الوسایل جلد 1 صفحه 380 ذکر شده که از اوضاع اجتماعی، فرهنگی، و وضعیّت اقشار مختلف جامعه سخن به میان آورده است و چون در پایان حدیث امام (ع) می فرمایند این ها از اسرار است جز برای اهلش بیان نکن، در این مجموعه ترجمه نشده است. طالبان می توانند به همان مدرک (مستدرک) مراجعه بفرمایند.
درضمن، توصیه های امام (ع) به فرزند عزیز و برومندشان امام حجّة بن الحسن العسکری(عج):
درکتاب کمال الدین شیخ صدوق صفحه ی 447 . ذکر شده که قبلاً در مقاله ی (حدیث دلدادگی، پدر وپسر ) به آن پرداخته شده است.


از آینه رنگار زدودیم و نیامد
صد پنجره آغوش گشودیم و نیامد
از آتش صد حادثه این سوخته دل را
بس داغ که بر داغ فزودیم و نیامد
شد ترجمه بر چهره ی ما واِژه به واژه
آن شعر که با اشک سرودیم و نیامد
از نسل کد امین گل خوشبوست که بر پاش
چون لاله بپا خاسته بودیم و نیامد
ای کاش به یک صبح بهاری رسد از راه
آن نادره گل را که ستودیم و نیامد
(شعر سیمین دخت وحیدی )
حاجیان