مباهات خداوند

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

بسم الله الرّحمن الرّحیم
«وَ بِذِکرِ مَولانا حُجَّةِ ابنِ الحَسَنِ العَسکَری»
 
تقدیم به پیشگاه آخرین ذخیره ی الهی
که خداوند به او و اجداد طاهرینش بر
فرشتگان مباهات می کند.
 

پیشگفتار:
در روایات متعددی از مباهات خداوند در برابر فرشتگان سخن به میان آمده است. مقصود چیست؟ و چرا؟
 مباهات و فخر به معنای بالیدن به مال و جاه و مقام است. انسان مباهی، یعنی کسی که به مقام، ثروت، اصل و نسب، قدرت، افتخار میکند[1].
و به تعبیر دیگر نازیدن و تفاخر کردن به چیزی، تفاخر و ناز و مدح و ستایش بی جا و خودبینی و نخوت، بزرگی و جلال و سرافرازی و سربلندی ورزیدن[2].
مباهات و فخر فروشی به این معنا و مفهوم از صفات رذیله ی انسان است. چنانکه از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند: «سه چیز عامل پشیمانی است: مباهات، فخر فروشی و عزّت طلبی بی جا»[3].
و در قرآن میخوانیم: «إنّ الله لا یُحِبُّ کُلَّ مُختالٍ فَخور: خداوند هیچ متکبّر فخرفروشی را دوست ندارد»[4].
دلیل برخورد این گونه ی قرآن و روایات با مباهات این است که برخاسته از تکبّر و نخوت و خودبینی است که از صفات رذیله و گناه کبیره است.
اما در موارد فراوانی، اشخاص، صفات، رفتارها، مکان ها و زمان هایی وجود دارند که خود عامل مباهات و افتخارند و شایسته است که انسان ها به آنها مباهات و افتخار کنند. زیرا مباهات به آنها از جنبه ی تکبّر و نخوت نیست، خود، عامل سربلندی و افتخارند و در وجود آنها قداست و پاکی و عزّت مطرح است.
روی همین اصل، در متون اسلامی و روایات اهل بیت(ع)، موارد فراوانی مطرح شده که خداوند به آنها مباهات می کند. مسلّماً مباهات و افتخار خداوند به آنها از جنبه ی کبریائیت و خود نمایی و سرافرازی مانند انسانها نیست، زیرا خداوند از این صفات منزّه است، غنی بالذّات است و نیازی به چنین افتخاراتی ندارد؛ بلکه مباهات خداوند به آن موارد، بیانگر قداست و فضیلت و عظمتی است که در آنها متجلّی است و خداوند ما را به آن توجّه میدهد.
و شاید آن هنگام که خداوند در مورد خلقت آدم (ع) به فرشتگان فرمود: «إنّی أعلَمُ ما لا تَعلَمونَ»[5]، عنایت به این ویژگی های خاص انسان داشته است که هر گاه آن صفات جلوه پیدا می کند، خداوند به آنها مباهات می کند.
در این مجموعه ی کوتاه سعی شده که این ارزش ها مورد دقت و تحقیق واقع شود تا بتوان از آنها درس های عمیق اخلاقی و ارزشی کسب کرد و زندگی انسان رنگ الهی به خود بگیرد و شاید توجه به این فضایل ما را به جامعه ی الهی مهدوی که آرمان های اصلی آن، ارزشهای الهی، عدالت و عبودیت حق است نزدیکتر سازد و پایه ریز جامعه ای باشیم که در آن، امام زمان (عج) به شیعیانش مباهات و افتخار کند و موجب زینت و افتخار آنها باشیم، نه عامل سرافکندگی آنها.[6] به امید آن روز.
 

