صدیقه ی کبری (سلام الله عَلَیها) الگوی والای بشریت

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 
ya-fatima
 
در دنیایی که به ناحق نسبت تحقیر شخصیّت زن را به دین اسلام می دهند و تبلیغ می کنند که اسلام و قرآن زن را به ذلت و بردگی کشانده، با عظمت ترین جایگاه هستی به دست این وَلِیَّةُ الله سپرده می شود، یک بانو محور لیلة القدر می شود، روح پیامبر(ص)، که خلقت به یُمن نور وجود او آغاز شده، حجّت بالغه ی الهی، همتای علی(ع) که با دستی گهواره ی دردانه اش را به حرکت در می آورد و با دستی دیگر، هستی را.

 

« وجود مقدّس مادرم فاطمه(س) دختر پیامبر(ص)

اسوه و الگویی نیکو برای من است.»

(امام زمان (عج))

 

دنیاست چو قطره ای و دریا، زهرا

کی فرصت جلوه دارد اینجا، زهرا

قدرش بود امروز نهان چون دیروز

هنگامه کند و لیک فردا، زهرا

خالق چو کتاب خلقت انشا فرمود

عالم چو الفبا شد و معنا، زهرا

طاها و علی دو بیکران دریایند

وآن برزخ مابین دو دریا، زهرا

در آلِ کسا محور شخصیّتها است

مابین (اَب) و (بَعل) و (بَنوها) زهرا

(قسمتی از شعر حِسان)

 

صدیّقه ی کبری، بَتول عَذرا، زهرای مرضیّه، آن شخصیّتی که پیامبر(ص) در توصیف وجودشان فرمودند :

« روح من است که در وجود من متجلّی است » (بحارالأنوار جلد 28 صفحه ی 37) اسوه و الگوی حسنه و والای انسان در طول تاریخ بشریّت است.

این باور دینی و اعتقاد قلبی همه ی کسانی است که در طول تاریخ خونبار تشیّع، دلشان به محبّت و مودّت اهل بیت(ع) و مخصوصاً کوثر هستی گره خورده است.

شخصیّت ملکوتی او، روح و جان آسمانی او، صفات و ارزشهای والای وجودی او، نشستن، برخاستن، عبودیّت حق، مناجاتهای شبانه، فریاد های او علیه ستمگران، همه و همه آینه ی تمام نمای جلوه ی جمال حق است و اسوه و الگو برای زنان و مردان دلباخته ی وجود مقدّسش.

 

طرح یک سؤال:

الگو بودن حضرت زهرا(س) در ابعاد مختلف وجودی و زندگی، در عرصه ی تکوین و خلقت و در عرصه ی تشریع و زندگی چگونه قابل درک است؟

در بُعد تکوینی و وجودی، او « حوراءٌ انسیّه » است. ( بحار الأنوار ج 4 ص 3)

نور وجود او از نور مقدّس پیامبر(ص) و خلقت همه ی فرشتگان از نور وجود مقدّس اوست. (بحارالأنوار ج 27 ص 131)

در تفسیر آیه ی « تَنَزَّلُ المَلائِکَةُ وَ الرّوحُ ... سوره ی قدر» از امام صادق(ع) می خوانیم که : مقصود از روح نازل شده در شب قدر، روح مقدّس حضرت زهرا(س) است و به تعبیری او روح لیلة القدر است. (تفسیر فرات کوفی جلد 1 ص 583)

و اگر فرشتگان مدبّرات امورند (نازعات 5) جا دارد که حضرت، مام هستی لقب بگیرد.

دستیابی به این عظمت و درک علوّ مقام و نیل به آن مکانت عظمای ملکوتی در حدّ تصوّرات کودکانه و حقیر انسان های معمولی نیست، و از پیروان و دلباختگان حضرت خواسته نشده که در این فضا پا جای پای آنها بگذارند و خود را با اهل بیت(ع) مقایسه کنند که (لا یُقاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ(ص) - وَسایل الشّیعه ج 10 ص 312)

ما حتّی تصوّر آن مقامات را هم در مورد انسان های غیر معصوم نمی توانیم داشته باشیم. آنها مصطفای الهی و برگزیدگان حقّند و وجودشان محور هستی است.

آنها وَجه الله، کَلِمَةُ الله، عِینُ الله و ... در نظام آفرینشند.

