امّت مهاجر

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

نکته بسیار حسّاسی که در اصل هجرت در قرآن به ذهن می رسد و دایره معنای هجرت را تا بینهایت دور می سازد و وسعت می بخشد اینست که این لفظ در قرآن به معنای عام و مطلق به کار می رود و به اصطلاح زبان شناسی اجتماعی (درجه معنی) این کلمه چنان اوج گرفته است که از سطح زمین (هجرت از نقطه ای به نقطه دیگر) بالاتر رفته و تا بام بلند روح و آسمان های شگفت معنویت های اخلاقی و انقلابات فکری و روانی صعود کرده است، و در اینجاست که ما در برابر یک اصل بزرگ و بسیار عمیق و جدیدی به نام هجرت قرار میگیریم.


به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر


سیزدهم دی ماه سال جاری (1392) مصادف است با روز اوّل ربیع الاوّل سال 1435ه.ق، یعنی سالروز آغاز هجرت پیامبر گرامی اسلام(ص) از مکه به مدینه، آغاز تمدّن بزرگ اسلامی در دوران تاریک جاهلیّت، و قرون وسطی، و دوران استبداد و دیکتاتوری دو امپراطوری بزرگ جهان.

شب قبل از آن به عنوان (لَیلَةُ المَبیت) شب زیباترین جلوه ایثار انسان که خداوند هم به آن مباهات می کند (بحارالانوار 19/87)

و پیک وحی هم گزارش این مباهات را با مضمون آیه (وَ مِنَ النّاسِ... از مردم کسی است که از جانش برای رضای خدا می گذرد و خداوند به بندگان مهربان است. آیه 207 بقره) به جهان اعلام کرد، که علی(ع) جان بر کف نهاد تا پیامبر(ص) به سلامت حرکت سازنده و ابدی خود را آغاز نماید.

گزارش هجرت پیامبر(ص) و مسلمانان از مکه به مدینه در کتاب های فراوان آمده است. آنچه در این مقاله کوتاه به آن پرداخته شده، یک نگاه خاص به اصل هجرت است، که تأکید قرآن و روایات به آنها است:



مقصود از هجرت چیست؟

مهاجرت، هجرت، به معنای دور شدن، متارکه از غیر، و در عرف جامعه، هجرت، رفتن از محلی به محل دیگر و از حالی به حال دیگر را گویند.

در جامعه شناسی، جوامع را به دو دسته تقسیم می کنند:

جامعه باز، جامعه ای که در آن حرکت و پویایی و هجرت است، و محدود یک فضا و محدود نیست.

جامعه بسته، جامعه ای ایستا، محدود به سرزمین، و تعصّبات بسته و فضای بسته و محدود است.

جامعه مهاجر، یک جامعه باز است، و بخاطر ویژگی هائی که دارد در عرصه تنگ سرزمین خاص محدود نمی ماند، و برای دستیابی به اهداف متعالی دائماً در جنب و جوش و حرکت است.

در تاریخ غرب؛ جنگهای صلیبی غربی ها را از حصار تنگ مسیحیّت غرب که جز خود چیزی را نمی شناخت بیرون آورد و ناگهان با جهان بزرگی مانند اسلام روبرو شد. و از این روست که مورخان و جامعه شناسان همگی برآنند که جنگ های صلیبی (هجرت غربی ها به شرق) و اکتشافات جغرافیائی و جهانگردی (هجرت به آمریکا و آفریقا و آسیا) (گرچه با اهداف متعالی نبود امّا) علت نخستین بیداری و جنبش اروپا و عامل اساسی تمدن امروز غرب است.

هجرت، گسیختن پیوند جامعه با زمین، جهان بینی انسان را متحوّل و گسترده می سازد، و در نتیجه یخ های انجماد و انحطاط اجتماعی و فکری و احساسی ذوب می شود، و اجتماع راکد جریان می یابد (کتاب محمد خاتم پیامبران جلد1- مقاله از هجرت تا وفات)

قرآن در آیه 100 سوره نساء می فرماید:

(و هر که در راه خدا هجرت کند، در زمین سرپناه بسیار و گشایشی در کار می یابد، و هر که از خانه اش به منظور مهاجرت به سوی خدا و رسولش خارج شود، و آنگاه مرگ او را دریابد، قطعاً پاداش او بر عهده خداست، و خداوند آمرزنده مهربان است)



هجرت، یک اصل بزرگ اجتماعی، اسلامی:

از دیدگاه جامعه شناسان، در پس چهره ی هر مدنیّتی مهاجرتی پنهان است، و به سخن هر جامعه بزرگی که گوش فرا می دهیم به زبان تاریخ یا اساطیرش از هجرتی حکایت می کند، و در اینجاست که مسئله هجرت در تاریخ اسلام، قرآن و سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) نه یک واقعه است چنانکه غالباً تصوّر می شود، بلکه یک اصل بزرگ اجتماعی است.