خداوند به چه ...؟ مباهات می کند؟

الف : مباهات به اولیاء خدا:
 
1- پیامبران الهی:
قرآن مشحون از فضایل و اوصاف برجسته ی پیامبران الهی و بیان عظمت آنها از جانب خداست. از خلقت آدم (ع) و فرمان سجده به فرشتگان در برابر او و رسالت و مبارزات حضرت نوح و ابراهیم و احسن القصص حضرت یوسف (ع) و زندگی حضرت موسی(ع)، میلاد حضرت مسیح(ع) و داستان سلیمان و ... بیان عظمت پیامبر عظیم الشّأن اسلام(ع) و دیگر پیامبران الهی می توان مباهات خداوند را فهمید. درحدیث قدسی درمورد پیامبر اعظم میخوانیم (لولاک لماخلقت الافلاک).
امام صادق(ع) در مورد حضرت آدم(ع) می فرماید: «مدّتها حضرت آدم(ع) به خاطر برنامه ای که گرفتارش شده بود احساس ناراحتی می کردند، امّا بر این مصیبت صبر کردند، خداوند به فرشتگان به خاطر صبر حضرت آدم (ع) مباهات کردند، و پس از پذیرش توبه ی او، خداوند جبرئیل را به سوی حضرت فرستادند و بشارت به پذیرش توبه دادند»[7].
 
2- علی(ع) و اهل بیت(ع):
آیات الهی پر است از بیان عظمت و فضیلت و مباهات خداوند در مورد علی(ع) و اهل بیت(ع). روایات فراوانی هم بیانگر این نکته است، در این جا به چند روایت اشاره می کنیم:
- رسول گرامی اسلام(ص) به امام علی ابن ابی طالب(ع) فرمودند:
«ای علی(ع)، تو امام مسلمانان و امیر مؤمنان و پیشوای روی سفیدان و حجّت خدا بعد از من بر همه ی مخلوقات و آقای اوصیا و وصیّ سیِد انبیا هستی. ای علی(ع) زمانی که من به معراج به آسمان های هفت گانه رفتم و از آنجا به سدرة المنتهی و حجاب های نور رسیدم، خدلوند مرا با مناجاتشان گرامی داشتند و به من فرمودند: «ای محمّد(ص)!» گفتم: «بله پروردگارم تو برتر و والاتری» خداوند فرمود: «علی(ع) امام اولیاء من و نور آن کسی است که مرا اطاعت کند. او کلمه ای است که انسان های متّقی باید از او تبعیّت کنند. کسی که او را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و کسی که او را معصیت کند مرا معصیت و نافرمانی کرده است. پس این موضوع را به علی(ع) بشارت بده». علی(ع) عرض کردند که: «ای پیامبر(ص)! قدر و موقعیت مرا ابلاغ کردی که من از آن یاد کنم؟» حضرت فرمودند: «آری ای علی(ع) پرودگارت را سپاسگزار باش». علی(ع) به سجده افتادند و خدا را به خاطر نعمتی که به او داده بود سپاسگزاری کردند. حضرت رسول(ع) به او فرمودند: «سرت را بلند کن، خداوند به خاطر تو به فرشتگان مباهات می کند»[8].
- فضل ابن شاذان از امام رضا(ع) نقل می کند:
«زمانی که خداوند بین فرشتگان عقد برادری ایجاد کرد، بین میکائیل و جبرئیل برادری وجود آورد و به آن ها فرمود: «من بین شما پیوند برادری ایجاد کردم و عمر یکی از شما را طولانی تر از دیگری قرار دادم. کدام یک از شما نسبت به زندگی برادرش ایثار می کند؟» هر دوی آن ها زندگی طولانی تر را برگزیدند و حاضر به ایثار نشدند. خداوند به آن ها فرمود: «آیا شما مثل علی ابن ابی طالب(ع) نیستید؟ من بین او و دوستم، محمّد(ص) برادری ایجاد کردم. علی(ع) جانش را فدای برادرش کرد، در این شب (لیلة المبیت) در جایگاه پیامبر(ص) خوابید و جانش را فدای او کرد. فرود آیید و او را از دشمنش حفظ کنید.» هر دو به زمین فرود آمدند. جبرئیل بالای سر و میکائیل زیر پایش نشستند و آن دو می گفتند: «خوشا به حال تو، ای علی ابن ابی طالب، چه کسی مانند توست؟ خداوند به خاطر تو به فرشتگان آسمان ها مباهات و افتخار می کند».»[9]
- رسول گرامی اسلام(ص) می فرمایند :
«جبرئیل در صبح روز غار (آغاز هجرت) بر من نازل شد. پرسیدم: «دوستم، جبرئیل، تو را خوشحال می بینم؟» گفت: «ای محمّد(ص)، چگونه چنین نباشم در حالی که چشم من روشن شده است به آنچه که خداوند، برادرت و وصیّ و امام امّتت علی(ع) را به آن گرامی داشته است.» پرسیدم: «خداوند او را به چه چیزی گرامی داشته؟» گفت: «خداوند به فرشتگان به خاطر عبادت شگفت انگیز علی(ع) مباهات کرده است و فرموده است: « فرشتگانم! به حجّت من در زمین بعد از پیامبرم بنگرید که جان خود را بخشید و به خاطر تواضع در برابر عظمت من صورت بر خاک نهاد. شما را شاهد می گیرم که او پیشوای مخلوقات و مولای آفریدگانم است»[10].
آری، ای علی(ع)! وسعت تو را چگونه در سخن تنگ بگنجانم؟ تو را در کدام نقطه باید به پایان برد، تو که معنی نقطه ی مطلقی؟ الله اکبر! آیا خداوند نیز در تو به شگفتی نمی نگرد؟ فتبارک الله، تبارک الله، تبارک الله احسن الخالقین...[11]
- جابر بن عبدالله انصاری در مورد اهل بیت(ع) نقل می کند:
« روزی علی(ع) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) وارد مسجد شدند. پیامبر(ص)، علی(ع) را بوسید و به سینه چسبانید و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را روی زانوان خود نشاند و بوسید و فرمود: «پدرم فدای پدر و مادر شما فرزندان»، سپس خطاب به مردم فرمودند: «ای مردم! خداوند به خاطر این دو فرزندم و پدر و مادرشان و فرزندان پاک آن ها به همه ی فرشتگان مباهات می کند» و سپس فرمودند: «خداوندا! من آن ها را دوست دارم، و دوست دارانشان را هم دوست دارم».»[12].
- ابن عبّاس در مورد حضرت زهرا(س) نقل می کند:
«روزی پیامبر اکرم(ص) ضمن صحبت های مختلفی در مورد حضرت زهرا (س) چنین فرمودند: «و امّا دخترم فاطمه، سرور زنان عالم، از اوّلین و آخرین است. او پاره ی تن من و نور چشم و میوه ی دل و روح و روانم می باشد. فاطمه حوریّه ای است به صورت انسان. هر گاه در محراب عبادت ظاهر شود و در پیشگاه خدا قرار گیرد، نورش بر ملائکه ی آسمان ها می تابد همان طوری که نور ستارگان بر اهل زمین می درخشد. در آن حال خداوند به ملائکه اش می فرماید: «ای ملائکه ی من! به فاطمه(س) سرور زنان و کنیزانم بنگرید که چگونه در برابر من به عبادت ایستاده و چه سان از ترس من می لرزد و با چه روح معنوی و حضور قلب، مرا عبادت می کند. من شما ملائکه ام را گواه میگیرم که پیروان واقعی او را در آتش نمی سوزانم.»[13].
 