امّا آنچه در حدّ درک و دریافت ما اهمّیّت دارد؟: در عصری که وجود زن هیچگونه ارزش انسانی ندارد، و جایگاهش جز بردگی و وسیله ی لذّت طلبی و کامجویی مردان نیست، و در زمانی که دختر مایه ی ننگ و بدبختی است و برای رهایی از عاقبت شومش باید زنده به گورش کرد ... ناگهان در خانه ی کوچک پیامبر(ص) دختری پا به عرصه ی وجود می گذارد که شاخص و الگوی زنان و مردان عالم و تجلّی جلوه ی حق در کائنات است.

در دنیایی که به ناحق نسبت تحقیر شخصیّت زن را به دین اسلام می دهند و تبلیغ می کنند که اسلام و قرآن زن را به ذلت و بردگی کشانده، با عظمت ترین جایگاه هستی به دست این وَلِیَّةُ الله سپرده می شود، یک بانو محور لیلة القدر می شود، روح پیامبر(ص)، که خلقت به یُمن نور وجود او آغاز شده، حجّت بالغه ی الهی، همتای علی(ع) که با دستی گهواره ی دردانه اش را به حرکت در می آورد و با دستی دیگر، هستی را.

در آن فضا، و در آن بُعد وجودی، کدام الگو زیباتر و نورانی تر از او می توان یافت، این محور، جولانگاه حتّی آرزوی ما تبعیدیان زمین نیست.

و امّا الگو بودن این جلوه ی جمال در بُعد ظاهری و تشریعی :

زهرای مرضیّه سلامُ الله علیها فرصت زیادی برای زندگی ظاهری نداشتند و در این مدّت کوتاه مخصوصاً در زمان پیامبر(ص) درگیر بسیاری از ناراحتی ها، مصیبت ها، هجوم ها و ... شدند.

در سنّ 5 سالگی مادر بزرگوارشان را از دست دادند، و در همان سنین و در مکّه و قبل از هجرت، تنها غمخوار و یاور پیامبر(ص) بودند، پس از پدر نیز مدّت اندکی در این دنیا درنگ کردند و اوّلین مهمان پیامبر(ص) از خاندان او در سفر آخرت شدند.

تمام حرکات، سکنات، نگاه ها، برخورد ها، رفت و آمد ها، مبارزات، سخنان، عشق ها و محبّت های فاطمه(س) برای دین و دنیای ما سرمشق عظمت و بالا ترین ارزش است.

پس از پیامبر(ص) فرصت بسیار کوتاه بود، اگر چه علی(ع) مأمور خانه نشینی و سکوت بود، امّا آیا فاطمه(س) به عنوان همسر امام، و به عنوان پیر و دلداده امام می توانست سکوت کند؟ در همان جامعه ی در لاک خود فرو رفته و دردوران کوتاه و سیاه، فریادش برخاست که طنین بیدارگر آن تمام تاریخ را پر کرد.

ما خطابه ی فدک را به عنوان مصیبت و روضه خوانده ایم، از استدلال حضرت(س) در فدک به بحث میراث پدر و سرزمین فدک بسنده کرده ایم، و از زندگی او پس از پیامبر(ع) سیلی خوردن و کشته شدن محسن و شهادت او سخن گفته ایم ... اینها لازم است ... امّا

یک نگاه اجمالی به آن خطابه ی پر رمز و راز نشان می دهد که صدّیقه ی کبری(س) چگونه مانند دیده بانی بیدار تمام درد ها و فتنه ها و بدعت ها و هجوم آنها را در جامعه ی پس از پیامبر(ص) نظاره گر بودند و در این خطابه فریاد بر آوردند و پس از خطابه ی آتشینش در سخنانی که در برابر زنان عیادت گر خود دارند، با کلمه کلمه هشدار دادند، فریاد زدند که این انسان های تخدیر شده و به خواب رفته را بیدار کنند، با فریاد، با ناله و اشک و آه هشدار دادند که آگاه باشید میراث رسالت بر باد رفت و شما در خواب فرو رفته اید.

و قرار بود، زندگی فاطمه، سکوت او، فریاد او، دیده بانی او و ... همه و همه اسوه و الگوی زندگی ما و فرزندانمان باشد. ولی، امروز با دختران زهرا چه می کنند، و بر سر فرزندان او چه آمده است؟ آیا صدای فریاد او را می شنویم؟ یا در خواب عمیقمان فرو رفته ایم ؟!