قرآن در آیه 97 سوره نساء می فرماید:

(کسانی که فرشتگان جان آنها را که –ستمگر خویشند- می ستانند، به آنها گویند در چه حالی بودید، گویند ما در زمین مُستضعف بودیم، فرشتگان گویند مگر زمین خدا وسیع نبود که هجرت کنید؟ اینانند که جایگاهشان دوزخ است و بد جایگاهی است.)

حق و آزادی همیشه در زیر سقف های کوتاه و در پس درهای بسته و حصارهای تسخیر ناپذیر، خفقان گرفته و مرده اند.

در این آیه گوئی خداوند به انسانی که در دلش آتش ایمانی و بر شانه اش سنگینی رسالتی را احساس می کند فرمان می دهد که عزم خدا کرده ای؟ خانه ات را رها کن و بگریز، (نتوان مُرد به سختی که من در اینجا زادم)

خانه ات، خانواده ات، شهرت و قومت آنجاست که آزادی ات آنجاست، ایمانت آنجاست، در آنجا که ستم می شود و حقیقت به اسارت می افتد همان که (برّ و بحر فراخ است و آدمی بسیار)

آنان که بخاطر حفظ سر و سامان و جان و مال خویش تسلیم می شوند و میمانند به خود ستم کرده اند، و از آنچه برای حفظ و کسب آن آزادی و ایمان خود را فروخته اند محروم خواهند گشت.

و برعکس، آنان که در راه خدا از هر چه دارند می گذرند و هجرت می کنند، بیش از آنچه با هجرت از دست داده اند در هجرت به دست خواهند آورد.       (کتاب محمد خاتم پیامبران)



"چشم انداز هجرت:"

اسلام هجرت را به عنوان یک اصلی و یا حتّی یک حکم مطرح می کند، در اسلام هجرت فقط یک واقعه تاریخی نیست، زیرا مهاجرت به انگیزه های مختلف می تواند انجام گیرد:

1-در راه ایمان و به خاطر نجات آزادی و شرافت خویش و نجات مردم، داستان اصحاب کهف، هجرت مسلمانان به حبشه، حرکت و قیام امام حسین(ع) به عنوان یک هجرت و هجرت امام رضا(ع) به مرو نمونه ها و جلوه های بارز این نوع هجرت هستند.

در سوره نحل آیه 41 می خوانیم:

(و کسی که پس از ستمدیدگی بخاطر خدا مهاجرت کردند بی تردید آنان را در دنیا جای نیکوئی می دهیم، و بی شک پاداش آخرت بزرگتر است اگر می دانستند)

و در آیه 56 سوره عنکبوت میفرماید:

(ای بندگان من که ایمان آورده اید همانا زمین من وسیع است پس تنها مرا بپرستید و تسلیم فشار محیط نباشید)

2- برای به دست آوردن شرایط مساعد و امکانات تازه در مبارزه علیه محیط سیاسی و اجتماعی ظالمانه خویش از خارج، و یا به عبارت دیگر ترک جامعه خود برای بازگشت پیروزمندانه بدان، مانند مهاجرت مکه به مدینه، داستان حضرت موسی(ع)، و شاید بتوان دوران طولانی غیبت امام زمان(ع) و قیام و بازگشت حضرت(عج) و حضرت مسیح(ع) پس از قرن ها را نمونه ای از هجرت و رجعت دانست.

آرنولد توین بی، یکی از برجسته ترین مورخ معاصر جهان در کتاب خود به نام (بررسی تاریخ) نظریه ای دارد به نام اصل هجرت و رجعت:

می گوید: شخصیتهای بزرگ تاریخ بشر که سازنده تمدن، مذهب و یا جامعه ای بوده اند در دوره حیاتشان نخست ترک دیار خویش گفته اند و از جامعه و سرزمین خویش بیرون رفته اند، و پس از روزگاری غیبت که در آن برای انجام رسالت خطیرشان آماده گشته اند به میان قوم خود بازگشته اند و کارشان را آغاز کرده اند، و در حقیقت این رجعت های خلاقه و بزرگ همواره پس از هجرتی آرام و خاموش بوده است. (محمد خاتم پیامبران جلد1)

3- اشاعه فکر و گسترش عقیده در سرزمین ها و جوامع دیگر و انجام رسالتی جهانی و انسانی که هر مسلمان بدان متعهّد است و در قبال بشریت و بیداری و آزادی و خوشبختی همه ملتها و نژادها مسئولیّت دارد.

هجرت بسیاری از مسلمانان به سرزمین های مختلف، هجرت عدّه ای از یاران و شیعیان اهل بیت(ع) به بهانه همراهی با سربازان خلفاء به ایران و یا کشورهای دیگر امّا به انگیزه گسترش فرهنگ اهل بیت(ع)، سفر و هجرت تعدادی از آنها در لبّیک به دعوت پیامبر(ص) که (طلب علم کنید اگر چه در چین باشد)، و گسترش دامنه تمدن اسلامی از شرق تا غرب عالم، نمونه های بارز این نوع هجرت است.