ب : مباهات به انسان های با فضیلت:
1- علی(ع) در فضیلت رزمندگان می فرماید:
«رزمندگان، موقعی که آماده ی جهاد می شوند خداوند برائت و پاکی از آتش را برایشان رقم می زند و هرگاه جهاد را آغاز می کنند، خداوند در مورد آن ها به فرشتگان مباهات می کند»[14].

2-امام باقر(ع) در تفسیر آیه ی « فَما لَنا مِن شافِعینَ وَ لا صَدیقٍ حَمیم»[15] فرموده اند:
« این آیه در مورد ما و شیعیانمان نازل شده، و این زمانی بود که خداوند به فضیلت ما و شیعیانمان مباهات فرمودند. تا حدّی که ما و هم شیعیانمان بتوانیم شفاعت کنیم».[16]

3-رسول گرامی اسلام(ص) فرموده اند:
«خداوند به طواف کنندگان اطراف کعبه مباهات می کند»[17].

4-امام صادق(ع) در مورد زائران امام حسین(ع) می فرماید:
«به خدا قسم خداوند به زائران امام حسین(ع) و مهمانان حضرت به فرشتگان مقرّب و حاملان عرش خود مباهات می کند و به آنها می فرماید: «آیا زائران قبر حسین را نمی بینید که با عشق و علاقه به سوی او و حضرت زهرا (س) آمده اند؟ به عزّت و جلال و حشمتم، کرامتم را به آن ها واجب کرده ام».»[18].

5-رسول گرامی اسلام (ص) به علی(ع) در مورد شیعیان می فرماید:
«به درستی که خداوند از آن ها راضی است و به فرشتگان نسبت به شیعه مباهات می کند و هر روز جمعه به رحمت خود به آن ها توجّه دارد و فرشتگان را فرمان می دهد که برایشان طلب مغفرت کنند»[19].

6-پیامبر اسلام(ص) فرمودند :
«خداوند به پنج انسان مباهات می کند: به مجاهدان در راه او. به فقرائی که برای رضای خدا متواضع هستند. به ثروتمندانی که فراوان به فقرا کمک می کنند. به ثروتمندانی که بدون منّت به فقرا کمک می کنند. و کسانی که در پنهانی از خوف خدا گریه می کنند»[20].
 
ج: مباهات به زمان ها و مکان های مقدّس:
در اسلام روز ها، شب ها، زمان ها و هم چنین مکان های خاصّی به خاطر ارتباطشان با واقعه و یا مسئله ی خاصّی، تقدّس و فضیلت پیدا می کنند و خداوند هم به آنها مباهات می کند:

1- حضرت رسول(ص) در مورد ماه شعبان و روزه ی آن ضمن حدیث مفصّلی می فرمایند:
«... کسی که نه روز از ماه شعبان را روزه بدارد، خداوند برای او روزه ی هیجده ماهه می نویسد و به خاطر آن به فرشتگان مباهات میکند»[21].

2- رسول خدا (ص) در مورد وقوف در عرفات، در سفر حجّة الوداع فرمودند:
«هر گاه شب عرفات برسد، خداوند در مورد اهل وقوف در عرفات به فرشتگان مباهات می کند و می فرماید: «توجّه کنید به بنده و کنیز من از اطراف زمین به صورت پراکنده و غبار آلود آمده اند».»[22].

3- در روایت دیگری رسول خدا(ص) در مورد ماه شعیان و روزه داران در آن ماه می فرمایند :
« شعبان از این جهت شعبان نامیده شده که در آن روزی مؤمنان تقسیم (منشعب) می شود و آن ماه عمل است، و در آن ماه، نیکی ها هفتاد برابر پاداش داده می شود و زشتی ها از بین می رود و گناهان آمرزیده می شوند و حسنات مورد قبول واقع می شوند و خداوند جبّار، در آن به بندگانش مباهات می کند و به روزه داران و عبادت کنندگانش توجّه دارد و به حاملان عرش مباهات می کند»[23].

4- و در دعایی مربوط به شب اوّل محرّم می خوانیم :
«حمد و ستایش مخصوص خدایی است که من و تو را آفرید و تو را در منازل و جایگاه خود مقدّر فرمود، و تو را نشانه و آیه ای برای جهانیان قرار داد. خداوند در مورد تو، به فرشتگان مباهات می کند»[24].
ماه محرّم، ماهی است که در آن امام حسین(ع) همه ی هستی خود و فرزندان و اصحاب خاصّ خود را قربانی خداوند و رضای او کرد، و زیباترین حماسه ی هستی را آفرید، که حضرت زینب(س) فرمودند: «ما رَأَیتُ إِلّا جَمیلاً».
 
د: مباهات به ارزش ها و سجایای الهی انسان:
در رابطه با ارزشها و سجایای اخلاقی، نکات ارزشمندی در روایات اهل بیت(ع) مطرح شده است و توجّه به آنها ما را در این مسیر هدایت می کند که کدام اعمال و رفتار و خصوصیّاتی ارزش برتر دارند و خداوند از چه صفات و خلقیّات ارزشمندی راضی هستند؟

1- امام رضا(ع) در ارتباط با کمک به مسلمین می فرماید:
«کسی که کاری از کار های مؤمنان را انجام دهد، خداوند به خاطر او به فرشتگانش مباهات می کند»[25].

2- امام صادق(ع) ضمن نامه ی مفصّلی به شیعیان در مورد یاری رساندن به یکدیگر می فرماید:
«کسی که برادر مؤمن پیاده اش را بر مرکبش سوار کند، خداوند او را بر ناقه ای از نور در بهشت سوار خواهد کرد و به خاطر او به فرشتگان مقرّبش روز قیامت مباهات می کند»[26].

3- رسول گرامی اسلام(ص) در مورد اطعام مردم می فرماید:
«خداوند بزرگ به خاطر طعام دهنده ی به مردم به فرشتگان مباهات می کند»[27].