4- مطالعه و شناخت علمی جهان و طبیعیت و تاریخ، بر اساس دعوت قرآنی که می فرماید:

(بگو در زمین سیر کنید و بنگرید که چگونه خلقت آغاز شد- 20 عنکبوت)

و در آیه دیگر: سیر در تاریخ:

بی تردید پیش از شما ماجراها گذشت، پس در زمین بگردید و ببینید که سرانجام تکذیب کنندگان چه سان بود. (آیه 137 آل عمران)

محصور ماندن در یک فضای محدود علمی رشد فکری انسان را بسته و محدود می کند باید از فضاهای بسته هجرت کرد، سیر در آفاق و انفُس، و ضَرب فی الارض داشت تا به اوج مسائل علمی رسید.

5- نکته بسیار حسّاسی که در اصل هجرت در قرآن به ذهن می رسد و دایره معنای هجرت را تا بینهایت دور می سازد و وسعت می بخشد اینست که این لفظ در قرآن به معنای عام و مطلق به کار می رود و به اصطلاح زبان شناسی اجتماعی (درجه معنی) این کلمه چنان اوج گرفته است که از سطح زمین (هجرت از نقطه ای به نقطه دیگر) بالاتر رفته و تا بام بلند روح و آسمان های شگفت معنویت های اخلاقی و انقلابات فکری و روانی صعود کرده است، و در اینجاست که ما در برابر یک اصل بزرگ و بسیار عمیق و جدیدی به نام هجرت قرار میگیریم.

یک مسلمان پس از ایمان و پیش از دریافت فرمان جهاد بی درنگ خود را در برابر یک اصل برزگ و یک فرمان قاطع می بیند، مهاجرت از بیرون و مهاجرت از درون، سفر بر روی خاک و سفر در عمق روح، مهاجرت نه تنها از زادگاه خویش بلکه از خویشتن خویش

قرآن از زبان حضرت ابراهیم(ع) می فرماید: (إنّی مُهاجِرٌ الی رَبّی- من به سوی پروردگار خود هجرت می کنم... 26 عنکبوت)


و در متن روایات:

الف: (ابوذر از پیامبر(ص) می پرسد که کدام هجرت افضل است؟ حضرت فرمودند: کسی که از بدی ها هجرت کند- مستدرک وسایل الشیعه جلد 11 صفحه 277)

ب: امام باقر(ع) می فرمایند:

(آن کس که با میل و رغبت به اسلام وارد شود مهاجر است. کافی جلد 8 صفحه 148)

ج: رسول گرامی اسلام می فرمایند:

(هجرت، دو هجرت است، یکی از آن هجرت ها آنست که از بدی ها و گناهان هجرت کنی و هجرت دیگر آنست که مهاجر به سوی خدا و رسولش باشی، و تا زمانی که توبه از گناهان راهش باز است هجرت قطع نمی شود- میزان الحکمة جلد 10 صفحه 302)

د: و از همان حضرت نقل شده که:

(مهاجر کسی است که از لغزش ها و گناهان هجرت کند. میزان الحکمة جلد 10 صفحه 304)

ه: و در خطبه 189 نهج البلاغه آمده است:

(مهاجرت بر همان حدّ نخست خود باقی است، زیرا خداوند به مردم روی زمین از اینکه ایمانشان را پنهان دارند و یا آشکار کنند نیازی ندارد، نام هجرت را برکسی نمی توان گذارد جز آن کس که حجّت خدا را بر روی زمین بشناسد. بنابراین آن کس که حجّت خدای را شناخت و به آن اقرار نمود او مهاجر است)

و چنین است که اسلام هم می کوشد که جامعه را به حرکت درآورد تا بر جای نایستد و نمیرد و هم فرد را.

موجیم که آسودگی ما عدم ماست             ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

انسان را از بیرون به جنبش می خواند، و از درون به انقلاب، و بدین گونه است که او را همواره از توقف و انحطاط و انجماد می رماند، و به حرکت و ارتقاء و انقلاب دائمی می راند. و اینها را همه با معجزه ی علمی هجرت می کند، هجرت آفاقی، هجرت انفسی.

و چه زیباست توجّه به این نکته ظریف که بسیاری از واژه های دینی و قرآنی بار معنای: حرکت، تکاپو، آگاهی و هدفمندی را دارند:

اُمّت: گروه هدفدار پویایِ آگاه و با بصیرت

مَذهب: رفتن، راه

مَسلَک: راه و روش

شریعت: راه ابی که به رودخانه عظیم متّصل می شود

حج: قصد و آهنگ و حرکت و رفتن، سعی و اطراف

صراط: بزرگ راه

و جهاد: تلاش و کوشش که در هجرت شکل می گیرد

ساحل افتاده گفت گرچه بسی زیستیم

هیچ نه معلوم شده آه که من چیستم

موج زخود رفته ای تیز خرامید و گفت

هستم اگر می روم گر نروم نیستم

و قیام جهانی امام مهدی(عج) و جامعه آرمانی او، نهایت آمال امّت مهاجر و مهاجران آفاقی و انفسی عالم است.