4- از همان حضرت(ص) در مورد کسی که اذیّت همسفران را در سفر های دسته جمعی تحمّل می کند، نقل شده که فرمودند:
«کسی که در سفر، همسایگی و همراهی و همسفری خوبی ندارد، با ما همسفر نشود».
و در ادامه فرمودند: «اذیّت کسی را که از تو بزرگتر است و یا کوچکتر است، و کسی که از تو بهتر است یا بدتر از توست، تحمّل کن، زیرا اگر تو در سفر چنین باشی، خدا را ملاقات خواهی کرد در حالی که خداوند در برابر ملائکه به تو مباهات می کند»[28].

5- از امام باقر(ع) در مورد صبر روایت شده است که :
«بنده ی خدا هر گاه ایمان در او تکامل یابد، او را در روزی اش گرفتار می کنم، اگر بی تابی کرد، روزی اش را به او بر می گردانم، و اگر صبر کرد به فرشتگان نسبت به او مباهات می کنم. این همان کسی است که فرشتگان به او اشاره می کنند»[29].

6- پیامبر گرامی اسلام(ص) در سفارشی به ابن مسعود در مورد زهد می فرماید:
«ای ابن مسعود، آتش برای کسی است که مرتکب حرام شده و بهشت از آن کسی است که حتّی حلال را هم مواظبت کرده است، پس بر تو باد به زهد، زیرا زهد چیزی است که خداوند با آن به فرشتگان مباهات می کند و به وسیله ی زهد، خداوند تو را می پذیرد»[30].

7- رسول گرامی اسلام(ص) در مورد نماز شب می فرمایند :
«هر گاه بنده ای از بستر خواب لذیذ شبانه اش برخیزد در حالی که هنوز چشمانش خواب آلوده است، به خاطر اینکه خدا را از خود با انجام نماز شبش راضی کند، خداوند در مورد او به فرشتگان مباهات می کند و می فرماید: «آیا نمی بینید این بنده ی مرا که از لذّت خوابش به خاطر نماز برخاسته، در حالی که این نماز را بر او واجب نکرده بودم. شاهد باشید که من او را بخشیدم».»[31].

8- و از همان حضرت(ص) در مورد قضاء نماز شب نقل شده که فرمودند:
«خداوند به بنده اش مباهات می کند که قضای نافله ی شب را در روز به جای آورد. به فرشتگان می فرماید: «ای ملائکه ی من بنگرید به بنده ام که چگونه عبادتی را که بر او واجب نکرده بودم قضا می کند. شما را شاهد می گیرم که او را آمرزیدم».»[32].

9- پیامبر گرامی اسلام(ص) خطاب به اسامة بن زید در مورد انسان های ساجد می فرماید:
«ای اسامه! به سجده توجّه کن زیرا نزدیکترین حالتی که بنده در برابر پروردگارش قرار می گیرد، زمانی است که به سجده می افتد، و هیچ بنده ای برای خدا سجده ای انجام نمی دهد مگر اینکه خداوند برای او حسنه ای می نویسد و گناهی را از او محو می کند، و درجه و مقامی از او بالا می برد و به خاطر او به فرشتگان مباهات می کند»[33].

10- و در سخنی خطاب به ابوذر می فرماید:
«ای اباذر! خدای تو، به فرشتگان نسبت به سه نفر مباهات می کند: اوّل، مردی که در سرزمینی خشک و خالی تنها می ماند، اذان می گوید و نماز را بر پا می دارد؛ پروردگار می فرماید: «به بنده ام بنگرید، نماز می خواند در حالی که هیچ کس جز من او را نمی بیند». پس هفتاد هزار فرشته نازل می شوند و پشت سر او نماز می خوانند و برای او طلب مغفرت می کنند، تا فردای آن روز. دوّم، مردی که نیمه شب برای اقامه ی نماز شب بر می خیزد، به سجده می رود، در حالی که در سجده، خواب بر او غلبه می کند، خداوند می فرماید: «به بنده ام بنگرید، روح او نزد من است و جسد او در راه اطاعت من به سجده افتاده است». سوّم، کسی که در حال جنگ با دشمن است، یارانش فرار کرده اند، امّا او یک تنه می جنگد تا کشته شود»[34].

11- و از امام صادق(ع) در مورد جوانان مطیع خداوند نقل شده که فرمودند:
«محبوب ترین آفریدگان نزد خداوند، جوان زیبا رویی است که جوانی و زیبائیش را در راه اطاعت خدا قرار داده، این، انسانی است که خداوند برای او به فرشتگانش مباهات می کند و می فرماید: «این، بنده ی حقیقی من است».»[35].

12- از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در مورد زیارت برادران دینی فرموده اند:
«چه بسا انسان مؤمنی که برای زیارت برادر مؤمنش از خانه خارج می شود، در حالی که حقّ او را می شناسد، خداوند برای هر گامی که بر میدارد برایش حسنه ای می نویسد و از او گناهی را محو می کند و درجه ای را بالا می برد، هر گاه درِ خانه ی برادرش را می کوبد، در های آسمان به روی او باز می شود. پس هرگاه با هم ملاقات کردند و مصافحه کردند و همدیگر را در آغوش گرفتند، خداوند به آنها توجّه خاص می کند و سپس به سبب آن دو، به فرشتگان مباهات می کند و می فرماید: «به بندگانم بنگرید، به خاطر حقّ علی(ع) به زیارت هم می روند و یکدیگر را دوست دارند. آگاه باشید که بعد از این آن ها را عذاب نخواهم کرد».»[36].

13- و از رسول گرامی اسلام(ص) در مورد زیارت برادران دینی نقل شده که فرمودند:
«کسی که در راه خدا به زیارت برادرش برود، خداوند به خاطر او به فرشتگانش مباهات می کند تا آن زمان که برادرش را ملاقات کند، فرشته ای از آسمان او را ندا میدهد که پاکیزه شدی و راه تو پاک و پاکیزه بود. تا زمانی که با برادرش گفتگو کند خداوند به دو فرشته می فرماید: «برای او عمل هفتاد پیامبری که همه کوشا در راه اطاعت من بوده و خونشان در راه من به زمین ریخته بنویسید».»[37].

14- امام صادق(ع) به شخصی به نام داود بن سرحان در مورد احیاء امر اهل بیت(ع) می فرماید:
«ای داود! به دوستانم از جانب من سلام برسان و بگو که من می گویم: «خدا رحمت کند بنده ای را که با دوست دیگرش کنار هم آیند و از امر ما سخن بگویند، سوّمین آنها فرشته ای خواهد بود که برای آنها استغفار می کند و دو نفر در مورد امر ما جمع نمی شوند مگر این که خداوند به آنها به فرشتگان مباهات می کند. پس اگر کنار هم آمدید مشغول یاد ما باشید، زیرا در جمع شما و مذاکرات شما، احیاء امر ماست و بهترین مردم بعد از ما کسی است که در مورد کار ها و امور ما مذاکره می کنند و مردم را به ما دعوت می نمایند»[38].
آری، خدمت در راه خدا و برای رضای خدا، زیارت برادران دینی، احیاء امر اهل بیت(ع)،عبودیّت حق و سجده در برابر خداوند موجب مباهات است، و روی همین اصل، علی(ع) در سخنان زیبایی می فرمایند:
«خداوندا! برای من همین عزّت و سربلندی کافی است که بنده ی تو باشم، و برای من همین افتخار بس که تو پروردگار من باشی. خداوندا! تو آن چنانی که من دوست دارم. مرا آن جنان قرار ده که تو دوست داری»[39].

در حقّ برادران، مراعات، خوش است
شب با غزل و اشک و مناجات خوش است
از سوی ملائک و خداوند کریم
بر بنده ی این چنین مباهات خوش است

و سخن آخر:
مدّعا این بود که خداوند به اهل بیت(ع) و آخرین ذخیره ی الهی از اهل بیت(ع) « امام حجّة ابن الحسن العسکری» مباهات می کند و در سیر مطالعه ی روایات، مشاهده کردیم که خداوند به جه مسائلی مباهات کرده است:
مباهات خداوند به پیامبران الهی و امام علیّ ابن ابی طالب(ع) و اهل بیت(ع) و صدّیقه ی طاهره(س) بود، مگر نه این است که وارث همه ی انبیا و اولیا و ثمره ی وجود آن ها و آرمان رسالتشان امام حجّة ابن الحسن العسکری است؟

مباهات خداوند به انسان های با فضیلت بود: «شیعیان واقعی، زائران خانه ی خدا، زائران امام حسین(ع) و ...» مگر انسانی با فضیلت تر از امام زمان(عج) در عصر ما وجود دارد؟ و مگر نه این است که حجّ مسلمانان با حضور او در موسم حج مقبول است و او زائر دائمی حرم جدّش در کربلاست و او شافع روز جزا است؟
مباهات خداوند به زمان ها و مکان های مقدّس هستی بود: «مباهات به شعبان و محرّم و ...» شعبان، ماه میلاد امام حسین(ع)، امام سجّاد(ع)، امام زمان(عج) و حضرت ابوالفضل(ع). و ماه محرّم، ماه شهادت امام حسین(ع) و توجّه خاصّ امام زمان(عج) برای ادامه ی رسالت حسین(ع) است. و کدام زمین، مقدّس تر از سرزمینی است که امام(ع) در آن حضور دارند و مهبط فرشتگان خداست؟

مباهات خداوند به ارزشها و سجایای الهی انسان بود. کدام انسانی شایسته ی لقب غوث، کهف الحصین (فریاد رس، پناهگاه استوار و محکم) جز امام مهدی(عج) است؟ کدام امام و رهبری صبور تر از حضرت(ع) است که قرنها فقط تحت فرمان خدا و برای رضای او تحمّل همه ی گرفتاری ها و فتنه های عصر غیبت و غربت را داشته باشد؟ کدام زاهد و عابد و ساجدی زاهدتر و عابدتر از امام زمان(عج) در شبها و روز های طولانی عصر غیبت وجود دارد؟ کدام معارفی عمیق تر از معارف اهل بیت(ع) و امام زمان(عج) در جهان ما وجود دارد که مؤمنین به خاطر احیاء آن معارف مورد مباهات خداوند باشند؟ و کدام جامعه ی جهانی در طول تاریخ پر تلاطم انسان همچون جامعه ی مهدوی، جامعه ی نور، عدل، عبودیّت خدا، و آرزوی همه ی پاکان هستی، و بهشت روی زمین خواهد بود؟ مسلّماً جا دارد که خداوند به سبب همه ی این ارزشهای مهدوی به فرشتگان مباهات کند.
 


پی نوشت ها:

[1] قاموس قرآن جلد 5
[2] لغت نامه ی دهخدا واژه ی مباهات
[3] بحار الانوار ج 75 ص 232
[4] سوره ی لقمان آیه ی 18
[5] سوره ی بقرهآیه 30
[6] مضمون حدیث امام صادق(ع)- وسائل الشیعه ج 12 ص 8
[7] کافی ج 4 ص192
[8] بحار الانوار ج 18 ص 338
[9] بحار الانوار ج 19 ص 85
[10] بحار الانوار ج 19 ص 87
[11] قسمتی از شعر سپید موسوی گرمارودی
[12] بحار الانوار ج 27 ص 105
[13] فرائد السّمطین ج 2 ص 34(از اهل سنّت) و جلاء العیون ج 1 ص 182
[14] مستدرک الوسایل ج 11 ص 10
[15] سوره ی شعراء آیه ی 11
[16] تفسیر فرات ص 298
[17] مستدرک ج 9 ص 36
[18] وسایل الشیعه ج 14 ص 497
[19] بحار الانوار ج 65 ص 47
[20] جامع الاخبار ص 96 
[21] مستدرک الوسایل ج 7 ص 536
[22] مستدرک الوسایل ج 8 ص 36
[23] وسایل الشّیعه ج 10 ص 498
[24] بحار الانوار ج 65 ص 47
[25] مستدرک الوسایل ج 2 ص 413
[26] وسایل الشّیعه ج 17 ص 210
[27] ارشاد القلوب ج 1 ص 137
[28] بحار الانوار ج 73 ص 275
[29] بحار الانوار ج69 ص 50
[30] بحار الانوار ج 74 ص 97
[31] وسایل الشّیعه ج 8 ص 157
[32] وسایل الشّیعه ج 4 ص 278
[33] ارشاد القلوب ج 1 ص 137
[34] وسایل الشّیعه ج 5 ص 297
[35] اعلام الدّین ص 121
[36] کافی ج 1 ص 184
[37] مستدرک الوسایل ج 10 ص 383
[38] وسایل الشّیعه ج 16 ص 348
[39] بحار الانوار ج 91 ص 93